سيرت و صورت خديجه
اينك چند كلمه مختصر هم از سيرت و فضائل و مكارم اخلاقى حضرت خديجه مادر فاطمه عليهاالسلام گفته شود: در فضيلت حضرت خديجه عليهاالسلام حديث مشهورى كه به حد تواتر از خاصه و عامه به عبارات مختلف نقل شده كافى است: بهترين زنان عالم: مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، خديجه دختر خويلد، فاطمه عليهاالسلام دختر محمد صلى الله عليه و آله است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: وقتى از معراج برمى گشتم گفتم: اى جبرئيل، آيا حاجتى دارى؟ گفت: حاجت من اين است كه از طرف خداوند و از طرف من به خديجه سلام برسانى. را وى مى گويد: وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله خديجه عليهاالسلام را ملاقات كرد، آنچه جبرئيل گفته بود به او فرمود. حضرت خديجه عليهاالسلام عرض كرد: خداوند سلام است، و سلام از ناحيه ى او و بسوى اوست، و بر جبرئيل سلام. [بحار الانوار: ج 16 ص 7 از عيّاشى.] در شجره ى طوبى آمده است: خديجه عليهاالسلام زيباترين زنها از نظر جمال، و كامل ترين از نظر عقل، و تمام ترين از نظر رأى و تصميم گيرى، و زيادترين از نظر عفت و دين و حيا و مروت و مال بود. از ابن عباس در تفسير ابن عباس روايت كرده: درباره ى آيه ى «فوجدك عائلا فاغنى»، يعنى خداوند تو را فقير ديد و با مال خديجه غنى و بى نياز كرد. خديجه عليهاالسلام مال زياد، و زيبائى و جمال داشت. [شجره طوبى: ص 232.] علامه قزوينى در «فاطمه الزهراء عليهاالسلام من المهد الى اللحد» آورده است: حضرت خديجه عليهاالسلام زنى سفيد و بلند و زيبا بود، و در ميان قوم و قبيله اش شريف و عزيز بود. در امور و كارهايش عاقله بود و ازذكاوت و هوشيارى بهره ى بسيار داشت. بصرت و بينش در شئون و امور، و اعتماد به نفس و استقلال فكر داشت. چرخهاى تجارت گسترده خود را با فكر و تدبير هوشمند خود به حركت درمى آورد. از نظر همسردارى هزاران هزار ثروت و اموال خود را به همسرش رسول الله صلى الله عليه و آله بخشيد، تا به نحوى كه نظر اوست تصرف كند. مال خديجه در تقويت اسلام تأثير بسزائى داشت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هيچ مال و ثروتى مانند، مال و ثروت خديجه (براى اهداف من) مفيد نبود. و فرمود: اسلام با شمشير على عليهاالسلام و مال خديجه بر پا و استوار شد و استقامت يافت. بعد از وفات خديجه هرگاه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله از او ياد مى كردند طلب آمرزش مى كرد، و قلب مباركش به خاطر او مى شكست، و در حزن و اندوه خديجه اشكش جارى مى شد. يك روز به خاطر جسارت عايشه به حضرت خديجه عليهاالسلام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:... آن روز كه همه ى مردم به من كفر مى ورزيدند خديجه به من ايمان آورد و وقتى كه مردم دعوت مرا دروغ مى پنداشتند و مرا تكذيب مى كردند او مرا تصديق كرد و دعوت مرا قبول نمود. و هنگامى كه مردم مرا از مال خودشان محروم كردند، او مرا در مال و ثروت خود شريك كرد. خداوند از خديجه فرزندانى به من روزى كرد و از زنان ديگر نداد.
سيرت و صورت فاطمه در قانون وراثت
با در نظر گرفت قانون وراثت و اصل انتقال سلولهاى پدر و مادر به فرزند، و با اطلاع از سيرت و فضائل اخلاقى و روحى و جسمى و شمايل پدر و مادر بزرگوار فاطمه زهرا عليهاالسلام براى همه روشن مى شود كه حضرت از نظر سيرت و صورت چگونه بايد باشد، و آن اخلاقيات و شكل ظاهرى از نظر صورت كه اميل نصرانى گفته و زعيتر كوركورانه ترجمه كرده ارتباطى با صديقه كبرى عليهاالسلام ندارد. از اين مؤلف نصرانى سؤال مى كنيم مطالبى كه در سيرت و صورت حضرت صديقه و اميرالمؤمنين عليهماالسلام نوشته اى از كجا آورده اى؟! مگر تاريخ اسلام و زندگى پيامبر و اميرالمؤمنين و فاطمه عليهم السلام را نبايد از كتب مسلمين از خاصه و عامه استخراج كرد؟نتيجه ى تحريف تاريخ
دست اندركاران، از تغيير دادن تاريخ صحيح ولادت حضرت سه نتيجه مى خواهند بگيرند. 1. اگر فاطمه زهرا عليهاالسلام قبل از اسلام و بعثت و معراج بدنيا آمده است، انعقاد نطفه از ميوه و طعام بهشتى منتفى است زيرا قبل از بعثت و معراج مائده بهشتى نبود. و لى خدا را شكر كه خود آنان در تناقض گوئى پايه ى مبنائى خودشان را ويران كرده اند، و از آنجا كه دروغگو حافظه ندارد، مى بينيم گاهى در كلماتشان آمده ولادت حضرت قبل از بعثت و معراج بوده و گاهى گفته اند نطفه ى حضرت از ميوه هاى بهشتى است و اين تناقض گوئى را متوجه نشده اند. 2. اگر تاريخ ولادت پنج سال قبل از بعثت باشد هنگام ازدواج حضرت هيجده ساله مى شود، و از همين جا بنظر خودشان آثار منفى و مثبت به سود خود مى گيرند. 3. نتيجه ى ولادت حضرت پنج سال قبل از بعثت و ازدواج در هيجدهسالگى آنست كه عمر حضرت هنگام شهادت بيست و هشت سال مى شود، و از بالا بردن سن مبارك حضرت نيز بنظر خودشان آثار مثبت و منفى مى گيرند. براى بررسى اين سه موضوع، آنچه متفق عليه فريقين بلكه همه ى تاريخ نويسان است تاريخ ازدواج فاطمه زهرا عليهاالسلام است، كه حضرت در سال اول هجرت و حداكثر در سال دوم با اميرالمؤمنين عليه السلام ازدواج كرده، آنچه مختلف فيه است آنكه بقول آنان حضرت هنگام ازدواج هيجده ساله، و به قول مشهور خاصه مستند و بعضى از عامه نه ساله بوده است. اگر ازدواج حضرت در هيجده سالگى باطل شود و با دلائل و قرائن رد شود طبعا سن مبارك حضرت نيز كمتر خواهد شد.