سید جمال، جمال حوزه ها نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

سید جمال، جمال حوزه ها - نسخه متنی

سیدعباس صالحی، حسین مسعودی، محمدصادق مزینانی، سید عباس رضوی، علی اکبر ذاکری، عبدالحسین صالحی شهیدی، حسین شرفی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

خرافه زدايي.

براي باز گشت به اسلام،افزون بر معّرفي چهره راستين آن، بايد چهره مسخ شده واوهام گرفته ومفاهيم دگرگونه وخرافه آلود را شناسائي ومعرّفي كرد واز ذهنها زدود.

خرافه زدايى،پالايش اسلام از ناخالصيها،پندارهاي غلط وانديشه هاي ضّد اسلامي از مهمترين اهداف سيّد در راستاي احياي اسلام راستين به شمار مي آيد.

سيّد براين باور بود كه كم خردي مردمان، برداشتهاي خشك ونامربوط ظاهرگرايان انديشه گريزو دستهاي پنهان و مرموز دشمنان اسلام، در گسترش واشاعه خرافات وتحريف حقايق وتعاليم حيات بخش اسلام مؤثر بوده است. دوستان ناآگاه وفريب خورده ودشمنان اسلام، موجب شدند كه اسلام از صورت مجموعه به هم پيوسته ونظامي متشكل خارج گردد وهر جزء آن، بدون ارتباط با ديگر اجزاء تفسير گردد ومفاهيمي كه براي ستمگران وقدرتمندان خطر آفرين نبوده ترويج ومفاهيم ارزشمند ديگر همچون: جهاد، عدالت، شهادت به بوته فراموشي سپرده شود.

از اين روى، ايشان تاكيد مي كردكه: عالمان دينى، بايد خرافات را از دين بزدايند وبه تفسير وتبيين درست مفاهيم ديني بپردازندوحيات اصلي اش رابدو باز گردانند.(35).

در اين صورت، سرچشمه دين زلال مي ماند وحيات آفرين وزندگي ساز خواهد بودوگرنه عليه اصول اساسي خود به كار مي رود وبه ابزاري خطرناك دردست صاحبان زرو زورو تزوير، در جهت استعمار مستضعفان به كار مي آيد.

وى، غبار اندود شدن چهره دين وعدم بقاي آن اعتقادات قوي واخلاص عميق مسلمانان صدر اسلام در نسلهاي بعدي رابه عوام زير مربوط مي داند:.

1.گسترش جبر گرايى.

2. گسترش گونه تحريف شده قضاوقدر. اين وارونگي در برداشت، چنان اثر تخر يبگري داشت كه بسياري از مردم را از كارهاي جدي وبنيانى، باز داشت.

3. توطئه زنديقان وتحريف تعاليم حياتبخش اسلام، بادر آميختن عقايد باطل بدان.

4.گسترش عقايد وانديشه هاي سوفسطائيان.اينان، حقايق رابه گونه اوهام جلوه مي دادند.

5.جعل وتحريف دروغ پردازان ونسبت ناروا به رسول اللّه.احاديثي مي ساختند ومي پرداختند وگسترش مي دادند كه روح تلاش وعزت را نابود مي كرد ومردم رابه زبوني وضعف مي كشاند.(36).

اين مصلح بزرگ، باتمام توان به روشنگري در زمينه هاي فوق پرداخت ودر برخي از موضوعات مقالاتي مستقل نگاشت.(37).

شيوه سيّد، در اين مسائل اين بود كه مردم رابا تاز يانه توبيخ بيدار كند، آن گاه حسّ اميد شان راتحريك نمايد ونشان دهد تا هنگامي كه اصل عقيده اسلامي باقي است، بر طرف كردن اين نقيصه ها كار آساني است. بدين جهت، دائماً مسلمانان نخستين وعزتّ وشوكت آنان رانمونه مي آورد.

