روز آخر ماه شعبان سال دوم هجرى روزه ماه مبارك رمضان بر مسلمانان واجب شد روزه يعنى خوددارى از خوردن و آشاميدن و ديگر مفطرات از اذان صبح تا اذان مغرب به قصد قربت روزهدارى همواره در اديان سابقه وجود داشته است در دين يهود، مسيحيت و مجوس و حتىاديانى كه آسمانى بودن آنها معلوم نيست، روزهدارى مرسوم بوده است در صدر اسلام روزه بر مسلمانان واجب نبود، لكن با نازل شدن آيه 182 سوره بقره كه مىفرمايد »يا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُم« و آيات بعد از آن، روزه بر كسانى كه مسافر و مريض نبوده و به سن تكليف رسيده باشند واجب شد منتهى الآمال، ج 1، ص 123 مجمع البيان، ج 2، ص 271، چاپ بيروت
كشته شدن ابوجهل
روز هفدهم ماه رمضان سال دوم هجرى ابوجهل در بدر كشته شد نام او »عمرو بن هشام« و كنيهاش »ابوالحكم« و از اشراف قريش بود كه به تجارت اشتغال داشت، با آغاز رسالت محمدص به اقدامات بسيار براى جلوگيرى از اشاعه اسلام دست زد و تلاش كرد تا رابطه قريش با بنىهاشم قطع شود؛ اما موفق نشد ابوجهل مسلمانان را نيز مورد آزار و اذيت قرار مىداد و در اين راه عيّاش بن ابىربيعه را كه پس از اسلام آوردن جهت پيوستن به مهاجران عازم مدينه بود، از قبا به مكه بازگرداند و زندانى كرد، پيامبر او را كه تا آن روز ابوالحكم مىگفتند، »ابوجهل« ناميد و به مسلمانان دستور داد كه وى را چنان خطاب كنند در سال دوم هجرى ابوجهل لشكرى را براى حمايت از كاروان تجارى ابوسفيان بسيج و به سوى چاههاى بدر حركت كرد و در آنجا با مسلمانان جنگيد، در اين نبرد عده زيادى از قريش كشته شدند و ابوجهل به دست عبدالله بن مسعود كشته شد و مسلمانان پيروز شدند دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 5، ص 306
غزوه بَنىقَيْنُقاع
روز شنبه پانزدهم شوال سال دوم هجرى غزوه بنىقَيْنُقاع رخ داد بعد از جنگ بدر پيامبر اكرمص در بازار بنىقينقاع سخنرانى كرد و از يهود بنىقينقاع خواست تا از سرگذشت قريش عبرت گرفته و اسلام اختيار كنند يهوديان لجاجت كرده و با لحن تندى به پيامبر پاسخ دادند كه »گمان كرديد ما ضعيف هستيم و مثل قريش به رموز نبرد آشنا نيستيم« اين روزها گذشت تا اين كه روزى يك يهودى دامن زنى غير مسلمان را در بازار قينقاع در هنگام خريد، به پشت او گره زد به طورى كه هنگام بلند شدن، قسمتى از بدن او آشكار شد مسلمانى آن يهودى را كشت و بنىقينقاع دسته جمعى به طرز فجيعى آن مسلمان را كشتند و سپس به قلعه خود پناه بردند پيامبر به مسلمانان دستور داد قلعه را محاصره و از ورود تداركات جلوگيرى كنند شش روز اين قلعه در محاصره بود تا در اثر محاصره اقتصادى به زانو در آمدند و با نشان