كلامٌ في الملائكةِ :سخنى درباره فرشتگان - میزان الحکمه جلد 11

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

میزان الحکمه - جلد 11

محمد محمدی ری شهری؛ ترجمه حمیدرضا شیخی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

19107- الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : خَلَقَ اللّه ُ الملائكةَ مُختَلِفَةً ، و قد رأى رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله جَبرئيلَ و لَهُ سِتُّمِائةُ جَناحٍ ، على ساقِهِ الدُّرُّ مِثلُ القَطْرِ علَى البَقلِ ، قد مَلأ ما بينَ السَّماءِ و الأرضِ .

إذا أمَرَ اللّه ُ مِيكائيلَ بالهُبوطِ إلَى الدُّنيا صارَت رِجلُهُ اليُمنى في السَّماءِ السّابعَةِ و الاُخرى في الأرضِ السّابعَةِ .
(1)

19108- عنه عليه السلام : إنّ للّه ِ ملائكةً رُكَّعا إلى يَومِ القِيامَةِ ، و إنّ للّه ِ ملائكةً سُجَّدا إلى يَومِ القِيامَةِ .
(2)

كلامٌ في الملائكةِ :سخنى درباره فرشتگان

تكرّر ذكر الملائكة في القرآن الكريم، و لم يُذكر منهم بالتسمية إلاّ جبريل و ميكال ، و ما عداهما مذكور بالوصف كمَلَك الموت و الكرام الكاتبين و السَّفَرة الكرام البررة و الرّقيب و العتيد و غير ذلك.

و الّذي ذكره اللّه سبحانه في كلامه ـ و تُشايعه الأحاديث السابقة ـ من صفاتهم و أعمالهم هو أوّلاً : أنّهم موجودات مكرمون ، هم وسائط بينه تعالى و بين العالَم المشهود ، فما من حادثة أو واقعة صغيرة أو كبيرة إلاّ و للملائكة فيها شأن ، و عليها ملك موكّل أو ملائكة موكّلون بحسب ما فيها من الجهة أو الجهات ، و ليس لهم في ذلك شأن إلاّ إجراء الأمر الإلهيّ في مجراه أو تقريره في مستقرّه ، كما قال تعالى :

«لا يَسْبِقونَهُ بِالقَولِ وَ هُمْ بأمْرِهِ يَعْمَلونَ» .
(3)

و ثانيا : أنّهم لا يعصون اللّه فيما أمرهم به ، فليست لهم نفسيّة مستقلّة ذات إرادة مستقلّة تريد شيئا غير ما أراد اللّه سبحانه ، فلا يستقلّون بعمل و لا يغيّرون أمرا حمّلهم اللّه إيّاه بتحريف أو زيادة أو نقصان ، قال تعالى :

«لا يَعْصُونَ اللّه َ ما أمَرَهُمْ و يَفعَلونَ ما يُؤمَرونَ» .
(4)

و ثالثا : أنّ الملائكة على كثرتهم على مراتب مختلفة عُلوّا و دُنوّا ، فبعضهم فوق بعض و بعضهم دون بعض ، فمنهم آمِر مطاع و منهم مأمور مطيع لأمره ، و الآمِر منهم آمر بأمر اللّه حامل له إلى المأمور ، و المأمور مأمور بأمر اللّه مطيع له ، فليس لهم من أنفسهم شيء البتّة ، قال تعالى :

«و ما مِنّا إلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلومٌ»
(5)

و قال :
«مُطاعٍ ثَمَّ أمينٍ»
(6)

، و قال :
«قالوا ما ذا قالَ ربُّكُمْ قالوا الحَقّ» .
(7)

و رابعا : أنّهم غير مغلوبين ؛ لأنّهم إنّما يعملون بأمر اللّه و إرادته «وَ ما كانَ اللّه ُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ في السَّماواتِ و لا في الأرْضِ»
(8)
، و قد قال اللّه :
«و اللّه ُ غالِبٌ على أمْرِهِ»
(9)
، و قال :
«إنّ اللّه َ بالِغُ أمْرِهِ».
(10)

و من هنا يظهر أنّ الملائكة موجودات منزّهة في وجودهم عن المادّة الجسمانيّة الّتي هي في معرض الزّوال و الفساد و التّغيّر ، و من شأنها الاستكمال التّدريجيّ الّذي تتوجّه به إلى غايتها ، و ربّما صادفت الموانع و الآفات فحُرمت الغاية و بطلت دون البلوغ إليها .

