حق و تکلیف نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حق و تکلیف - نسخه متنی

عباس پسندیده

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید
‌صفحه‌ى 35

مى‏شود، با اين جانمايه اندك، پى بردن به تمام نيازهاى بشر از يك سو و آگاهى از همه عوامل از ديدگاه دين، انسان صاحب حق، يعنى مستحق دريافت قوانين حقوقى است، ولى واضع حق نيست، بلكه يكى از حقوق او اين است كه خداوند حقوق واقعى وى را به وى ابلاغ كند. رفع حاجت از سوى ديگر مقدور وى نيست. قوانين علمىِ حقوق، بمانند قوانين عينى حقايق موجودهاى امكانى‏اند كه بدون واسطه يا با واسطه به خداوندى كه واجب ازلى و ابدى است ختم مى‏شود. نتيجه آنكه تعيين حقوق بشر و تدوين قوانين حقوقى او، جز از طريق وحى الهى صحيح نخواهد بود و شواهد تجربى و تجريدى خود بشر با اثاره و شكوفا شدن آن توسط رهنمودهاى غيبى مورد تصديق وحى قرار مى‏گيرد.

دين؛ حق يا تكليف؟!

يكى از زير مجموعه‏هاى بحث «دين و حقوق انسان» اين است كه آيا خود دين، نسبت به انسان، تكليف است كه بايد آن را بپذيرد يا حق است كه مى‏تواند آن را قبول كند. تاكنون گفتيم كه اولاً: بازگشت تكاليف دينى به حقوق انسان است و لذا دين تأمين كننده حقوق بشر است، ثانياً: خداى سبحان مبدأ فاعلى حقوق انسان بوده و دين ابلاغ كننده آن است، اين بحث‏ها مربوط به ماهيت محتويات دين است. اكنون سخن در اين است كه اصل دين حق است براى انسان يا تكليف است بر او؟ انسان در پذيرش دين آزاد است يا مكلَّف؟ برخى ممكن است با استناد به آيه شريفه (لا اكراه في الدّين)(62) بگويند كه دين حق است نه حكم و حق است نه تكليف. حق را نيز اين گونه تعريف كنند كه چيزى است كه انسان در پذيرش يا ردّ آن مختار است. پس وقتى خداوند مى‏فرمايد: در پذيرش دين

/ 41