قرائت در نمازهاي مستحبي - قرآن در آیینه احکام: احکام شرعی مربوط به قرآن مطابق با فتاوای مراجع تقلید نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قرآن در آیینه احکام: احکام شرعی مربوط به قرآن مطابق با فتاوای مراجع تقلید - نسخه متنی

گردآورنده: هادی حجت

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

قرائت در نمازهاي مستحبي

1-


حكم قرائت در نمازهاي مستحبي از چند جهت با قرائت در نمازهاي واجب متفاوت است ، از جمله:.

1-


خواندن سوره در نمازهاي مستحبي لازم نيست مگر در بعضي نمازهاي مخصوص كه بايد با كيفيت خاصي خوانده شوند.42

2-


در نماز مستحبي مي توان به خواندن بخشي از يك سوره اكتفا كرد.

3-


خواندن بيش از يك سوره در اين نمازها (بدون كراهت) جايز است.

4-


خواندن سوره هاي عزائم در اين نمازها جايز است.

5-


مطلقاً جايز است عدول از هر سوره به سوره ديگر. (جواز عدول خالي از اشكال نيست)43

استفتايي از حضرت امام خميني (ره)

2-


س: آيا در نوافل هم بعد از حمد در صورتي كه بخواهد سوره اي بخواند، بايد آن سوره را كامل بخواند يا مي شود به چند آيه از يك سوره اكتفا كرد.

ج: لازم نيست يك سوره كامله بخواند.

دو نماز مستحبي كه لازم است با آيات خاصي خوانده شوند.

3-


نماز غفيله: كه دو ركعت است و بعد از نماز مغرب تا وقتي كه سرخي طرف مغرب از بين برود خوانده مي شود؛ كه در ركعت اول نماز بعد از حمد اين آيه خوانده مي شود:.

(وَذَا النّونِ اذ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَيهِ فَنادي في الظّلمات اَن لا اِلهَ اِلاّ اَنتَ سُبحانكَ اِنّي كُنتُ مِنَ الظّالمين فاستَجَبنا لَهُ وَ نَجَيَّناهُ مِنَ الغَمِّ وَ كذلِكَ نُنجِي المُؤمنينَ).44

و در ركعت دوم بعد از حمد خوانده مي شود:(وَ عِندِهُ مفاتحُ الغَيبِ لا يَعلَمُها اِلاّ هُوَ و يَعلَمُ ما فىِ البَرِّ وَالبَحرِ وَما تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ اِلاّ يَعلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الَارضَ وَ لا رَطبٍ وَ لا يابسٍ اِلاّ في كِتابٍ مُبينٍ).45و سپس در قنوت دعاي وارده را بخواند.

4-


نماز ليلة الدفن، (وحشت) و آن هديه اي است كه مستحب است در شب اول دفن، براي ميت خوانده شود. و كيفيت آن بدين قرار است: در ركعت اول بعد از سوره حمد، دو مرتبه سوره توحيد، و در ركعت دوم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره تكاثر و بعد از سلام بگويد:(اَللّهُمَّ صَلِ ّ عَلي مُحِمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ ابعَث ثَوابَها الَي قَبرِ فَلانِ بنِ فلان).

و بنا بر روايت ديگر، در ركعت اول بعد از سوره حمد، آية الكرسى، و در ركعت دوم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره (اِنّا اَنزَلناهُ َ) و سپس سلام بگويدو دعاي مذكوره را بخواند. و احتياط آن است كه آية الكرسي را تا (هُم فيها خالِدونَ) بخواند.

بخش چهارم: تجويد و آداب قرائت در نماز

الف ) اداي صحيح حروف و كلمات در قرائت

1-


واجب است كه قرائت (نماز) صحيح باشد، پس اگر عمداً به چيزي از كلمات يا حروف حمد و سوره خلل وارد كند، يا حرفي را به حرف ديگر تبديل كند، حتي (ضاد) را به (ظاء) يا بالعكس ، نمازش باطل است، و همچنين اگر اخلال در حركت بنايي يا اعرابي يا مد واجب يا تشديد يا سكون لازم باشد يا حرفي را از غير مخرج ادا كند بطوري كه در عرف عرب از صدق آن حرف، بيرون رود، نماز باطل است.