و من هنا يظهر أنّ ما ورد في الرّوايات من صور الملائكة و أشكالهم و هيآتهم الجسمانيّة ـ كما تقدّم نبذة منها في البحث الروائيّ السّابق ـ إنّما هو بيان تمثّلاتهم و ظهوراتهم للواصفين من الأنبياء و الأئمّة عليهم السلام ، و ليس من التّصوّر و التّشكّل في شيء ، ففرق بين التّمثّل و التّشكّل ؛ فتَمثُّل الملَك إنسانا هو ظهوره لمن يشاهده في صورة الإنسان، فهو في ظرف المشاهدة و الإدراك ذو صورة الإنسان و شكله ، و في نفسه و الخارج من ظرف الإدراك ملك ذو صورة ملكيّة . و هذا بخلاف التّشكّل و التّصوّر ؛ فإنّه لو تشكّل بشكل الإنسان و تصوّر بصورته صار إنسانا في نفسه من غير فرق بين ظرف الإدراك و الخارج عنه ، فهو إنسان في العين و الذّهن معا ، و قد تقدّم كلام في معنَى التّمثّل في تفسير سورة مريم . و لقد صدّق اللّه سبحانه ما تقدّم من معنَى التّمثّل في قوله في قصّة المسيح و مريم: «فأرْسَلْنا إلَيها رُوحَنا فتمَثّلَ لَها بَشَرا سَوِيّا»
(11)

و قد تقدّم تفسيره.

و أمّا ما شاع في الألسن أنّ الملك جسم لطيف يتشكّل بأشكال مختلفة إلاّ الكلب و الخنزير ، و الجنّ جسم لطيف يتشكّل بأشكال مختلفة حتَّى الكلب و الخنزير ، فممّا لا دليل عليه من عقل و لا نقل من كتاب أو سنّة معتبرة .

و أمّا ما ادّعاه بعضهم من إجماع المسلمين على ذلك ـ فمضافا إلى منعه ـ لا دليل على حجّيّته في أمثال هذه المسائل الاعتقاديّة .
(12)

19107- امام صادق عليه السلام : خداوند فرشتگان را گونه گون آفريده است و رسول خدا صلى الله عليه و آله جبرئيل را ديد كه ششصد بال داشت و بر ساق پايش دُردانه هايى بود همچون قطرات باران بر روى برگ گياهان و ميان آسمان و زمين را پر كرده بود.
هرگاه خداوند به ميكائيل فرمان دهد كه به دنيا فرود آيد، پاى راستش در آسمان هفتم قرار مى گيرد و پاى ديگرش در زمين هفتم.

19108- امام صادق عليه السلام :

خداوند فرشتگانى دارد كه تا روز قيامت در حال ركوعند و فرشتگانى دارد كه تا روز قيامت در حال سجودند.

سخنى درباره فرشتگان

در قرآن كريم بارها از فرشتگان ياد شده، امّا از ميان آنها فقط از جبرئيل و ميكائيل به اسم نام برده شده و از بقيه فرشتگان با اوصافشان ياد شده است، مانند «ملك الموت» و «كرام الكاتبين» و «السفرة الكرام البررة» و «رقيب» و «عتيد» و امثال اين ها.

از صفات و اعمالى كه خداوند سبحان در كلام خود درباره فرشتگان آورده و احاديث پيش گفته هم در اين باب آن را همراهى مى كند، برمى آيد كه
:

اولاً

فرشتگان موجوداتى گرامى هستند كه ميان خداوند متعال و عالم مشهود واسطه اند؛ زيرا هيچ حادثه يا رخداد كوچك و بزرگى پيش نمى آيد مگر اينكه فرشتگان در آن دستى دارند و يك يا چند فرشته ـ بسته به اين است كه آن حادثه و رخداد يك يا چند جهت و بُعد داشته باشد ـ بر آن گماشته اند و البته تنها نقش آنها در اين زمينه به جريان انداختن فرمان الهى در بسترش، يا قرار دادن آن در جايگاهش مى باشد.

چنان كه خداوند متعال مى فرمايد : «در سخن بر او پيشى نمى گيرند و به دستور او كار مى كنند».

ثانياً

از فرمان هاى خدايشان سرپيچى نمى كنند؛ چرا كه فرشتگان از وجودى مستقل و اراده اى مستقل برخوردار نيستند كه بر خلاف خواست خداوند سبحان چيزى را بخواهند و لذا هيچ كارى را دست كم نمى گيرند و هيچ يك از فرمان هاى خدا را كه به عهده شان گذارد، با تحريف يا كم و زياد كردن تغيير نمى دهند. خداوند متعال مى فرمايد : «خدا را در آنچه به آنها فرمان دهد، نافرمانى نمى كنند و هر چه به آنها دستور داده شود انجام مى دهند».

