مبلغان مسيحى در ايران - گفت و گوهای علمی در عصر صفوی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

گفت و گوهای علمی در عصر صفوی - نسخه متنی

علی اکبر ذاکری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

گزاره ها و مقوله هاى گوناگونى در عصر صفويه مورد بحث و گفت وگو بوده است:

1. شبهه هاى اهل كتاب بويژه مسيحيان و نقد ديدگاههاى غيرواقعى و خرافى و ناسازگار آنان با قرآن.

2. نقد باورهاى اهل سنّت و پاسخ به شبهه هاى آنان.

3. نقد و بررسى ديدگاههاى مطرح در حوزه هاى شيعه: اخباريان صوفيان و….

گفت وگوهاى علمى متفكران شيعه با اهل كتاب

در روزگار صفويه مسيحيت و اروپاى غربى عصر قرون وسطايى را سپرى كرده و با تلاش علمى به صنعت ساخت كشتى بخار و ابزار نظامى و… دست يافته بود.

غرب پس از دستيابى به صنعت براى به دست آوردن منابع اقتصادى بيش تر تلاشهاى گسترده اى را آغاز كرد و پا را از قلمرو خويش فراتر نهاد. كشورهايى مانند: پرتغال ايتاليا اسپانيا انگلستان و فرانسه هر يك برابر توانايى كشتيرانى و قدرت

نظامى كه داشتند به ديگر سرزمينها دست يازى مى كردند و توجه تمام به شرق داشتند; زيرا منابع اقتصادى فراوانى در اين قاره نهفته بود.

بزرگ ترين سدّى كه بر سر راه استعمارگران وجود داشت و نمى گذاشت آنان از قلمرو خود پا را فراتر نهند امپراطورى عثمانى بود. اين حكومت بسيارى از سرزمينهاى شرق را در اختيار داشت و با مسيحيت دشمنى ديرينه داشت. در كنار اين دولت صفويان بودند كه مانند اروپا دولت عثمانى را دشمن خود مى دانستند; از اين روى اروپا و ايران در مخالفت با دولتِ عثمانى هماهنگ و همسو شدند و اين ديدگاه مشترك و منافع اقتصادى دو جانبه اروپاييان و صفويان را به يكديگر نزديك مى ساخت. شاه عباس براى به دست آوردن اعتماد برادران شرلى كه در سال1006هـ./1591م. به دربار ايران آمده بودند در يكى از مهمانيها در همراهى با مسيحيان گفت:

(من نعل كفش يك عيسوى را بر بزرگ ترين مردان عثمانى ترجيح مى دهم.)5

اروپا تلاش مى ورزيد اعتماد صفويان را به دست بياورد. مشاوران و كارشناسان نظامى به سوى ايران گسيل مى داشت تا بنيه نظامى ايران را در برابر دولت عثمانى تقويت كند. با گسيل داشتن مشاوران نظامى مبشران و مبلغان مسيحى نيز به سوى ايران سرازير شدند. اروپا وقتى دانست دولت ايران به همكارى با اروپا اهميت مى دهد و به اين همكارى و پيوند براى در افتادن با دولت عثمانى سخت نيازمند است سعى كردند از اين فرصت براى نشر مسيحيت بيش ترين بهره را ببرند و مانند خاور دور آفريقا و آمريكاى جنوبى ايران را در دام مسيحيت استعمارگر گرفتار سازند.

مبلغان مسيحى در ايران

اروپاييان براى نشر عقائد خود كه زمينه ساز استعمار و به بردگى كشيدن ملّت ايران بود در آغاز به گسيل داشتن مبلغان خويش به ايران پرداختند و آن گاه كه مبشران پيشقراولان استعمار دريافتند عقائد آنان قابل درك و پذيرش نيست به تحليل و توجيه عقائد خود رو آوردند و در مرحله بعد به مناظره و گفت وگو با علماى اسلام نشستند و وقتى كه از اين برخورد نيز نتيجه نگرفتند به هجوم عليه عقائد و باورهاى دينى مسلمانان روى آوردند كه در تمام اين مراحل با بازتاب جانانه و پاسخهاى استوار علماى دين روبه رو شدند.

فليپ دوم پادشاه اسپانيا كشيشى به نام پرسيمون مورالس به دربار سلطان محمد خدابنده لو (حكومت966 ـ 985) فرستاد و از خواسته هاى وى اين بود كه: به پيروان مذهب كاتوليك در سراسر ايران آزادى كامل داده شود.6

گروهى بر اين باورند: هيأتهاى مبلغان پرتغالى نخستين هيأتهاى مذهبى بودند كه در زمان صفويان وارد ايران شدند. آنان در سال 1602م./1010هـ.ق. به اصفهان آمده و كار خود را آغاز كردند.7

فليپ سوم پادشاه اسپانيا چند سال پس از آمدن نماينده فليپ دوم به ايران به نايب السلطنه هندوستان و اسقف بندر (گوا) دستور داد: يك هيأت روحانى به دربار شاه عباس بفرستد. وى نيز دو كشيش به همراه كشيش آنتونيودوگوه آ به ايران فرستاد. اين هيأت در تاريخ 22 شعبان 1010هـ.ق./ 15 فوريه 1602م. به ايران آمد و يكى از خواستهاى شاه اسپانيا آزادى كامل تبليغ دين مسيح در سراسر ايران بود.

شاه عباس علما و روحانيان را بزرگ ترين سدّ راه تبليغ مسيحيت در ايران

مى دانست و او نمى خواست و يا نمى توانست با عالمان و روحانيان در افتد. از اين روى آنتونيودوگوه آ كه رياست هيأت اسپانيايى را به عهده داشت در سفرنامه خود پاسخ شاه عباس را اين گونه نقل مى كند:

(من حاضرم كه در ايران كليسايى بسازم و بسيار مايلم كه همه عيسويان از زن و مرد به كشور من بيايند ولى روحانيون ما به اين كار راضى نمى شوند و مرا منع مى كنند و مى ترسم اگر دست به چنين كارى بزنم مرا بكشند. به عقيده من بهتر است كه: اوّل پادشاهان شما با تركان از در جنگ درآيند و بعد از آن به ساختن كليسا اقدام كنيد; زيرا اگر باز هم روحانيون بخواهند مخالفت كنند من به ايشان خواهم گفت: نمى توانم برخلاف ميل و خواهش كسانى كه بر ضد دشمنان ايران مرا يارى مى كنند رفتار كنم….)8

شاه عباس دست آخر اين هيأت را خشنود كرد و اجازه داد در اصفهان كليسا بسازند و حتى هزينه كاشى كارى آن را خود پرداخت.9

مبارزه با اسلام و توجيه عقايد مسيحيت

در دوران صفويه گروهى از مبلغان مسيحى با نگارش كتاب به مبارزه با اسلام و توجيه عقائد مسيحيت پرداختند. يكى از كسانى كه اين روش را برگزيد فرانسيس گزاويه مشهور به رسول هندوان بود كه در قرن دهم هجرى به هندوستان رفت و در آن جا به نگاشتن كتاب (آيينه حق نما) براى جا انداختن باورهاى مسيحيان و توجيه آنها پرداخت.

به نقل مصقل صفا در اين اثر از سه موضوع بحث مى شود:

1. در معرفت ذات حق تعالى.

2. درباره عيسى خداوند ما.

3. در احكام كتاب انجيل.

/ 10