نفس ناطقه انسانى را مقام فوق تجرد است - انه الحق نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

انه الحق - نسخه متنی

حسن حسن زاده آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آنست كه در حديث قبل رسول الله صلى الله عليه و آله به قيس فرمود : هو فعلك . و اين مثال را خداوند از آن ملكه خلق فرموده است . و شخص فاعل ماده اين مثال را از دنيا با خود برده است كه الدنيا مزرعه الاخره پس هر كسى زرع و زارع و مزرعه خود است و هر كس آن درود عاقبت كار كه كشت . آن ملكات مانند روح اند و اين صور مانند اجساد و روح الارواح نفس آدمى است . در آيه كريمه([ . فتمثل لها بشرا سويا ]) ( 1 ) هم در تمثل و هم در لها تدبر لازم بايد كه مفتاح حل مشكلات اينگونه مسائل است . زبان لها اين است كه تمثل حقايق براى ذات نفس مستعد است و تمثلات هر كس اختصاص به او دارد تو صد حديث مفصل بخوان از اين مجمل . پوشيده نيست كه اينگونه معجزات قولى را بعد از قرآن و پيغمبر خاتم صلى الله عليه و آله از هيچ صحابه و تابعين و علماى بعد از آنان به جز از ائمه اثنى عشر اماميه عليهم السلام روايت نشده است و 1 سوره مريم آيه 19 .

تنها همين معجزات قولى در حقانيت امامت الهيه آنان كافى است .

نفس ناطقه انسانى را مقام فوق تجرد است

نفس ناطقه انسانى را مقام فوق تجرد است يعنى علاوه بر اينكه او را تجرد برزخى در مقام مثال مقيد و تجرد عقلانى در مقام ادراك معانى مطلقه و حقايق مرسله است مقام فوق تجرد نيز هست كه براى او حد يقف نيست . مرحوم آخوند در فصل سوم باب هفتم نفس اسفار فرموده است : ان النفس الانسانيه ليس لها مقام معلوم فى الهويه ولا لها درجه معينه فى الوجود كسائر الموجودات الطبيعيه والنفسيه والعقليه التى كل له مقام معلوم بل النفس الانسانيه ذات مقامات و درجات متفاوته ولها نشئات سابقه ولا حقه ولها فىكل مقام وعالم صوره اخرى . و لازمه فوق تجرد بودن اين است كه نفس مجرد از ماهيت است چنانكه مجرد از ماده و احكام ماده در مقام تعقل است . مشاء فقط تجرد نفس ناطقه را از ماده ثابت كرده اند و تجرد از ماهيت را فقط در واجب تعالى گفته اند اما در حكمت متعاليه فوق تجرد نفس يعنى تجرد از ماهيت نيز ثابت شده است كه او را حد يقف نيست و ماهيت حكايت از ضيق حد و حصر وجودى چيزى مى كند و چون موجودى بسيط عارى از ماهيت باشد او را مقامى معلوم نيست كه در آن مقام توقف كند و به همين بيان نفس فوق مقوله است زيرا كه موجود مجرد از ماهيت وجود است و وجود نه جوهر است و نه عرض . مرحوم حاجى در منظومه گويد :




  • وانها بحت وجود ظل حق
    عندى وذا فوق التجرد انطلق



  • عندى وذا فوق التجرد انطلق
    عندى وذا فوق التجرد انطلق



توضيحا گوييم : نفس گوهرى بسيط و وجود بحت و ظل وجود حق تعالى است كه موجودى مجرد از ماهيت است يعنى احكام وجود بر او غلبه دارد و آثار ماهيت در آن مندك است چه ماهيت حكايت از حد و قصور شى ء و ضعف و نقص

/ 79