اصول حركت اصلاحي سيّدجمال الدّين اسدآبادي. - سید جمال، جمال حوزه ها نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

سید جمال، جمال حوزه ها - نسخه متنی

سیدعباس صالحی، حسین مسعودی، محمدصادق مزینانی، سید عباس رضوی، علی اکبر ذاکری، عبدالحسین صالحی شهیدی، حسین شرفی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اصول حركت اصلاحي سيّدجمال الدّين اسدآبادي.

محمّدصادق مزيناني.

اصول حركت اصلاحي سيّدجمال الدّين اسدآبادي.

سيّد جمال سرسلسله مصلحان.

مصلح عالم اسلام.

بازگشت به اسلام راستين.

الف.بازگشت به اسلام، منهاي اجتهاد:.

ب:بازگشت به اسلام ، همراه با اجتهاد.

معرّفي چهره حقيقي اسلام.

1.پيوند دين وسياست:.

2.ضرورت اجتهاد:.

3.پالايش معارف علمي ودينى:.

4.مقابله با تفكرات الحادى:.

5.پاسخ به شبهات:.

خرافه زدايي.

اصول حركت اصلاحي سيّدجمال الدّين اسدآبادي.

در نيمه دوّم قرن سيزدهم هجرى، تهاجم گسترده وهمه جانبه استعمار غربي به جهان اسلام آغاز شد. اين تهاجم، واكنشهاي گوناگون رااز سوي سياستمداران، روشنفكران، عالمان ومتفكران جامعه اسلامي به دنبال داشت. برخي فرهنگ وتمدن غرب راپذيرا شدند وبه آن علاقه نشان دادند وبرخي ديگر به نفي و تحريم مطلق آن حكم كردند.

گروه نخست ترقّي وپيشرفت را در گرو پيروي بي قيدو شرط از غرب مي پنداشتند. در هند، سر سيّد احمد خان ودر ايران ملكم خان، اين انديشه راتبليغ مي كردند.وبي شرمانه از(اطاعت بي چون وچرا از انگلستان (1) و(اخذ تمدّن غربي بدون دخالت ايرانى)(2) سخن مي گفتند.

گروه دوّم، از علوم وفنون وفرهنگ غربي روي بر مي تافتند وآن راضّد اسلام معرفي مي كردند و فرهنگ ملّي واسلامي موجود راخوب ومفيد وكافي مي دانستند وبه شدّت از آن دفاع مي كردند.در اين گيرو دار، جريان سوّمي بود كه سنجيده وآگاهانه با تمدن غربي برخورد مي كرد. نه تسليم وسرسپردگي بي قيد و شرط را روا مي دانست ونه نفي وتحريم مطلق راراه نجات و سعادت مي شناخت.

به عقيده اين گروه، غرب داراي دو چهره بود: چهره علمي وكارشناسى، چهره استعماري وسلطه گرى. اين جريان با حفظ هوّيت ملّي وديني خود، استفاده از دانش وتكنولوژي غرب را مي شمرد. در عين حال، از نظر فكري وسياسي به طرد ونفي ارزشها وعقايد سياسي واجتماعي غربيان مي پرداخت وامّت اسلامي رابه ستيزي همه جانبه عليه سلطه گري وغارتگري غرب فرا مي خواند.براي رسيدن به اين مقصد، براحياي تفكر ديني وبازگشت به اسلام راستين اصرار داشت.

تجربه نشان داد كه گروه اوّل ودوّم، افراطي وتفريطي مي انديشيده اند ودر عرصه هاي وگوناگون، قادر به پاسخ گويي مسائل ومعضلات مسلمانان نبوده اند. ولي جريان سوّم، به دليل واقع گرايى، تحرك وپويايي انديشه اي كه طرح كردند، توانستند در تحولات اخير ملل اسلامي نقش آفريني كنند.

