ش30ـ چرا حكومت اسلامى در مورد اهل حق سكوت كرده است؟
حكومت اسلامى نظامى منطقى است و آنجا كه پاى منطق و استدلال در ميان است نيازى به اعمال زور نيست لذا از ابتداى انقلاب شاهديم كه حكومت در رابطه با اديان و فرق و مسلك هاى فكرى مانند يهوديان، مسيحيان، صائبين، زرتشتيها و مسلك هاى صوفيه و اهل حق هيچ گاه نخواسته است با زور ونشان دادن چنگ و دندان با آنان رو به رو شوداين روش منطقى و زندگى مسالمت آميز با همنوعان را جمهورى اسلامى از پيامبر عظيم الشأن خود كه رحمت براى جهانيان است آموخته، چرا كه آن حضرت طى شش ماه پس از ورود به مدينه پيمانى بين يهود، كفار و مسلمانان منعقد ساخت كه مى توان آن را قانون اساسى پيامبر ناميد. در اين پيمان نامه كه حدود پنجاه بند دارد آمده بود: همه مردم مدينه اعم از مسلمان، كافر و يهود در مقابل دشمنان خارجى با هم متحد هستند. و در عقيده خود آزادند. (1)مجمهورى اسلامى نيز به جز بهائيت كه فرقه اى سياسى است از بدو پيروزى با اديان و مذاهب مختلف از جمله فرقه اهل حق زندگى مسالمت آميز داشته است. علاوه بر اينكه زندگى مسالمت آميز باعث وحدت و انسجام ملى مى شود هر عقيده اى اعم از صحيح يا فاسد وقتى كه تبديل به اعتقاد و باور شده است راه مبارزه با آن اعمال زور نيست. در مورد اهل حق نيز كه عقايدى فاسد و پوسيده دارند اميد است با تبليغات صحيح علماء و فضلاء به تدريج به راه راست هدايت شوند. يعنى در واقع مسؤوليت هدايت آنان بر عهده مبلغان دينى است نه حكومتپ1 دولة الرسول; كامل سلامة الدقس، ص 411. سيرة المصطفى، هاشم معروف الحسنى، ص 278. سيره بن هشام، ص 147 فى ظلل السيرة المطهرة، ص 51. سبل الهدى، ج 3، ص 382. الصحيح من سيرة نبى الاعظم، ج 3، ص 70. فقر السيرة، ص 367 و غيره