سيّد، در رساله نيچريه، پس از تبيين نقش دين وامتياز دين اسلام برسايراديان، پيشرفت امتها ورسيدن به معارف وفضايل وشناخت حقايق وسعادت دنيا وآخرت را متوقف بر چهار اصل مي داند. نخستين اصل راخرافه زدايي مي داند:.

(بايد لوح عقول امم و قبائل، از كدورات خرافات وزنگهاي عقايد باطله وهميه پاك بوده باشد، زيرا آن كه عقيده خرافي حجابي است كثيف كه علي الدّوام حايل مي شود در ميانه صاحب آن عقيده وميانه حقيقت و واقع واو را باز مي دارد از كشف نفس الامر، بلكه چون يك عقيده خرافي راقبول كرد، عقل او را وقوف حاصل شد واز حركت فكريه سر باز زد، پس از آن حمل برمثل كرده، جميع خرافات و اوهام راقبول خواهد كرد واين موجب آن مي شود كه از كمالات حقّه دور افتد وحقايق اكوان بر او پوشيده ماند،بلكه سبب خواهد شد كه جميع عمر خود رابه اوهام ووحشت ودهشت وخوف وبيم بگذراند واز حركت طيور وجنبش بهايم در لرزه افتد، واز هبوب رياح وآواز رعد و درخشيدن برق مضطرب گردد وبه واسطه تطيرات وتشاؤمات از غالب اسباب سعادت خود بازماند وبه هر حيله باز ومكارودجالي گردن نهد وكدام بدبختي از اين گونه زندگي بدتر خواهد بود.)(38).

پس از سخنان فوق، بر عقل وتوحيد اسلامي براي عدم پذيرش خرافات تكيه مي كند وپذيرش خرافات را در تضاد با عقل مي داند.

1.
(تفسير وتفاسير جديد) بهاء الدّين خرّمشاهى/57، سازمان انتشارات كيهان.

او مي گويد:( اگر خداوند اطاعت ودست نشاندگي ما رادر قبال نژاد ديگري (انگليسيها) مقدر كرده باشد،نژادي كه آزادي ديني رااز ما دريغ نمي دارد وبر ما عادلانه حكم مي راند، وصلح وصفا بر قرار مي دارد، مال وجان ما را حفظ مي كند، چنانكه انگليسيان در هند بر همين نهج رفتار مي كنند، بر ما ست كه خير خواه آنان باشيم ودست دوستي آنان را بفشاريم.).

2.
مجلّه(حوزه) شماره 50 - 51 ويژه نامه ميرزاي شيرازي بزرگ/ 187.

3.
(نقش سيد جمال الدين در بيداري مشرق زمين)،محيط طباطبائى، مقدمه وملحقات: سيد هادي خسروشاهي 24 - 25، مقدّمه، دارالتبليغ اسلامي ،قم.

4.
(العروة الوثقى) با مقدمه سيد هادي خسرو شاهى/129 - 130.

5.
(مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى)،ترجمه ونگارش سيّد غلامرضا سعيدى/145،دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران.

روزي سلطان عثماني كنيزك ماهرويي رابر وي عرضه كرد سيّد نپذيرفت، سلطان گفت: آيا انديشه ابوالعلاء راتاييد مي كني كه مي گفت:.

هذا جناة ابي علّى وماجنيت علي احد. گفت: هرگز!چگونه مرد خردمند، ازدواج راجنايت مي داند وحال آن كه بقاي نوع انسان وعمران وآبادي كشورها بدان بسته است. امّا من آنچه رادر اين امر از عدل وانصاف وفراغ بال لازم است، ندارم ونمي توانم داشته باشم، از اين روي تنهايي را ترجيح مي دهم.

6.
(نيچريه)، سيد جمال الدين اسد آبادى/51 - 52، انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

7.
(العروة الوثقى)/20.

8.
(نيچريه)/52.

9.
(همان مدرك)/52 - 56.

10.
(همان مدرك)/55.

11.
« همان مدرك)/56.