2-


واجب نيست مخارج حروف را مطابق آنچه علماي تجويد ذكر كرده اند بداند، بلكه همين قدر كه حروف از مخارج بيرون آيند، اگر چه ملتفت آن نيز نباشد كافي است؛ بلكه بيرون آمدن حروف از مخارج آن نيز لازم نيست و صدق عرفي آن حرف كفايت مي كند (يعني بطوري ادا كند كه اهل اين زبان بگويد فلان حرف را ادا كرده نه حرف ديگر را) اگر چه از غير مخرجي كه علماي تجويد معين كرده اند بيرون آيد، مثلاً اگر (ضاد) را طبق قاعده تلفظ كند لكن نه بطوري كه علماي تجويد گفته اند كه در (ضاد) بايد طرف راست يا چپ زبان را به دندانهاي بالا گذارد، نمازش صحيح است و مناط، صدق آن حرف است در عرف عرب، و همچنين است در ساير حروف؛ پس آنچه علماي تجويد در مخارج حروف ذكر كرده اند، مبني بر غالب است.

3-


اگر ِاعراب يا بنا يا بعضي از حروف كلمه را نداند كه مثلاً (صاد) است يا (سين)، (ذال) است يا (زاء)، (غين) است يا (قاف) و ... واجب است كه ياد بگيرد و در نماز، جايز نيست كه كلمه را دو مرتبه بگويد، مثلاً يك دفعه با (سين) و يك دفعه با (صاد) زيرا يكي از آن دو غلط و غيرقرآني بوده و تكلم به آن مبطل نماز مي باشد. يادگيري اعراب آخر كلمه نيز در صورتي كه شخص بخواهد آن كلمه را به ما بعد وصل كند لازم است مثلاً اگر بخواهد (العالمينَ) را به (الرّحمن الرّحيم) وصل كند بايد بداند كه نون (العالمينَ) مفتوح است؛ بلي در صورتي كه سر هر آيه وقف مي كند واجب نيست حركت آخر كلمه را بداند.

4-


اگر در حركت كلمه اي شك داشته باشد (كه مثلاً مفتوح است يا مكسور) يا در مخرج حرفي شك داشته باشد، در صورتي كه بداند يا شك داشته باشد كه يكي از آن دو وجه باطل است جايز نيست به هر دو وجه بخواند لكن اگر يكي از آن دو وجه را اختيار كند و بنا داشته باشد كه پس از نماز بپرسد و در صورت باطل بودن نمازش را اعاده كند، اشكال ندارد.

5-


اگر پس از قرائت آيه يا كلمه اي در صحت قرائت آن آيه يا كلمه شك كند در صورتي كه از محل آن نگذشته باشد بايد آن را اعاده كند و اگر از محل آن گذشته باشد بايد به شكش اعتنا نكرده و بگذرد؛ گرچه جايز است به قصد احتياط آن را اعاده كند و اگر مكرراً در آيه يا كلمه اي شك كند تكرار آن اگر از روي وسواس نباشد اشكال ندارد ولي در تكرار از روي وسواس قائل شدن به صحت مشكل است.46

خلاصه مطالب.

6-


هر گاه اعتقاد به شكل خاصي از اعراب، بنا، يا مخرج حرفي پيدا كند و مدتي به همان نحو نماز بخواند و بعد معلوم شود كه غلط بوده، احوط اعاده يا قضاي آن است،47اگر چه اقوي عدم وجوب آن است.

7-


كسي كه قرائتش صحيح نيست، يعني نمي تواند حروف را از مخارجشان ادا كند، يا حرفي را به حرف ديگر تبديل مي كند يا حتي غلط اِعرابي دارد، اگر چه توانايي بر اداي صحيح آنها را نيز نداشته باشد، چنين شخصي جايز نيست براي كسي كه قرائتش صحيح است، امام جماعت شود.

