بیشترلیست موضوعات مقدمه مقتطف من كلامه فى التوحيد توحيد مقتطف من كلامه فى الرساله الالهيه رسالت مقتطف من كلامه فى الامامه امامت مقتطف من كلامه فى العدل عدالت مقتطف من كلامه فى المعاد رستاخيز قيامت توضیحاتافزودن یادداشت جدید
بنگريد به اين مورچه با كوچكى جثه و ظرافت اندام كه با نگاهى گذرا ديده نمى شود و راز وجودش در آينه ى انديشه نمى گنجد. بنگريد كه بر روى زمين چگونه مى جنبد و عاشقانه بر رزوى خود مى جهد: دانه را به لانه ى خود مى كشد و در پيچ و خم انبارها مى چيند. در تابستان به فكر زمستان است و در روز فراخى نعمت به ياد روزهاى سخت و پر محنت روزى او برآورد شده و به فراخور حالش حوالت گشته: چرا كه خداوند منان از وجود او غافل نمى ماند و تلاش او را بى پاداش نمى گذارد. گر چه در لجنزارى خشكيده بلولد و يا در شنزار بى گياهى در پيروى بپويد. اگر در لوله هاى گوارش او از بالا و پائين بنگرى و اسرار درون آن را بسنجى و لختى در چشم و گوش او بينديشى، از آفرينش او در شكفت مانى و از توضيح نكاتش در مانده و عاجز شوى. وه چه والا است آن خدائى كه اندام مورچه را سازمان داد و قالب ظريف او را تحكيم بخشيد و استوار نمود. در شكافتن سلولهاى وجودش جز خداى يكتا، شكافنده اى شركت نكرده و در پيرايش اندام ظريفش، جز دست خدا، دست تواناى ديگرى بيارى برنخاست. اگر در جاده هاى فكر و انديشه ات تا نقطه ى پايان بتازى و اسناد و شواهد علمى را از نظرت بگذرانى، جز به اين نكته ى علمى دست نيابى كه شكافنده ى سلول مورچه همان شكافنده ى نخل خرما است، و اين موقعى است كه نهاد هر پديده اى با دقت تشريح شود، و تفاوت بافته هاى نبات و حيوان از پرده ى اوهام و پندار درآيد. چرا كه ريز و درشت، سنگين و سبك، توانا و ناتوان در قالبگيرى آفرينش يكسان است. و اگر خواهى شمه اى درباره ى ملخ واگو كه برايش دو چشم آتشين افروخت و چون هاله ى ماه دو حلقه ى تابان بر گرد آن كشيد. گوش او را نهان ساخت و دهان او را فراخور حالش گشود و سامعه ى او را احساس كرد. با دو دندان تيز براى بريدن و چيدن و دو چنگال داس براى گرفتن و چسبيدن. كشاورزان و باغداران از هجوم او در هراسند و چون هجوم آرد تاب و توان مقاومت ندارند، گر چه سپاهى در برابر او بسيج آرند. بى محابا بر شاخه ها مى جهد و با اشتها آن چه بخواهد مى ربايد و مى خورد و با اين قدرت و صلابت، تمام قد و بالايش به يك انگشت ظريف نمى رسد. اگر همه ى جانداران: از پرندگان و چرندگان، آنها كه در لانه ها آرميده اند و آنها كه در دشت و دمن به گشت و گزارند. از همه جنس: آدم و جن و پرى. از همه نوع: به سياه و سفيد و شرقى و غربى. آنها كه چون