با برگ - از خاموشی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

از خاموشی - نسخه متنی

فریدون مشیری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید














با برگ

حريق خزان بود

همه برگ ها آتش سرخ

همه شاخهها شعله زرد

درختان همه دود پيچان

به تاراج باد

و برگي که مي سوخت ميريخت مي مرد

و جامي ساوار چندين هزار آفرين

که بر سنگ مي خورد

من از جنگل شعله ها مي گذشتم

غبار غروب

به روي درختان فرو مي نشست

و باد غريب

عبوس از بر شاخه ها مي گذشت

و سر در پي برگ ها مي گذاشت

فضا را صداي غم آلود برگي که فرياد مي زد

و برگي که دشنام مي داد

و برگي که پيغام گنگي به لب داشت

لبريز مي کرد

و در چشم برگي که خاموش خاموش مي سوخت

نگاهي که نفرين به پاييز مي کرد

حريق خزان بود

من از جنگل شعلهها مي گذشتم

همه هستي ام جنگلي شعله ور بود

که توفان بي رحم اندوه

به هر سو که مي خواست مي تاخت

مي کوفت مي زد

به تاراج مي برد

و جاني که چون برگ

مي سوخت مي ريخت مي مرد

و جامي سزاوار نفرين که بر سنگ مي خورد

شب از جنگل شعله ها مي گذشت

حريق خزان بود و تاراج باد

من آهسته در دود شب رو نهفتم

و در گوش برگي که خاموش مي سوخت گفتم

مسوز اين چنين گرم در خود مسوز

مپيچ اين چنين تلخ بر خود مپيچ

که گر دست بيداد تقدير کور

ترا مي دواند به دنبال باد

مرا مي دواند به دنبال هيچ


/ 49