انه الحق نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

انه الحق - نسخه متنی

حسن حسن زاده آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

است نسبت به جزئياتش . و امارات تميز در قسم اول كه تميز تقابل بود ناچار خارج از متعين است زيرا كه بديهى است آن امارات نسبتهايى است كه از امور متقابله پديد آمده است اما در قسم دوم ممكن نيست كه امارات تميز امر زائد بر متعين باشد چه اينكه بديهى است به عدم آن امر كه فرض زائد بودنش شد حقيقت متعين منتفى مى گردد و به وجود او حقيقت متعين متتحقق مى گردد زيرا كه حقيقت كل همانا كه كليت او به اعتبار احاطه او به اجزايش تحقق مى يابد و به اين احاطه از اجزايش امتياز پيدا مى كند و همچنين عام عموم او به اعتبار احاطه او به خصوصيات و جزئيات و جامع بودنش مر آن خصوصيات را است و به اين احاطه از خواص خود امتياز مى يابد و شك نيست كه هيأت مجموعيه و صورا حاطيه اى كه اشيا را است براى آنها حقيقتى وراى اين خصوصيات و احديت جمع آنها نيست . حال گوييم كه تعين واجب تعالى از قبيل قسم دوم است زيرا كه در مقابل او چيزى نيست و او در مقابل چيزى نيست تا تميز تقابلى داشته باشد . و اگر زيادت تحقيق در اين معنى خواهى و اقامه بينه بر اين دعوى طلبى در قول خداوند متعال : ([ لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفوا احد ]) تامل كن كه چگونه نفى را در گفتارش بطورى سريان داد كه نفى متوجه به دو نوع وجودى از انواع و اصناف متقابلات است كه دو وجود نيست يعنى دو وجود ندارد خواه دو صنف وجود و خواه دو نوع وجود كه از هر يك از لم يلد ولم يولد والد و مولود دو صنف وجود استفاده گردد كه دو صنف وجود نيست و از ولم يكن له كفوا احد كفوا با كفو دو نوع وجود و سريان نفى يعنى بودن لم در هر سه جمله كه نفى وجود دوم مى كند مطلقا و چون دومى نيست يعنى دومى وجود ندارد پس تمايز تقابلى دربارى تعالى راه ندارد . خلاصه مطلب اينكه تمايز و تعين دو چيز و جداى از يكديگر به بودن صفاتى و خصوصياتى در اين يكى است كه مقابل آن صفات در آن ديگر هم ثابت است كه هر يك از اين دو واجد صفاتى خاص است و به آن صفات از يكديگر متمايزند در اين صورت آن دو تمايز تقابلى دارند . و ظاهر است كه امارات تميز در اين قسم خارج از متعين است زيرا كه آنها نسبتهايى اند كه از امور متقابله پديد مى آيند به مثل چون امارات تشخص زيد از عمرو كه هر يك به صفاتى كه داراست متميز از ديگرى است . اما تعين و تميز متميز محيط و شامل به مادونش چون تميز كل از آن حيث كه كل است به صفتى است كه براى كل است و از اسماء مستأثره اوست و خارج و زائد از او نيست بلكه به وجود او متحقق و به عدم او منتفى است و چون هيچ جزء مفروض كل بدان حيث كه كل است منحاز از كل نيست زيرا كه كل نسبت به مادونش احديت جمع دارد لاجرم تمايز بين دو شى ء نيست بلكه يك حقيقت متعين به تعين شمولى است و نسبت حقيقه الحقائق با ماسواى مفروض چنين است و اين معنى از سوره

/ 79