8-


(با تعدّد ائمه جماعت و اختلاف آنها در جلو فرستادن ديگري هر كدام را كه مأمومين ترجيح دهند، مقدّم داشته مي شود و به او اقتدا مي كنند و) در صورتي كه بين مامومين، اختلاف نظر باشد يا كسي را جلو نفرستند بايد كسي كه فقيه جامع الشرايط است براي امامت جلو رود و اگر چنين فقيهي نباشد يا متعدد باشند كسي كه قرائتش بهتر است جلو رود و....

استفتايي از حضرت امام خميني (ره)

9-


س: آيا ادا كردن كلمات در نماز از مخرج واقعيشان واجب است.

ج: بايد كلمات طوري ادا شود كه عرف عرب آن را صحيح بداند.

10-


س: اگر كسي در موردقرائت صحيح در نماز اطلاعي نداشته و كسي براي او نگفته است و تاكنون نماز را از نظر قرائتِ صحيحِ حروف، غلط خوانده بايد نمازهاي قبلي را قضا نمايد و آيا اين حكم در مورد عامه مردم كه تاكنون نماز را غلط خوانده اند نيز صادق است.

ج: اگر در وقت خواندن، آنها را صحيح مي دانسته نمازش صحيح است.

11-


س: تكليف كسي كه تا به حال نمازش از نظر اداي مخارج صحيح حروف، اشكال داشته چيست با توجه به اين كه در بعضي از رساله ها حكم به اعاده و يا قضا شده است.

ج: اگر موقع خواندن نماز، قرائت خود را صحيح مي دانسته و بعداً معلوم شده اشتباه بوده، نماز صحيح است و اعاده و قضا ندارد، اگر چه احوط استحبابي اعاده است.

12-


س: شخصي حمد و سوره و اذكار نماز را بلد بوده ولي مدتي نمازش را بدون رعايت مخارج حروف مي خوانده و تذكر ديگران نيز در او تاثيري نداشته و حتي او را در مورد غلط بودن نمازش به شك نينداخته، ولي حالا كه متوجه شده، اين مساله برايش پيش آمده كه آيا قضاي نمازهايي كه تا به حال خوانده بر او واجب است يا نه.

ج: در صورتي كه از جهت غفلت و عدم التفات اشتباهي در قرائت و يا ذكر شده، قضا واجب نيست.

13-


س: با توجه به اين كه براي تلفظ حرف (ض) در تجويد چند قول است، بفرماييد شما به كدام قول عمل مي كنيد يك قول مي گويد: كه برخورد نوك زبان به دندان آسيا و يك قول مي گويد: كه برخورد كناره بن زبان با دندان آسيا.

ج: شناختن مخارج حروف طبق قول علماي تجويد واجب نيست بايد تلفظ هر حرف به نحوي باشد كه در عرف صدق كند آن حرف ادا شد.

استفتاهايي از آيت الله العظمي گلپايگاني (ره)

14-


س: اشخاصي كه سواد ندارند و يادگرفتن تجويد قرائت برايشان مشكل است و همچنين بعد از يادگرفتن هم به واسطه عدم توجه؛ زود فراموش مي نمايند؛ در اين صورت به همان نحو عبارتي كه بدون غلط باشد بخوانند چه صورت دارد.

ج: اگر طوري بخوانند كه غلط باشد و قدرت بر يادگرفتن داشته باشند نمازشان باطل است، ولكن محسنات تجويدي را لازم نيست مراعات كنند.

15-


س: نظر به اين كه حضور در نماز جماعت بر كسي كه نمي تواند حمد و سوره را صحيح بخواند واجب است، تكليف زن در اين خصوص با در نظر گرفتن اينكه شوهر، اجازه حضور به جماعت ندهد چيست.

ج: با فرض عدم تمكن از يادگرفتن نماز صحيح، احتياط لازم آن است كه نماز را به جماعت بخواند و در اين صورت اطاعت شوهر لازم نيست.

