قتل مصعب بن زبير - وقایع نامه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

وقایع نامه - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

قتل مصعب بن زبير

روز سيزدهم جمادى‏الاول سال 72 هجرى مصعب بن زبير و ابراهيم اشتر به قتل رسيدند مصعب به فرمان برادرش عبدالله بن زبير براى دفع مختار به كوفه رفت و جنگ سختى با مختار كرد و او را كشت، سپس براى دفع عبدالملك مروان لشكرى آماده كرد و عبدالملك نيز سربازان زيادى جمع كرد و لشكرى عظيم مهيّا ساخت هر دو لشكر نزديك سامرّا در وادى »مِشكن« به هم رسيدند و در آن‏جا جنگ شروع شد و در روز سيزدهم جمادى‏الاول سال 72 مصعب به قتل رسيد

سر مصعب را جدا كرده به دار الإماره كوفه نزد عبدالملك آوردند مردى به عبدالملك گفت »من در اين قصر شاهد بودم كه سر مبارك ابى‏عبدالله الحسينع در مقابل ابن‏زياد لعنة الله عليه بود بعد از آن سر ابن‏زياد را ديدم كه جلوى مختار بود سپس سر مختار را مقابل مصعب ديدم و اكنون سر مصعب را جلوى شما مى‏بينم« عبدالملك از شنيدن اين سخن لرزه بر اندامش افتاد و دستور داد دار الإماره را خراب كنند

ابن‏خلدون، ج 3، ص 35

قتل عبدالله بن زبير

روز پانزدهم جمادى‏الثانى سال 73 هجرى عبدالله بن زبير به قتل رسيد او بر اهل مكه ظلم بسيار كرد و محمد بن حنفيّه را در شعب محصور كرد و هيزم زيادى تهيه ديد كه او را بسوزاند اما فرستادگان مختار، محمد بن حنفيه و هاشميين را از دست عبدالله زبير نجات دادند

پدر عبدالله، زبير بن العوام بن خويلد و مادرش اسماء دختر ابوبكر است

سن وى 73 سال و مدت امارتش نه سال و ده روز بود و در سال اول هجرت، اول طفلى كه به دنيا آمد او بود

عبدالملك مروان، حجاج بن يوسف ثقفى را مأمور كرد تا عبدالله بن زبير را از پاى درآورد و حجاج به مكه آمد و او را كشت

الكامل فى التاريخ، ج 3، ص 67

درگذشت محمد بن حنفيه‏

اول محرم سال 81 هجرى، محمد بن حنفيه فرزند اميرالمؤمنينع وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد

مادرش خوله دختر جعفر بن قيس حنفيه است؛ به اين جهت او را محمد بن حنفيه مى‏گويند، كنيه او ابوالقاسم است وى مردى شجاع و دلير بود و در جنگ جمل و صفين همراه پدرش علىع با دشمنان مى‏جنگيد

گروه كيسانيّه او را امام مهدى آخر الزمان مى‏شمردند و اكنون آن فرقه منقرض شده است

زندگانى امامانع، ص 117

مرگ عبدالملك مروان‏

عبدالملك بن مروان چهاردهم شوال سال 84 هجرى در دمشق مرد

او پيش از خلافت پيوسته در مسجد مى‏نشست و قرآن مى‏خواند به طورى كه وى را »حمامةالمسجد« يعنى كبوتر مسجد مى‏گفتند چون خبر سلطنت به او رسيد قرآن را به هم نهاد و گفت »سَلامٌ عَلَيْكَ هذا فِراقُ بَيْنِى وَ بَيْنِك«؛ يعنى سلام بر تو اين »سلطنت« جدايى است بين من و تو

وى 21 سال خلافت كرد و مردى سفّاك و خونريز بود عبدالملك اول كسى است كه پول را به سكّه اسلامى نقش زد

تاريخ ابن‏خلدون، ج 3، ص 47

مرگ وليد بن عبدالملك مروان‏

پانزدهم جمادى‏الاول سال 96 وليد بن عبدالملك بن مروان خليفه اموى درگذشت او قريب ده سال سلطنت كرد و بعد از پدرش عهده‏دار اين منصب شد وى مسجدالرسول را وسعت داد

مرگ حجاج ثقفى‏

در روز سيزدهم ماه مبارك رمضان سال 95 هجرى حجاج ثقفى به سبب مرض آكله مرد و در »واسط« به خاك سپرده شد

وى كه حضرت علىع از خون‏ريزى‏هايش خبر داده بود، در زندانهايش چندين هزار نفر

/ 46