ش17ـ چرا اهل حق سبيل مى گذارند؟
اهل حق روزه گرفتن، قليان كشيدن و كوتاه كردن و تراشيدن سبيل را حرام مى دانند. چنان كه اعلى دين در تذكرة اعلى گفته است: «صاحبكار فرمود: در دون(1) مرتضى على قرار چنين بوده هر كسى كه ما را خواست سبيل نگيرد، ااز نان و آب روزه نباشد، اهل حقيقت قليان نكشد; آن وقت قرار چنين بوده، چه بر طريقت چه بر حقيقت. ما اقرار داديم در پيش محمد مصطفى، هر كس از اين سه چيز بيرون باشد ما از او جدا باشيم. نشانه يارى همين است.»(2)مدر جاى ديگر نوشته است: «يارى بود خوف حق در دل نداشت; آن يار رسيد به خارى(3) ديد قليان مى كشد; آن يار قليان را از خار گرفت، پوكى زد و مويى از سبيل خودش به دندان بريد، يك شب خواست به جمع پادشاه عالم بيايد اما خان آتش از داستان آگاه بود فرمود: خدا يار نام كه يار بود از شرط بنيامين رفته او را به جمع راه ندهيد.عرض كردند: اى شاه علت چيست؟ خان آتش افزود: حرام به دهن گذاشته، قرآن زير پا انداخته و مويى از سبيل خود به دندان بريده است. مويى از سبيل برابر قرآن است. او را در آخرت ايمان نيست، اگر صد هزار بار قربانى كند فايده ندارد.»(4)مدلايل ديگرى نيز براى سبيل گذاشتن اهل حق گفته شده است بدين شرح:1ـ چون مردان اهل حق را در مساجد مورد سخريه قرار دادند على(عليه السلام) به آنان گفت: من به جاى شما نماز مى خوانم، شما به جاى نماز كردار (نياز) كنيد و شارب بگذاريد تا همديگر را بشناسيد ; 2ـ على(عليه السلام) هنگام غسل دادن بدن مطهر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آبى را كه در گودى ناف پيغمبر جمع گرديده بود آشاميد و به احترام حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) ديگر مقراض به سبيل خود نبرد ; 3ـ اگر فردى يك مو از سبيل چيد يك گاو نياز دهد تا از سر تقصيرش بگذرند ولى اگر شارب را چيد حق دخول به جمع خانه را ندارد و پير حقيقت نياز وى را نمى پذيرد; 4ـ اهانت به سبيل به منزله تعرض به ناموس اهل حق مى باشد(5); 5ـ اهل حق سبيل مى گذارند تا بر هيبت آنان افزوده شود و بدين وسيله ديگران را مرعوب سازندپ1- در دوره اى كه خدا در لباس (جسد) حضرت على(عليه السلام)، ظاهر شده بودپ2- مجموعه رسائل و اشعار اهل حق، و. ايوانف، ص 171پ3- غير اهل حقپ4- مجموعه رسائل، همان، ص 143پ5- خاكسار و اهل حق، نور الدين مدرسى چهاردهى، صص 172ـ171