ب ) رعايت يكي از قرائات سبعه

1-


احوط48 قرائت به يكي از قرائات هفتگانه است؛ اگر چه اقوي عدم وجوب آن است بلكه قرائت به طريقه عربى 49 كافي است، اگر چه در حركت بنا يا اعراب مخالف قرائات هفتگانه باشد. چنانچه احوط، آن است كه از قرائتي كه در قرآن كريم بين مسلمين موجود است تخلف ننمايد هر چند تخلف در بعضي كلمات مثل (مَلِكَ يوم الدين) و (كفواً اَحَد) ضرري نمي رساند بلكه بعيد نيست كه قرائت بر طبق يكي از قرائتهاي ديگر (غير از قرائتهاي هفتگانه نيز) جايز باشد.

2-


قرائت (مالك يوم الدين) و (مَلِك يوم الدين) هر دو جايز است و بعيد نيست كه قرائت اول بهتر باشد. و همچنين در (صِراط) جايز است با (صاد) يا با (سين) خوانده شود وبا (صاد) بهتر است و در (كفواً احد) چهار وجه جايز است: مضموم بودن فاء يا ساكن بودن آن، و هر يك از اين دو، با همزه يا با واو (

1-


كُفُواًً،

2-


كُفواً

3-


كُفُواً

4-


كُفواً) (و بعيد نيست كه مضموم بودن (فاء) با قرائت (واو) (يعني وجه سوم) از بقيه بهتر باشد)50

3-


در (ايّاك نعبد وايّاك نستعين) كه همزه آن اشباع مي باشد جايز است بدون اشباع خوانده شود.

ج ) احكام ادغام

1-


هر گاه در يك كلمه دو حرف مماثل (يعني دو حرف هم جنس) جمع شوند واجب است كه حرف اول را ساكن و در حرف دوم ادغام كرد، چه آن دو حرف متحرك باشند مثل رَدَّ و مَدَّ كه فعل ماضي اند و چه ساكن مثل رَدّ و مَدّ كه مصدرند.

2-


ادغام كردن (لام) الف و لام (ال) در چهارده حرف لازم است و آن حروف عبارتند از (تاء)، (ثاء)، (دال)، (ذال)، (راء)، (زاء)، (سين)، (شين)، (صاد)، (ضاد)، (طاء) (ظاء)، (لام) ، (نون) و در بقيه حروف لازم است (لام) را اظهار كرد، پس مثلاً در (اللّه) و (اَلرّحمن) و (اَلرّحيم) و (الصّراط) و (الضّالين) ادغام لازم است. و در (اَلحمد) و (اَلعالمين) و (والمستقيم) و امثال آن اظهار لازم است.

3-


تنوين يا نون ساكن هرگاه به يكي از شش حرف (يرملون) برسد، احوط در غير (لام) و (راء) ادغام كردن با غُنّه، و در (راء) و (لام) ادغام كردن بدون غنّه است؛ لكن اقوي عدم وجوب آن است.

4-


دو حرف متماثل، هرگاه در دو كلمه واقع شوند و حرف اول ساكن باشد مثل (اِذهَب بِكتابى) و (يُدرِككُم) ادغام حرف اول در دوم احوط است؛ اگر چه اقوي عدم وجوب آن است.

5-


رعايت ادغام كبير لازم نيست و آن عبارت از اين است كه (حرف) متحرك را ساكن نموده و در حرف مماثل خود كه در كلمه ديگر است ادغام كنند، مثلاً در (يَعلَمُ ما بَينَ اَيديهِمَ) ميم اول را پس از ساكن نمودن در ميم (مابَينَ) ادغام كنند و يا اينكه حرفي را پس از ساكن نمودن و تبديل به حرف متقارب، در آن حرف متقارب ادغام كنند، گرچه هر دو در يك كلمه باشند. مثلاً در (يَرزُقُكُم) (قاف) را در (كاف) و يا در (زُحزِحَ عَنِ النّارِ) (حاء) را در (عين) ادغام كنند بلكه احتياط آن است كه ادغام كبير را خصوصاً در حرف مقارب ترك كنند و حتي رعايت بعضي از اقسام ادغام صغير نيز لازم نيست، مثل ادغام حرفي كه در اصل ساكن است، در حرف متقارب خودش مثل اين كه در (مِن رَّبِّكَ) (نون) را در (راء) ادغام نمايند.