12.
(العروة الوثقى)/21.

13.
(همان مدرك).

14.
(همان مدرك)/21 - 22.

15.
(نيچريه)/13.

16.
(همان مدرك)/79؛ (سيد جمال الدين حسيني پايه گذار نهضتهاي اسلامى)، صدرواثقى/381،شركت سهامي انتشار.

17.
(نيچريه)/13.

18.
(همان مدرك)/75.

19.
(بررسي اجمالي از نهضتهاي صد ساله اخير)/شهيد مطهرى/25، نشر عصر، قم.

20.
(شيخ محمد عبده مصلح بزرگ مصر)، مصطفي حسيني طباطبايى/42، به نقل از رساله.

(الواردات في سر التجليات)، چاپ مصر، چاپ شده ارجزء دوّم(تاريخ الاستاذ الامام الشيخ محمّد عبده).

21.
(بررسي اجمالي از نهضتهاي صد ساله اخير)/25.

22.
(العروة الوثقي )/34.

23.
(العروة الوثقي )/34.

24.
(زعماء الاصلاح في العصر الحديث)، احمد امين/113، دارالكتب العربى، بيروت.

25.
(تفسير المنار)، ج 82/2، دارالمعرفه، بيروت عبده،.

در ذيل آيه 167سوره بقره مي نويسد:.

(ولمّا تصدي بعض العلماء في القرن الثاني والثالث لاستنباط الاحكام واستخراج الفروع من اصولها - ومنهم الائمه الاربعه - كانوا يذكرون الحكم بدليله علي هذا النمط، فهم متفقون مع الصّحابه والتابعين، عليهم الرضوان، علي انه لايجوز لاحدان يا خذ بقول احد في الدّين مالم يعرف دليله ويقتنع به. ثّم جاءَ من العلماء المقلدين في القرون الوسطي من جعل قول المفتي للعامي بمنزلة الدّليل مع قولهم بانّه لوبلغه الحديث فعمل به كان كذلك اواولى. ثم خلف اعرق منهم في التقليد فمنعوا كّل النّاس اخذأي حكم من الكتاب او السنّه وعدوامن يحاول فهمهما والعمل بهماز ائغاً وهذا غاية الخذلان وعداوة الدّين، وقدتبعهم الناس في ذلك فكانوالهم انداداً من دون اللّه، وسيتبراء بعضهم من بعض كما اخبر اللّه.).

سپس در ادامه مي گويد از ائمه اربعه نقل شده كه از پذيرش گفتار آنان بدون آگاهي از دليلي كه براي آن حكم دارند نهي كرده اند ودستور داده اند كه اگر گفتار آنها با كتاب خدا وسنّت رسول خدا(ص) مخالفتي داشت آراء آنان راترك كنند.

26.
(مقالات جماليه)، سيد جمال الدين اسد آبادى/93، به كوشش ابوالحسن جمالى، انتشارات اسلامى.

27.
(همان مدرك)/94.

28.
(همان مدرك )/147 - 148.

29.
(نيچريه)/10- 11.

30.
اين رساله را سيّد، در دوران اقامت خود در هند، به فارسي نگاشته است. پس از آن به اردو،فرانسه به عربي ترجمه شده است.اينرساله تنها برضد ماديگري نيست، بلكه همچون ديگرنوشته هايش در راستاي مبارزه با خرافات، بازگشت به اسلام ومبارزه با استعمار فرهنگى... نيز هست.

31.
(همان مدرك)/12 - 13.

32.
(مقالات جماليه)/97.

33.
(العروة الوثقى)/49.

34.
(زعماء الاصلاح)/86 - 93.

35.
(سيد جمال الدين حسينى، پايه گذار نهضتهاي اسلامى)/380؛ (العروة الوثقى)/49.

36.
(زعماء الاصلاح)/83 -84.

37.
(العروة الوثقى)/49.

38.
(نيچريه)/75.



/ 73