پيشگفتار
بسم الله الرحمن الرحيم دريا را با انگشتانه نمى توان كشيد. فهم و كلام ما همان انگشتانه است و دختر پيامبر (ص)، آن دريا...! فاطمه زهرا (ع) دختر پاك پيامبر (ص) و سرور زنان جهان، شخصيت گرانقدر و الگوى ارزنده اى است كه رسالت زن مسلمان و چگونه بودن او را بر چهره تاريخ تاباند و در حيات كوتاه و پر بارش موجهاى بلند معنويت را در درياى پر تلاطم زندگى و تاريخ بشر ايجاد كرد. مرورى بر زندگى او ما را با تاريخ و معارف اسلام آشناتر مى كند براى شناخت او شايسته است با صبر و دقت به كاوش در اسناد و تجزيه و تحليل آنها پرداخت. و در اين راه از شتابزدگى بدور بود. كتابى كه در پيش روى شما خواننده گرامى است، شرح حال برترين بانوى اسلام فاطمه ى زهرا (ع) است. اين كتاب با شتابزدگى نگاشته نشده است و از اينرو بر پايه ى قديمترين و معتبرترين اسناد استوار است. به علاوه تنها بيان واقعه نيست بلكه به تجزيه و تحليل وقايع مى پردازد، پند مى دهد و عبرت مى آموزد. كتاب دست خواننده را گرفته در يك سفر معنوى و سير تاريخى او را به مدينه كنار خانه ى فاطمه ى (ع) مى برد تا بنگرد در آنجا كه ساكنانش تجلى عينى اسلام و قرآنند چه گذشته است و همه جا در مسير زندگى فاطمه (ع) به سياحت مى پردازد و ابعاد مختلف زندگى و شخصيت پر بار او را در حد توان بازمى نماياند؛ آنگاه خواننده را آزاد مى نهد، تا در پرتو ره آورد اين سفر معنوى راه زندگى را انتخاب كند. امروز زن مسلمان نه تنها در ايران كه در جهان، مى رود تا با شناخت ارزش انسانى خويش، از مرداب متعفن غربزدگى و شرق گرايى روى برتابد گوئى از پوچ گرايىبيزار شده است. و تشنه ى كوثر زلال پاكى است كه شهد معنويت را به كامش ريزد و بدنبال الگوئى است تا از هر جهت در بلندترين افق ها در ابعاد مختلف زندگى بدرخشد، نگاهش به سوى فاطمه (ع) كشيده مى شود، چرا كه فاطمه (ع) زنى است عالم، عارف، عابد، انديشمند، شجاع، سخنور، مبارز، ياور راستين محرومان و بينوايان، مدير، زندگى ساز، نيك پرور، پر تلاش و صابر، و در زندگى فردى، زنى است كه به بهترين شيوه و با كمترين امكانات خانه را اداره مى كند. همسردارى او آيت مهر و ايثار است و براستى براى شوهرش على (عليه السلام) بهترين همسر، براى فرزندانش برترين مادر و در تربيت فرزند سرآمد تمامى بشر است
او آينه ى تمام نماى اسلام است كه وقتى در او مى نگريم و خود را با او به عنوان برترين الگوى اسلام مقايسه مى كنيم از قامت ناساز خويش عرق شرم بر چهره ى مان مى نشيند، كمال او نقص ما را آشكار مى سازد، عظمت او حقارت نفس ما را به ما مى نماياند. زن مسلمان بايد از مكتب فاطمه (ع) بياموزد كه چگونه مشعل درخشان مهر و ايثار و معنويت را بيفروزد و با سلاح عفت و ايمان ريشه هاى فساد را بسوزاند. و نسل آينده را به خوبى بسازد.