واژه ها واصطلاحاتى، همچون: (احياء فكر دينى)،(اصلاح طلبي اسلامى)، باز گشت به اسلام)،(بازگشت به قرآن)،( تجديدحيات دين)، (جنبش احياء)، (رنسانس اسلامى)، (پروتستانيسم اسلامى) (باز گشت به خويشتن)و... براي شناسدن اين جريان به كار رفته است. به عقيده ما بهترين ومناسبترين تعبير (اصلاح طلبي اسلامى) ويا(احياء فكر دينى)است.

مقصود از اصلاح، مفهوم جامعه شناسي آن، يعني رفرم در مقابل انقلاب نيست. بلكه مفهوم قرآني آن مراد است: سامان بخشيدن، در مقابل (افساد): نابساماني ايجاد كردن. افساد ويا اصطلاح، در همه امور فرهنگى، سياسي واقتصادى.

سيّد جمال سرسلسله مصلحان.

اهل اطلاع وتحقيق سر سلسله وبنيانگذار اين جريان فكري رادر سده اخير، سيد جمال الدّين اسد آبادي دانسته اند.

صراحت، شجاعت، تواضع و فروتنى، ايمان به خدا وايمان به هدف، ايمان به مبارزه، استقامت در اين راه، قدرت استدلال، جذب بسيار، دركي زنده از اسلام ودشمنان اسلام، احساس مسؤوليت نسبت به سر نوشت اسلام ومسلمانان و... از ويژگيهاي آن مرد بزرگ است.درباره زندگاني سيّد واهداف او، كتابها،رساله ها و مقالات بسياري به زبانهاي گوناگون نوشته شده امّا هنوز چهره واقعي او شناخته وشناسانده نشده است. شخصيتهاي بزرگ استعمار ستيز، حركتهاي اصلاحي و ضّد استعمارى، در طول تاريخ، از مكروحيله تاريخ نگاران استعماري و درباري مصون نمانده اند. هر چه حركت كوبنده تر، عظيم تر، شكننده تر بوده، دشمن در جعل وتحريف، قوي تر وپيچيده تر پابه ميدان عمل گذارده است. تاريخ مبارزات صد ساله اخير، گواه اين دعوي است ونهضت اصلاحي سيّد جمال، بهترين شاهد.

در اين نوشتار بر آنيم كه اهّم اصول حركت اصلاحي او را، كه نما يا نگر چهره واقعي اوست، در حدّ توان، باتكيه بر منابع ومآخذ ترسيم نماييم.

مصلح عالم اسلام.

سيّد، كه در كابل او را اسلامبولي ودر قاهره كنري ودر اروپا افغاني ودر حيدر آباد دكن مصريش مي پنداشتند وروز نامه هاي ايران او را ايراني وسيّد همداني مي ناميدند، در افقي گسترده، به دور نماي وسيعي مي نگريست كه در آن،جامعه مسلمانان بدون قيد ونژاد ،براي تغيير اوضاع نامناسب روزگار خويش كوشش مشترك داشته باشند. سيّد، مصلح عالم اسلام بود. از اين روى، همگان: هندى، افغانى، ترك، تاتار، عرب، ايراني و... از خورشيد وجود او پرتو مي گرفتند.(3).

سيّد پس از سفرهاي بسيار وكاوش در اوضاع اجتماعى، سياسي و... جوامع اسلامى، به نابساما نيها پي برد:.

(مسلمانان)مورد تاخت وتاز بيگانگان قرار گرفته وامو الشان غارت شده است. بيگانگان بر اكثر كشورهاي اسلامي مسلّط هستند. سرزمينهاي آنان را قطعه قطعه ودر ميان خود تقسيم مي كنند وبه سخنان آنان گوش نمي دهند وبه دستور آنان توجّه نمي كنند. چنان خوار وذليل گشته اند كه پادشاهان وامراي باقي مانده اين امّت، صبح رابا مصائب شروع مي كنند وروز خود را بارنج ومشقت به شب مي رسانند. ترس از بيگانگان، بر وجود آنان غلبه كرده ويأس بيش ازاميّد بر روح آنان مستولي شده است...)(4).

