19 ـ ظهير الدين طاهر بن محّمد فاريابى - حج در پهنه نثر فارسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حج در پهنه نثر فارسی - نسخه متنی

خلیل الله یزدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

19 ـ ظهير الدين طاهر بن محّمد فاريابى

(متوفّاى سال 598هـ . ق.) از جمله شاعران قصيده سراى معروف قرن ششم است. وى علاوه بر هنر شاعرى، زبان عربى، حكمت، نجوم و... را مى دانسته است. شاعرى مدّاح بوده و در مدح گاهى بسيار غلو مى كرده، به طورى كه: نُه كرسى فلك را زير پاى انديشه مى گذاشته تا انديشه بتواند ركاب قزل ارسلان را ببوسد! در عين حال آرزوها و هدف او آن است كه كبوتر حرم كعبه باشد و در پناه اين خانه امن الهى قرار گيرد:




  • مرغ پيكم گم بود تا چند گيرم زان سراغ
    مى روم در كعبه تا گردم كبوتر، خانه را



  • مى روم در كعبه تا گردم كبوتر، خانه را
    مى روم در كعبه تا گردم كبوتر، خانه را



ظهير گويا عزم حج كرده، در غزلى به اين تصميم خود اشاره كرده و در ضمن بر اهل ريا و نفاق تاخته است:




  • از اين مقام كه آهنگ كوى او دارم
    نه ساز و برگ حجازم بود نه روى عراق

    چو طوف كعبه كنم از هجوم اهل نفاق




  • چنان به دير رسم من زطعن اهل ريا
    چو طوف كعبه كنم از هجوم اهل نفاق
    چو طوف كعبه كنم از هجوم اهل نفاق



فاريابى كعبه را جاى حق پرستان مى داند و مى گويد اگر حق پرستان به مكّه و كعبه نروند، ديگران كعبه و قبله را نمى شناسند، كه بروند يانروند. او مى گويد:




  • دركعبه گرنيايدآن كس كه حق پرست است
    كى قبله مى شناسد ديوانه اى كه مست است



  • كى قبله مى شناسدديوانه اى كه مست است
    كى قبله مى شناسد ديوانه اى كه مست است



و مى گويد كعبه حقيقى كعبه دل است نه كعبه گِل و ما آستانه اين كعبه دل هستيم هر چند عوام توجّهى به آن ندارند ولى زيارتگاه خواص همان دل است.




  • خاك ره عوام زيارتگه خواص
    دل كعبه حقيقت و ما آستانه ايم



  • دل كعبه حقيقت و ما آستانه ايم
    دل كعبه حقيقت و ما آستانه ايم



ظهير در مدح قزل ارسلان قصايد غرّا و غلوّ آميزى دارد; از جمله دربار او را به كعبه مانند كرده و خورشيد و ماه و آسمان را به آستان بوسى او واداشته است.






  • سپهر و مهر چو حجّاج كعبه اسلام
    به عزم قبّه اسلام بسته اند احرام
    زيك طرف گلوى گاو مى برد ناهيد
    زيك جهت بره قربان همى كند بهرام



  • يكى ستانه همى بوسدش به رسم حجر
    يكى به چهره همى مالدش به شرط مقام
    زيك جهت بره قربان همى كند بهرام
    زيك جهت بره قربان همى كند بهرام



همو در مدح اتابك اعظم ابوبكر بن محمّد گفته است، عقلا درگاه او را كعبه نجات شمرده و بى اختيار به سوى آن حركت مى كنند:






  • چون مشتبه شود جهت كعبه نجات
    جز سمت در گهش نكند عقل اختيار



  • جز سمت در گهش نكند عقل اختيار
    جز سمت در گهش نكند عقل اختيار



با وجودى كه ظهير فاريابى به كعبه و مكّه علاقمند است و كعبه در نظر او از ارزش بسيار برخوردار است و در اشعار مدحيّه خود خوبيها و اوصاف و حالات پسنديده ممدوح را به كعبه و متعلّقات آن تشبيه مى كند.

/ 18