مزاياى كتاب
هر چند تاكنون كتابهاى زيادى در مورد زندگى فاطمه زهرا (ع) نگاشته شده است و نويسندگان محترم از ديدگاههاى مختلف، زندگى آن حضرت را مورد ارزيابى قرار داده اند، اما كتاب حاضر از مزايا و ويژگيهاى چند برخوردار است كه عبارتند از: 1- يكى از مزاياى اين كتاب مستند بودن آن به قديمترين اسناد است. در نگارش اين كتاب از اسناد و مدارك بسيارى استفاده شده و گاه براى حصول اطمينان در خصوص يك مطلب، چند مدرك در پاورقى ارائه گرديده است. با مراجعه به پانوشتها و فهرست منابع و مآخذ اين امر به خوبى روشن مى شود. 2- سعى شده مطالب كتاب از نثرى روان برخوردار باشد و در نگارش، ساده نويسى رعايت شود، تا كتاب براى همگان جالب و خواندنى باشد. 3- تاريخ هجرى قمرى با هجرى شمسى تطبيق شده تا موقعيت فصلى جريانات و حوادث روشن شود. اين مهم نكات ظريفى را در تاريخ بازمى نماياند. 4- وضعيت جغرافيايى مناطق ذكر شده در كتاب روشن شده و فاصله آنها از مدينه با كيلومتر معين گشته است. 5- در كتاب نكات جالب و تازه اى وجود دارد كه خواننده با مطالعه و مراجعه به ديگر كتابها اين جهت را درخواهد يافت. 6- در مورد فضائل و مناقب، از كتابهاى معتبر اهل سنت مدرك نقل شده است. و اين نه بهآن معنى است كه چنين مطالبى در مدارك شيعه وجود ندارد و يا در نگارش كتاب از مدارك شيعه استفاده نشده است، بلكه استفاده از مدارك اهل سنت روشنگر اين است كه چنين نگرش و اعتقادى در مورد فاطمه زهرا (ع) به اساس اسلام و تمامى جوامع مسلمان، اعم از شيعه و سنى ارتباط دارد نه به مذهبى خاص تا نگاشتن چنين مطالبى حمل بر تعصب نگردد چرا كه نويسنده همواره كمال بيطرفى را رعايت كرده است. در نگارش اين مطالب به مواردى اكتفا شده كه براى همگان قابل درك باشد و در آن جنبه ى عبرت و پندى براى خواننده نيز وجود داشته باشد. 7- فهرست منابع و مآخذ به ترتيب تاريخ وفات مؤلفان گرد آمده كه خود اين نوع فهرست نگارى، مى تواند راهنمايى براى علاقه مندان و پژوهشگران در زمينه ى تاريخ اسلام باشد. 8- در پايان كتاب سؤالاتى آمده كه خواننده مى تواند با پاسخ به آنها، بر مطالب كتاب و ضبط آنها در حافظه خويش مرورى دوباره داشته باشد. 9- در پايان كتاب تصاوير و نقشه هاى با ارزش و مستند تاريخى كه مربوط به تاريخ زندگى حضرت زهرا (ع) مى باشد گنجانده شده كه اينها خود اسنادى معتبر در بيان تاريخ است و زمينه ى درك تاريخى قويتر و بهترى را براى خواننده فراهم خواهد كرد. گاه سخنى را كه يك تصوير به خواننده القاء مى كند و تأثيرى را كه بر او مى نهد بيش از چندين صفحه ى كتاب است، طبق يك ضرب المثل چينى: «گاه ارزش يك تصوير از هزار كلمه هم بيشتر است». نويسنده معتقد است به شيوه اى نو در تحقيق و نگارش تاريخ دست يافته و اميدوار است كه در پرتو لطف خداوندى و به مدد انفاس قدسى اوليا الله، فرصت نشر مجموعه اى از تاريخ اسلام و زندگانى معصومان (ع) را بيابد. با اين وجود هر چند نگارنده سعى خود را بكار انداخته اما نمى توان گفت همه ابعاد وجود فاطمه (ع) را بازنمايانده است و اين به سه جهت است: اول: آنكه سعى بر اختصار بوده و تمامى مطالب گرد آمده نگاشته نشده است. انشاالله آنها را در كتابى مفصل تر خواهم آورد. دوم: آنكه نويسنده خود آدمى است در حضيض و فاطمه (ع) انسان كاملى است در اوج و كجا توانسته كه روح بلند او را بنماياند؟ سوم: آنكه اساسا درك مقام فاطمه (ع) فراتر از جستجوى در انبوه مدارك و كتابهاى تاريخ و حديث است. درك مقام والايش حديث عشق است و در دفتر نگنجد و مرا هم بيش از اين ننموده اند. بقول حافظ:
