معامله با خداوند متعال - درس اخلاق نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

درس اخلاق - نسخه متنی

سید علی خامنه ای

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

از قم نروم مى گفتند اگر تو در قم بمانى ممكن است كه براى آينده مفيد باشى خود من هم خيلى دلبسته بودم
كه در قم بمانم بر سر يك دو راهى گير كرده بودم اين مسأله در اوقاتى بود كه ما براى معالجه ايشان به
تهران آمده بوديم روزهاى سختى رامن در حال ترديد گذراندم

معامله با خداوند متعال

يك روز خيلى ناراحت بودم و شديدا در حال ترديد و نگرانى و اضطراب به سر مى بردم البته تصميم من بيشتر
بر اين بود كه ايشان را مشهد ببرم و در آنجا بگذارم و به قم برگردم اما چون برايم خيلى سخت و ناگوار
بود به سراغ يكى از دوستانم كه در همين چهار راه حسن آباد تهران منزلى داشت رفتم مرد اهل معنا و آدم
با معرفتى بود ديدم خيلى دلم تنگ شده
تلفن كردم و گفتم : شما وقت داريد كه من پيش شما بيايم
گفت : بله
عصر تابستانى بود كه من به منزل ايشان رفتم و قضيه را گفتم گفتم كه من خيلى دلم گرفته و ناراحتم و
علت ناراحتى من هم همين است و از طرفى نمى توانم پدرم را با اين چشم نابينا تنها بگذارم برايم سخت است
از طرفى هم اگر بنا باشد پدرم را همراهى كنم
من دنيا و آخرتم را در قم مى بينم و اگر اهل دنيا هم باشم
دنياى من در قم است اگر اهل آخرت هم باشم
آخرت من در قم است دنيا وآخرت من در قم است من بايد از دنيا و
آخرتم بگذرم كه با پدرم بروم و در مشهد بمانم يك تأمل مختصرى كرد و گفت : ( ( شما بيا يك كارى بكن و براى
خدا از قم دست بكش و برو در مشهد بمان خدا دنيا و آخرت تو را مى تواند از قم به مشهد منتقل كند ) ) من يك
تأملى كردم و ديدم عجب حرفى است انسان مى تواند با خدا معامله كند من تصور مى كردم دنيا و آخرت من در
قم است اگر در قم مى ماندم
هم به

/ 44