ضرورت حيات اجتماعي - سلوک سیاسی نظام الملک نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

سلوک سیاسی نظام الملک - نسخه متنی

ابوالفضل هدایتی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ضرورت حيات اجتماعي

خير خواهي سياسي در گفتار و اقدام, ضرورت حيات اجتماعي است و تكليف ديني و شرعي يكايك مسلمانان. تفكيك دين از سياستِ عملي, كه همان ترك اهتمام در امور جامعه اسلامي مي باشد, موجب انزواي دين و دينداران مي گردد و طبعاً انحطاط و بردگي فكري و فرهنگي را به دنبال مي آورد. اين كار سبب تعطيل حدود و احكام الهي مي گردد, كه در حقيقت, كفرانِ نعمت بعثت, بشمار مي آيد, چرا كه اجابت دعوت مظلومان و محرومان و به تعبير ديگر; اقامه قسط و عدل, بالاترين انگيزه و آرمان پيامبران ابراهيمي, پس از توحيد و نفي و طرد بت ها و بت پرستي هاست.

حضرت امير (ع) در مقام حاكم مسلمين, خيرخواهي سياسي يا نصيحت به رهبري را حق پيشوا بر مردم و تكليف اجتناب ناپذير آنان بر مي شمارد:

(ايها الناس ان لي عليكم حقاً و لكم علي حق. فاما حقكم علي فالنصيحة لكم و توفيه فيئكم عليكم و تعليمكم كيلا تجهلوا و تاديبكم كيما تعلموا. و اما حقي عليكم فالوفاء بالبيعة و النصيحة في المشهد و المغيب. و الاجابة حين ادعوكم و الطاعة حين امركم2; مردم! مرا بر شما حقي است و شما را بر من حقي. بر من است كه خير خواهي از شما دريغ ندارم و حقي را كه از بيت المال داديد بگزارم, شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد و آداب آموزم تا بدانيد. اما حق من بر شما اين است كه به بيعت وفا كنيد و در نهان و آشكارا, حق خير خواهي را ادا كنيد. چون شما را بخوانم بياييد و چون فرمان دهم بپذيريد و از عهده برآييد.)

سياست عملي در اسلام, برپايه حقوق متقابل امام و امت است. شالوده آن, خير خواهي و حق گرايي است, از حاكم خيرخواهي, عدالت, تعليم و فرهنگ انساني, و از مردم, وفاي به بيعت, خير خواهي در نهان و آشكار, اجابت دعوت براي پيكار با دشمنان دين, عدل و فضيلت, و هماره فرمان را پذيرفتن, مجموعه مقاوم و استواري را به نام (دولت كريمه), پديد مي آورند.

امير المؤمنين, علي (ع), در خطبه اي ـ كه پاره اي از آن را برگزيديم ـ چنين آغاز سخن نمود: (اُفٍ لَكمْ)…نفرين بر شما! جامعه اي, نفرين شده است, كه پيشوا غريب است و دردمند, و در برابر دشمن فريبكار, تنها! يا مردم, ستمديده اند و بي پناه! نفرين بر چه كساني است?! جز آنان كه از زير بار مسئوليتِ خيرخواهي سياسي و اجتماعي, شانه تهي مي كنند و مصلحت را بر حقيقت, و دنيا را بر آخرت, ترجيح مي دهند, و دينداري بيگانه با سياست و معرفت به معروف و منكر و ترك اقدام در صراط خير و عزت را مي پسندند?!

مواضع دفاع

از آن چه گفته شد بر مي آيد كه خيرخواهي سياسي يا به بيان ديني آن, (نصيحت به پيشوايان مسلمان) ـ كه محور اصليِ سياست نامه هاي تاريخ تمدن اسلامي, قرار گرفته ـ در مواضع عملي گونه گون, قابل دفاع و اجراست: از موضع شهروندي, انديشمندي و مرجعيت و رهبري ديني. توضيح آن كه, يك شهروند, زن يا مرد, كارگر يا كارفرما, گمنام يا مشهور, وظيفه سياسي نظارت بر دستگاه حاكمه و اظهار حقيقت و انتظار حكمت و بصيرت را دارد. و يك انديش مند, علاوه بر آن, چشم و چراغ شهر است, و علم و خبر داشتن وي, موجب ميثاقي تخلف ناپذير ميان خداوند و او گشته, كه بر اساس آن, رسالت ياري مظلوم و مهار قدرت خودكامه را, بر دوش خويش, حس مي نمايد. يك مرجع و رهبرِ پاسخ گو هم در عرصه پرسش ها و مرزباني از حقيقتِ دين و نبوت, در نقطه اي رفيع از علم و عمل, ايستاده, كه همه دل ها و ديده ها, حضور وي را مي طلبند, تا بتوانند در پناه تدبيرش, امور را به سامان رسانند. پيداست كه, كم ترين گفتار و حركت خير خواهانه سياسي اش, بيشترين آثار را بر سرنوشت جامعه, خواهد نهاد.

/ 15