ذ لت حيله گري - حرف حق نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
ذ لت حيله گري
وقتي براابوالصقراسماعيل بن بلبل ،وزيرمعتمد،داخل شد .وزيرگفت:ياابوالعيناء!سبب تاخيرچيست كه ديري است ماراملاقات توميسر نمي شود .گفت: الاغ مرادزديدندولذاازدرك ديدارشمامحروم شدم .وزيرگفت: الاغ ت راچگونه دزديدند؟گفت:من همراه دزدنبودم تاازچگونگي سرقت حمارتو راخبردهم .گفت:پس ازآن مي بايستي برمركبي ديگرمي نشستي تازيارت مارا ترك ننمايي .ابوالعيناءگفت:بي چيزي مانع راآن شدكه الاغ ي ديگربخرم .وزير گفت:مي توانيستي بامكروحيله الاغ كسي رابستاني وبه ديدارمابيايي .ابوالعيناگفت:مكاري وحيله گري همراه باذلت است ومن اين ذلت رانمي پذيرم .وزيرگفت:مي خواستي الاغ ي به عاريت بگيري وبه ديدارمابيايي .ابوالعيناء گفت:عاريت گرفتن چيزي ملازم بامنت كشيدن است ومن زيربارمنت كسي نتوانم رفت .