ثالثاً

فرشتگان در عين آنكه شمارشان فراوان است، مراتب متفاوتى دارند. بعضى فرادست و بعضى فرو دستند؛ چه آنكه برخى از آنها دستور دهنده اند و دستوراتشان اطاعت مى شود و برخى مأمورند و امرشان را اطاعت مى كنند. آنكه دستور دهنده است، به فرمان خدا دستور مى دهد و فرمان او را براى مأمور مى برد و آنكه مأمور است، مأمور به امر خداست و او را اطاعت مى كند. پس، فرشتگان از خود هيچ اختيارى ندارند و هيچ كاره اند.

خداوند متعال [از زبان فرشتگان ]مى فرمايد : «و هيچ يك از ما (فرشتگان) نيست مگر اينكه براى او مرتبه اى معيّن است»

و مى فرمايد : «در آنجا [هم] مطاع و [هم] امين است»

و مى فرمايد : «مى گويند : پروردگارتان چه فرمود؟ مى گويند : حقيقت».

رابعاً

فرشتگان مغلوب و مقهور نمى شوند؛ زيرا آنان به فرمان و خواست خدا كار مى كنند
:

«و هيچ چيز، نه در آسمان ها و نه در زمين، خدا را درمانده نمى كند».

خداوند مى فرمايد : «و خدا بر كار خويش چيره است»

و مى فرمايد : «خدا فرمانش را به انجام رساننده است».

از اين جا روشن مى شود كه فرشتگان موجوداتى هستند كه وجودشان از مادّه جسمانى پيراسته مى باشد؛ مادّه اى كه در معرض زوال و فساد و تغيير است و خاصيتش اين مى باشد كه در حركت به سمت غايت خود تدريجاً به كمال مى رسد و گاهى اوقات هم با موانع و آفاتى برخورد مى كند و از هدف محروم مى شود و پيش از رسيدن به آن از بين مى رود.

نيز از اين جا معلوم مى شود كه آنچه در روايات پيرامون صُوَر و اشكال فرشتگان و هيأت هاى جسمانى آنها وارد شده و ما مقدارى از آنها را پيشتر، در بحث روايى آورديم، در حقيقت بيان تمثّل و ظهور فرشتگان براى پيامبران و ائمه عليهم السلام است كه آنها را وصف كرده اند و هيچ ربطى به تصوّر و تشكّل ندارد؛ زيرا فرق است ميان تمثّل و تشكّل. تمثّل فرشته به انسان، عبارت است از ظهور فرشته به صورت انسان براى كسى كه آن را مشاهده مى كند. بنا بر اين، فرشته در ظرف مشاهده و ادراك داراى شكل و صورت انسان است ولى به خودى خود و در بيرون از ظرف ادراك، فرشته اى است داراى صورت فرشته اى. و اين درست خلاف تشكّل و تصوّر است؛ زيرا اگر فرشته به شكل و صورت انسان متشكّل و متصوّر شود به خودى خود نيز انسان مى شود و فرقى ميان ظرف ادراك و ظرف خارج از آن وجود ندارد؛ زيرا در اين صورت هم در خارج انسان است و هم در ذهن و در تفسير سوره مريم معناى تمثّل را توضيح داديم.

خداوند سبحان آنچه را درباره معناى تمثّل گذشت، تصديق كرده، در داستان مسيح و مريم مى فرمايد : «پس روح خود را به سوى او فرستاديم و به شكل بشرى خوش اندام براى او تمثّل يافت». تفسير اين آيه قبلاً [در سوره مريم] گذشت.

اما آنچه بر سر زبان هاست كه فرشته جسم لطيفى است كه به هر شكلى، جز شكل سگ و خوك، در مى آيد و جنّ جسم لطيفى است كه به شكل هاى گوناگون حتى به شكل سگ و خوك، در مى آيد، مطلبى است كه نه دليل عقلى براى آن وجود دارد و نه دليل نقلى از كتاب يا سنّت معتبر. بعضى هم مدعى اجماع مسلمانان در اين زمينه شده اند كه در پاسخ بايد گفت : اولاً اين ادّعا صحّت ندارد و چنين اجماعى صورت نگرفته، ثانياً [به فرض هم كه اجماع شده باشد] دليلى بر حجّيت اجماع در اين گونه مسائل اعتقادى وجود ندارد.




1-تفسير القمّي : 2/206 .

2-تفسير القمّي : 2/206 .

3-الأنبياء : 27 .

4-التحريم : 6 .

5-الصافّات : 164 .

6-التكوير : 21 .

7-سبأ : 23 .

8-فاطر : 44 .

9-يوسف : 21 .

10-الطلاق : 3 .

11-مريم : 17 .

12-الميزان في تفسير القرآن : 17/12 .

/ 340