بیشترلیست موضوعات مقدمه بحث نخست: انسان و حق حق چيست؟ انسان كيست؟ الف) هويت انسان ب) جايگاه انسان در هستى ج) ارتباط انسان با هستى جمع بندى بحث نخست بحث دوم: دين و حق انسان يك: آيا «بايد و نبايد»، حق محور نبوده و نافى «حق دار بودن» بشر است؟ جشن تكليف دو: آيا نظام بندگى و عبوديت با حقوق انسان در تضاد است؟ سه: آيا مجازاتهاى دنيوى و اخروى دليل تكليفگرا بودن دين است. دين، تأمين كننده حقوق انسان دين ابلاغ كننده حقوق واقعى بشر توضیحاتافزودن یادداشت جدید
صفحهى 35مىشود، با اين جانمايه اندك، پى بردن به تمام نيازهاى بشر از يك سو و آگاهى از همه عوامل از ديدگاه دين، انسان صاحب حق، يعنى مستحق دريافت قوانين حقوقى است، ولى واضع حق نيست، بلكه يكى از حقوق او اين است كه خداوند حقوق واقعى وى را به وى ابلاغ كند. رفع حاجت از سوى ديگر مقدور وى نيست. قوانين علمىِ حقوق، بمانند قوانين عينى حقايق موجودهاى امكانىاند كه بدون واسطه يا با واسطه به خداوندى كه واجب ازلى و ابدى است ختم مىشود. نتيجه آنكه تعيين حقوق بشر و تدوين قوانين حقوقى او، جز از طريق وحى الهى صحيح نخواهد بود و شواهد تجربى و تجريدى خود بشر با اثاره و شكوفا شدن آن توسط رهنمودهاى غيبى مورد تصديق وحى قرار مىگيرد.دين؛ حق يا تكليف؟!يكى از زير مجموعههاى بحث «دين و حقوق انسان» اين است كه آيا خود دين، نسبت به انسان، تكليف است كه بايد آن را بپذيرد يا حق است كه مىتواند آن را قبول كند. تاكنون گفتيم كه اولاً: بازگشت تكاليف دينى به حقوق انسان است و لذا دين تأمين كننده حقوق بشر است، ثانياً: خداى سبحان مبدأ فاعلى حقوق انسان بوده و دين ابلاغ كننده آن است، اين بحثها مربوط به ماهيت محتويات دين است. اكنون سخن در اين است كه اصل دين حق است براى انسان يا تكليف است بر او؟ انسان در پذيرش دين آزاد است يا مكلَّف؟ برخى ممكن است با استناد به آيه شريفه (لا اكراه في الدّين)(62) بگويند كه دين حق است نه حكم و حق است نه تكليف. حق را نيز اين گونه تعريف كنند كه چيزى است كه انسان در پذيرش يا ردّ آن مختار است. پس وقتى خداوند مىفرمايد: در پذيرش دين