سيّد، در جاي جاي گفته ها و نوشته هايش انحطاط وعقب ماندگي مسلمانان راگوشزد مي كند وريشه آن رامي نماياند. در حقيقت، دردها رانشان مي دهد و مسلمانان، بويژه عالمان ومتفكران اسلامي رابراي چاره جويى، به قيام واقدام فرا مي خواند. دردهايي كه سيّد بارها از آن سخن گفته عبارتند از:.

1.فاصله مسلمانان از اسلام راستين و نفوذ و گسترش عقايد خرافي در انديشه آنان .

2. نفوذ واستيلاي بيگانگان، بويژه انگليس بر كشورهاي اسلامى.

3. استبداد حكّام خود كامه در كشورهاي اسلامى.

4.عقب ماندگي جوامع اسلامي از كاروان علم وتمدّن بشرى.

5. تفرقه وجدايي ودر نتيجه عدم شناخت از يكديگر.

6.تهاجم گسترده فرهنگي غرب براي نابودي هويت فرهنگي مسلمانان.

سيّد، براي درمان اين دردها واين وضعيت ناگوار كه بر مسلمانان حاكم شده بود، از همه وسائل ممكن: مسافرت، تماس بارجال شرقي وغربى، سخنرانى، نشر كتاب و مجلّه، تشكيل حزب وجمعيت، تربيت شاگردان و... سود جست وحتّي در اين راه از ازدواج صرف نظر كرد.(5).

سيّد، براي علاج اين دردها بر اصولي پاي فشرد از جمله:.

1.بازگشت به اسلام راستين.

2.مبارزه با استعمار غرب، بويژه انگليس وتوجّه دادن مسلمانان به اين كه استعمار دشمن اصلي است.

3. مبارزه با ايادي استعمار، حكّام مستبد وبيگانه پرست، غربزدگان، عالمان دربارى.

4.اتحّاد وهماهنگي كشورهاي اسلامى.

اصول فوق، مهمترين اصول حركت اصلاحي سيّد است كه براي اعاده هويت امت اسلامي ومواجهه با تمدّن فرنگي وهجوم گسترده استعمار ارائه شده وپس از وى، از سوي ديگر مصلحان پي گرفته شده است.

تحليل وبررسي دقيق وهمه جانبه اصول فوق در اين نوشتار مقدور نيست. از اين روى، خطوط اصلي تلاشهاي گسترده سيّد راترسيم مي كنيم. به اميد آن كه محققان در شرح وبسط آن بكوشند.

بازگشت به اسلام راستين.

همه مصلحان اسلامي با اختلاف درمذاق ومشرب وبا تفاوت در انتخاب راه وكيفيّت عمل، راه نجات امّت اسلامي رادر باز گشت به اسلام نخستين مي دانند. براي رسيدن به آن، شناخت وشناسندن اسلام اصيل و پيرايش آن از او هام واباطيل را لازم مي دانند.

در شعار باز گشت به اسلام اصيل، دو تلّقي ودو گرايش عمده ومتضاد، وجود دارد. تشابه پاره اي از شعارها، برخي از انديشه وران داخلي وخارجي رابه اشتباه افكنده است.

اين دو شيوه عبارتند از:.

الف.بازگشت به اسلام، منهاي اجتهاد:.

اين تلّقى، رعايت تمامي نهادها وظواهر صدر اسلام رالازم الاجراء وهر گونه اجتهاد واستنباطي از دين ومسائل ديني راناروا وبدعت مي شمرد. اين تفكّر، دانشهاي بي سابقه در صدر اسلام را خلاف شريعت مي داند وبر اساس آن، علومي چون:فلسفه وكلام راويرانگردين وفيلسوفان ومتكلمان وهو اخواهان آنان را خارج ازدين مي پندارد.

بر تعبّد پاي مي فشارد وهمواره با تعقّل ودستاوردهاي بشرى،سر ستيزدارد. اينان، در جوامع اهل سنت، به پيروان فكري اشعريان نامبردارند ودر ميان شيعه به پيروان فكري اخبار يان.

/ 73