شمايل زهراى مرضيه در احاديث - عمر مادرم: تاریخ دقیق ولادت، ازدواج و شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عمر مادرم: تاریخ دقیق ولادت، ازدواج و شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) - نسخه متنی

ف. ام محمد

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

شمايل زهراى مرضيه در احاديث

1. عايشه مى گويد: ما با روشنى چهره ى فاطمه عليهاالسلام خيّاطى و

ريسندگى مى كرديم، و سوزن را نخ مى نموديم. [عوالم العلوم: ج 11.]

2. انس بن مالك مى گويد: از مادرم از شكل و شمايل فاطمه عليهاالسلام سؤال كردم، گفت: فاطمه عليهاالسلام همانند ماه شب چهارده بود، يا همانند خورشيدى كه با ابر پوشيده باشد يا از زير ابر بيرون آمده باشد، و او چهره ى سفيد و صاف داشت. [بحار الانوار: ج 43 ص 6 از مناقب ابن شهر آشوب.]

3. عايشه مى گويد: هيچ كسى را نديدم كه در رفتار و كردار و گفتار و نشست و برخاست و در روش و سيره اش به پيامبر صلى الله عليه و آله از فاطمه عليهاالسلام شبيه تر باشد. [ذخائر العقبى: ص 40.]

4. ام انس مى گويد: فاطمه عليهاالسلام همانند ماه شب چهارده يا همانند خورشيد پوشيده از ابر وقتى از زير ابر خارج شود بود. چهره اش سفيد آميخته به سرخى بود، موهاى مشكى داشت، شبيه ترين مردم به رسول خدا صلى الله عليه و آله بود. بخدا قسم همانگونه كه شاعر گفته: سفيد چهره اى كه وقت ايستادن موهاى سرش به زمين مى خورد و صورتش در ميان موهاى زياد و مجعد پنهان مى شد. او در ميان موهايش همانند روز روشن مى درخشيد، و موهاى مشكين او همانند شب تاريك بر صورت زيبايش ريخته بود. [الغدير: ج 3 ص 10 از مستدرك حاكم: ج 3 ص 161.]

علامه امينى در جلد سوم الغدير مى گويد: لقب «زهرا» كه به اتفاق مورخان و محدثان از القاب فاطمه زهرا عليهاالسلام است زيبائى بى نظير حضرت را روشن مى كند.

5. امام صادق عليه السلام در ضمن حديث طولانى مى فرمايد: وقتى زهرا عليهاالسلام به دنيا آمد، نورى از او درخشيد و به خانه هاى مكه داخل شد و در مشرق و مغرب روى زمين جائى نماند مگر اينكه اين نور به آنجا تابيد. [بحار الانوار: ج 43 ص 3 از امالى صدوق.]

6. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: فاطمه عليهاالسلام حوريه اى است در صورت انسان. من هر وقت مشتاق بهشت مى شوم او را مى بوسم. [الغدير: ج 3 ص 18 از تاريخ بغداد.]

7. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: دخترم فاطمه عليهاالسلام حوريه اى بصورت آدمى است. [الغدير: ج 3 ص 18 از الصواعق المحرقه: ص 96.]

8. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: فاطمه عليهاالسلام آن زهره ى درخشان است. [نزهه المجالس: ج 2 ص 222.]

9. ابوهاشم جعفرى از امام عسكرى مى پرسد: چرا فاطمه عليهاالسلام را «زهرا» نام نهاده اند؟ فرمود: زيرا صورتش در اول روز مانند خورشيد و هنگام ظهر همانند ماه تابان و شامگاهان همچون ستاره ى درخشان براى اميرالمؤمنين عليه السلام مى درخشيد. [بحار الانوار: ج 43 ص 16 از مناقب.]

10. ام سلمه نقل مى كند: فاطمه عليهاالسلام شبيه ترين مردم به رسول الله صلى الله عليه و آله بود. [بحار الانوار: ج 43 ص 51 از كشف الغمه.]

قانون وراثت

قانون وراثت و بررسى شكل و شمايل پدر و مادر فاطمه زهرا عليهاالسلام و انتقال آن به حضرت ايجاب مى كند زهراى مرضيه عليهاالسلام از نظر صورت و سيرت ممتاز باشد، اگر چه ما آن را تنها دليل نمى دانيم ولى يكى از ادله مى تواند باشد. [فاطمه الزهراء عليهاالسلام من المهد الى اللحد: ص 37.]

صورت و سيرت و مكارم پيامبر

سيرت و فضائل و مكارم اخلاق رسول الله صلى الله عليه و آله اظهر من الشمس است. قبل از رواياتى در كتب تفسير و تاريخ و حديث آمده، خداوند كه خالق پيامبر صلى الله عليه و آله است و از همه بهتر مى تواند او را معرفى كند در شأن و فضائل اخلاقى او در قرآن چنين مى فرمايد: «انك لعلى خلق عظيم».

اما صورت و شمائل جسمانى و ظاهرى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در كتب حديث و تاريخ مطالبى از خاصه و عامه نقل شده و همه ى مسلمين بلكه كفار نيز شنيده اند كه احتياج به ذكر آنها نيست. براى تبرك و نورانيت اين صحفات، چند جمله مى آوريم:

صورت پيامبر صلى الله عليه و آله نورانى بود و مانند ماه شب چهارده مى درخشيد. رنگ چهره اش چنان سفيد بود كه گوئى نور مى پاشيد. گشاده پيشانى بود. ابروانش باريك و مقوّس و كشيده بود. بينى اش باريك و كشيده و وسط بينى اش برآمدگى داشت و نورى از آن مى تافت. دندانهايش سفيد و براق و باريك و وسط دندانها باز بود. گردنش در سفيدى و صفا و نور و مستقيم بودن همانند گردن تمثالهائى بود كه از نقره مى سازند و صيقل مى زنند. اعضاى بدنش همه معتدل، و سينه و شكمش برابر يكديگر بود. ميان دو كتفش پهن، و سر و استخوان بندى هاى بدنش قوى و درشت، و بدنش سفيد و نورانى بود. انگشتانش كشيده و بلند، ساعد و ساقش صاف و كشيده بود. كف پاهايش هموار نبود بلكه وسطش به زمين نمى رسيد. پشت پاهايش بسيار صاف و نرم بود بحدى كه اگر قطره ى آبى بر آنها ريخته مى شد بند نمى شد. خويش نرم بود و درشتى و خشونت در خلق كريمش نبود و كسى را حقير و كوچك نمى شمرد.

اينها قطره اى از درياى فضائل و مكارم اخلاقى و صورت و شمايل جسمى رسول الله صلى الله عليه و آله پدر بزرگوار صديقه كبرى عليهاالسلام بود.

/ 31