در ره عشق نشد كس به يقين محرم راز در ره عشق نشد كس به يقين محرم راز هر كسى بر حسب فكر گمانى دارد هر كسى بر حسب فكر گمانى دارد
بيان شوق چه حاجت كه سوز آتش دل بيان شوق چه حاجت كه سوز آتش دل توان شناخت ز سوزى كه در سخن باشد توان شناخت ز سوزى كه در سخن باشد
ستاره اى كه درخشيد
طلوع خورشيد
پس از شبى به درازاى قرنها تباهى و ستم، شرك و ظلمت، كفر و ظلالت، مرغ خوشخوان سحرى با نوايش نويد دميدن سپيده را مى داد. طاق كسرى فروريخت. آتشكده فارس خاموش شد. [تا ريخ يعقوبى ج 2 ص 8.] و سروش غيب با آواى بلند نشانه ها مى خواند شايد كه خفتگان از خواب گران برخيزند. ناگهان خورشيد درخشيد. مكه نورباران شد. پيامبر (صلى الله عليه و آله) به دنيا آمد، تا بنياد كفر و شرك را براندازد و نور ايمان و توحيد را در دلها بيفروزد. وى دوران كودكى و نوجوانى را پشت سر گذاشت، و به دوران جوانى قدم نهاد. اما او بسان ديگران نبود، چون گوهرى درخشندگى اش چشمها را خيره كرده بود. از همان كودكى كارهايش شگفت آور بود. پاكى و امانت داريش بر همه آشكار گرديد. از اينرو همه به او «امين» لقب دادند. كاهنان و دانشمندان انگشت شمار اهل كتاب، بر اساس نشانه هاى بيان شده از انبياء گذشته نور پيامبرى را در سيمايش فروزان ديدند. و از آينده اش خبر دادند. [تا ريخ يعقوبى ج 2 ص 9.]ازدواج خديجه با پيامبر
«خديجه» دختر «خويلد» زن زيرك و داناى قريش مى ديد و مى شنيد كه «امين»همان است كه پيامبران رسالتش را بشارت داده اند. با وجود ثروت فراوان، شيفته حقيقت و عاشق معنويت بود. از اين رو در تلاش برآمد تا «امين» را بيازمايد. سرمايه انبوهى در اختيار او گذارد و او روانه يك سفر تجارى شد. از اين سفر بهترين سود نصيب خديجه شد. «ميسره» غلام خديجه از راستى و درستى «محمد» (ص) در طول سفر حكايتها داشت. ميسره براى خديجه تعريف كرد كه راهبى در شهر «بصرى» به من گفت: اين مرد همان پيامبرى است كه پيامبران ظهورش را نويد داده اند. [سيره ابن اسحق ص 59.] روزى ديگر با مردى اختلاف پيدا كردند. آن مرد از محمد (صلى الله عليه و آله) خواست تا به بتهاى «لات» و «عزى» سوگند ياد كند ولى امين پاسخ داد هيچ چيز در نظر من از بتها نفرت انگيزتر نيست. [طبقات الكبرى ج 1 ص 129.] خديجه حقيقت را دريافت و به محمد (صلى الله عليه و آله) پيشنهاد ازدواج داد. آن حضرت كه عشق به معنويت و فضائل اخلاقى را در وجود خديجه يافته بود، با اين ازدواج موافقت نمود. در آن هنگام حضرت محمد (صلى الله عليه و آله) 25 ساله بود. [طبقات الكبرى ج 1 ص 129.] 15 سال بعد (در سن 40 سالگى) بگاهى كه حضرت محمد (صلى الله عليه و آله) در غار حرا به راز و نياز مشغول بود فرشته وحى بر او نازل شد و آن حضرت به پيامبرى مبعوث گشت. [سيره ابن اسحق ص 101.] نخستين فردى كه به پيامبر (ص) ايمان آورد على (عليه السلام) بود كه در خانه پيامبر (صلى الله عليه و آله) مى زيست [پيامبر (ص) فرمود: «هذا اول من امن بى و صدقنى و صلى معى» نهج البلاغه فيض خطبه 131.] و نخستين زن، خديجه بود. [سيره ابن اسحق ص 112.] نسيم جان فزاى «وحى» وزيدن گرفته بود و در زير بارش «نور» و حضور «رسول» با نغمه توحيد زيباترين آهنگ هستى سروده مى شد. اسلام در حال شكل گرفتن بود و كفر در حال زوال. جدالها آغاز گرديد و شكنجه گاههاى سران مشرك برپا شد.
