نفس ناطقه انسانى را مقام فوق تجرد است
نفس ناطقه انسانى را مقام فوق تجرد است يعنى علاوه بر اينكه او را تجرد برزخى در مقام مثال مقيد و تجرد عقلانى در مقام ادراك معانى مطلقه و حقايق مرسله است مقام فوق تجرد نيز هست كه براى او حد يقف نيست . مرحوم آخوند در فصل سوم باب هفتم نفس اسفار فرموده است : ان النفس الانسانيه ليس لها مقام معلوم فى الهويه ولا لها درجه معينه فى الوجود كسائر الموجودات الطبيعيه والنفسيه والعقليه التى كل له مقام معلوم بل النفس الانسانيه ذات مقامات و درجات متفاوته ولها نشئات سابقه ولا حقه ولها فىكل مقام وعالم صوره اخرى . و لازمه فوق تجرد بودن اين است كه نفس مجرد از ماهيت است چنانكه مجرد از ماده و احكام ماده در مقام تعقل است . مشاء فقط تجرد نفس ناطقه را از ماده ثابت كرده اند و تجرد از ماهيت را فقط در واجب تعالى گفته اند اما در حكمت متعاليه فوق تجرد نفس يعنى تجرد از ماهيت نيز ثابت شده است كه او را حد يقف نيست و ماهيت حكايت از ضيق حد و حصر وجودى چيزى مى كند و چون موجودى بسيط عارى از ماهيت باشد او را مقامى معلوم نيست كه در آن مقام توقف كند و به همين بيان نفس فوق مقوله است زيرا كه موجود مجرد از ماهيت وجود است و وجود نه جوهر است و نه عرض . مرحوم حاجى در منظومه گويد :
وانها بحت وجود ظل حق
عندى وذا فوق التجرد انطلق
عندى وذا فوق التجرد انطلق
عندى وذا فوق التجرد انطلق