نفس ناطقه انسانى وشئون واطوار وجوديه او ما لكم لا ترجون لله وقارا وقد خلقكم اطوارا - انه الحق نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

انه الحق - نسخه متنی

حسن حسن زاده آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و تعليم سريان دارد كه عوالم را با يكديگر تطابق و محاكمات است . صدر المتألهين در علت و معلول اسفار ( 2 ) فرمايد : اياك وان تظن بفطانتك البتراء ان مقاصد هؤلاء القوم من اكابر العرفاء واصطلاحاتهم وكلماتهم المرموزه خاليه عن البرهان الخ . امت وسط حق هر ذى حق را ايفاء فرموده اند كه هم حواس را شبكه اصطياد مى دانند و هم هر يك از قواى باطنه را كه هر يك را در كارش مى گمارند و عقل نظرى را نيز مستنبط مى شناسند و بر عقل -1 ج 1 ص 29 چاپ سنگى . -2 ج 1 ص 189 ط رحلى .

عملى هم تعطيل روا نمى دارند و فوق طور عقل را هم فوق همه مراحل مى بينند و انسان را از مرتبه نازله اش كه بدن اوست تا مقام فوق تجردش يك هويت وحدانى احدى ممتد مدرك به ادراكات گوناگون مرموز مى يابند و برهان قائم بر مبناى قويم و منتظم از مقدمات صحيح را در انتاجش عاصم و معصوم مى دانند . و چنانكه علوم كسبى را ذو مراتب يافته اند معارف كشفى را نيز ذو درجات شناخته اند كه آخرين مراتب نهائى آن به وحى الهى منتهى مى گردد كه ميزان قسط جميع علوم و افكار و آراء و مكاشفات است و تمامت درس و بحث و تعليم و فكر و حد و رسم و سير و سلوك و برهان و عرفان و غيرها همه را معدات مى دانند و مفيض على الاطلاق و واهب صور حق سبحانه را كه والله من ورائهم محيط .

نفس ناطقه انسانى وشئون واطوار وجوديه او ما لكم لا ترجون لله وقارا وقد خلقكم اطوارا

( 1 ) مبحث نفس ناطقه انسانى قلب جميع معارف ذوقيه و قطب جميع مباحث حكميه و محور تمام مسائل علوم عقليه و نقليه و اساس همه خيرات و سعادات و معرفت آن اشرف معارف است . در 1 قرآن كريم سوره نوح آيه 13 و 14 .

معرفت نفس چند امر از اصول و عيون و امهات است : 1 يكى مغايرت نفس با مزاج است كه نفس مزاج نيست تا به فساد مزاج فوت گردد و تباه شود بلكه نفس است كه حافظ مزاج است و بر اين امر ادله اى چند اقامه شده است .

ب و ديگر مغايرت نفس با بدن است و بر اين امر نيز ادله اى چند اقامه شده است . اين ادله نظر به تجرد نفس ناطقه ندارند بلكه همين اندازه مغايرت نفس با بدن را اثبات مى كنند كه علاوه بر اينكه نفس مزاج نيست گوهرى قائم به وجود و مغاير با بدن محسوس است . ج و ديگر تجرد نفس ناطقه به تجرد برزخى است كه در مقام خيال نفس و مثال متصل است و بر اين تجرد چندين دليل اقامه شده است . د و ديگر تجرد نفس ناطقه است در مقام تجرد عقلانى و بر اين امر نيز ادله بسيار اقامه شده است . و هر يك از ادله تجرد منتج اين نتيجه اند يعنى همه در اين نتيجه شريك اند كه چون نفس عارى از ماده و احكام ماده است گوهرى بسيط غير محسوس

/ 79