تولد فاطمه
روزى جبرئيل بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) نازل شد و عرض كرد: «خداى بزرگ، بر تو سلام فرستاده و امر فرمود كه چهل شبانه روز از خديجه دورى كنى و به عبادت مشغول باشى.» پيامبر (صلى الله عليه و آله) از آن روز به خانه نرفت و چهل شب تا صبح به عبادت مشغول بود و روزها روزه داشت. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) عمار را نزد خديجه فرستاد و پيام داد: «به خانه نيامدنم به خاطر ستيز با تو نيست؛ تو همچنان نزد من گرامى و عزيز هستى. خداوند به من چنين امر فرموده و من از فرمان پروردگار اطاعت مى كنم. و او به مصالح داناترست. خديجه اى بانوى بزرگوار! خداوند هر روز چندين بار به وجود تو بر فرشتگان مى بالد. اينك شبها در خانه را ببند و در بستر آرام گير و در انتظار فرمان پروردگار جهان باش. كه من اين مدت را در خانه فاطمه بنت اسد [فاطمه بنت اسد همسر ابوطالب و مادر على عليه السلام بود وى زن عموى رسول خدا (صلى الله عليه و آله) بحساب مى آمد و از سن هشت سالگى حضرت محمد (صلى الله عليه و آله) در حكم مادرى مهربان براى وى بود.] بسر خواهم آورد. خديجه به دستور پيامبر (ص) عمل كرد ولى از اندوه تنهايى و فراق پيامبر (ص) مى گريست. چهل روز گذشت. پيك وحى فرود آمد در حالى كه غذايى با خود از بهشت آورده بود. به فرمان خداوند پيامبر (صلى الله عليه و آله) با آن غذاى پاك بهشتى افطار كرد و شبانه روانه خانه شد، و همان شب نطفه پاك فاطمه (عليهاالسلام) منعقد گرديد. [بحارالانوار ج 16 ص 78.] تكوين نطفه فاطمه (عليهاالسلام) از غذا يا ميوه بهشتى در بين شيعه و سنى امرى مشهور است. كه در روايات آن ميوه به، سيب، گلابى و... ذكر شده است. [مستدرك حاكم ج 1 ص 156] علل الشرايع ص 72 تاريخ بغداد ج 5 ص 87- ذخائر العقبى ص 44 در اغلب اين روايات تكوين نطفه فاطمه (ع)، از ميوه اى بهشتى كه در شب معراج رسول خدا (ص) از آن خورده ذكر شده بنابراين اگر بين اين روايات و روايت پيشين را كه نطفه فاطمه (ع) پس از چهل شب عبادت و چهل روز، روزه دارى منعقد شد جمع كنيم چنين نتيجه مى گيريم كه چه بسا در همان شب چهلم از عزلت، رسول خدا (ص) به معراج رفته و در بازگشت به منزل خديجه نطفه فاطمه (ع) منعقد گرديده است. و خدا داناتر است. .دوران باردارى سپرى شد. هنگام ولادت فاطمه (عليهاالسلام) فرارسيد. خديجه ازدرد زايمان به خود مى پيچيد، به سراغ زنان قريش فرستاد تا به يارى اش آيند. بجاى يارى به او پيام دادند: تو كه سخن ما را نشنيدى، و نصيحت ما را نپذيرفتى و با يتيمى تهيدست ازدواج كردى چگونه ياريت كنيم؟ از يارى آنان مأيوس شد و به يارى خداوند چشم دوخت، كه در نااميدى بسى اميد است. امدادهاى غيبى فرارسيد. زنانى از آسمان و حوريانى از بهشت به ياريش شتافتند و زهراى عزيز پا به عرصه گيتى نهاد. [امالى صدوق ص 476- دلائل الاماله ص 9- بحارالانوار ج 16 ص 79.]