حكمت درختى است كه مىرويد در دلها و ثمر مىدهد بر زبان يعنى حكمت درختى است كه در زمين دلها مىرويد، و ثمرش بر زبان هويدا مىگردد و از ثمر حاصل بر زبان حكمت ثابت در قلب دانسته مىشود.
اعراب
الحكمة: مبتدا تنبت خبر، و حكمت در نزد مفسرين عبارت از احكام دين است و گويند (يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ) به اين معنى اشاره دارد و در نزد حكماء عبارت است از علم باعيان موجودات بآن نحوى كه در واقع مىباشند بقدر طاقت بشرى، و در نزد بعضى بكلام موافق با حق و واقع تفسير شده و اطلاق حكيم بر لقمان باعتبار سوم است و آتيناه الحكمه باين معنى تفسير شده، و در حديث اللازم للعلماء، التابع للحلماء القابل للحكماء نيز مراد اينست و در كلام امير است: الحكمة ضالة المؤمن فخذ الحكمة و لو من اهل النّفاق، يا فرموده: خذ الحكمة انّى كانت فانها الحكمة تكون في صدر المنافق فتختلج في صدره