استفتايي از آية الله العظمي گلپايگانى(ره)

6-


س: اگر كسي در موقع خواندن سوره (قُل هُوَاللّهُ اَحَد) نون (يَكُن) را در لام (لَهُ) و همچنين در تشهد، نون (اَن) را در لام (لا) ادغام نكرد، نمازش چه صورت دارد.

ج: نمازهايي كه به اين نحو خوانده، صحيح است، ولي از اين به بعد ادغام را در مواضع مذكور رعايت نمايد.

خلاصه مطالب.

د ) احكام مدّ

1-


احوط آن است كه درقرائت مراعات مدّ لازم را بنمايد گرچه بنابر اقوي مراعات آن لازم نيست. و مدّ لازم آن است كه حرف مدّ و دو سبب آن يعني (همزه و سكون)، در يك كلمه جمع شده باشند مثل: (ج آء)، (سو)، (جى)، (دآبّة)، (ق)، (ص).

2-


در مدّ كشيدن به مقدار دو الف كافي است و كاملتر آن است كه به مقدار چهار الف بكشد، و چنانچه در مدّ لازم يا غيرلازم بيش از حد متعارف مدّ دهد مانعي ندارد و مبطل نيست مگر اينكه كلمه از صدق آن كلمه بودن خارج شود.

استفتايي از آية الله العظمي گلپايگاني (ره)

3-


س: بعد از حروف مدّ اگر حرف بعد از آنها را به خاطر وقف كردن، ساكن تلفظ نماييم مثل: (نستعين)، (رحيم)، (مستقيم) آيا مدّ واجب است يا مستحب.

ج: در فرض سؤال مدّ واجب نيست.

ه ) احكام وقف و وصل

1-


قبلاً گذشت در صورتي كه كسي بخواهد كلمه اي را به ما بعدش وصل كند لازم است كه حركت آخر آن را بداند؛ مثلاً اگر بخواهد (العالَمين) را به (الرّحمن الرّحيم) وصل كند بايد بداند كه نون العالمين مفتوح است و همينطور در ساير كلمات ولي اگر سر هر آيه وقف كند واجب نيست حركت آخر آيه را بداند.

2-


احوط آن است كه وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد اگر چه اقوي جواز آن است 51

3-


هرگاه بين حروف كلمه اي آنقدر فاصله بيندازد كه از صدق يك كلمه بودن خارج شود، در صورتي كه عمداً چنين كرده نماز باطل است و در صورت اضطرار، اعاده آن كلمه واجب است.

4-


اگر در هنگام گفتن (اَلصِّراطَ المُستَقيمَ) بعد از آن كه لام (المستقيم) را گفت نفس او قطع شود؛ آيا واجب است بعد از آن (المستقيم) را با (الف و لام) بگويد يا گفتن مستقيم بدون الف و لام نيز كفايت مي كند در چنين حالتي احوط گفتن با الف و لام است و احوط از آن اين است كه (الصراط) را نيز اعاده كند و همچنين اگر كلمه (الف و لام) دار را غلط بگويد احوط اعاده (الف ولام) است و همچنين اگر مضاف اليه را غلط بگويد، احوط آن است كه مضاف را هم اعاده كند، مثلاً اگر (المضغوب) را غلط بگويد احوط آن است كه در هنگام اعاده لفظ (غير) را نيز اعاده كند.

5-


هرگاه اعراب آخر كلمه را بگويد به قصد آن كه به ما بعد آن وصل كند ولي نفس او قطع شود و وقف به حركت شود احوط52 اعاده آن كلمه است و اگر فاصله زياد نباشد اكتفا به آن جايز است.

و ) احكام همزه وصل و قطع

1-


هرگاه (در نماز) همزه وصل در اثناي قرائت قرار گيرد، بنابر احتياط واجب بايد حذف شده وخوانده نشود، مثل همزه (اللّه) و همزه (اِهدنا) ولي همزه قطع ثابت مانده و خوانده شود مثل همزه (اَنعمتَ).

استفتايي از آية اللّه العظمي گلپايگاني (ره)

2-


س: در موقع خواندن حمد و سوره در نماز مراعات كردن همزه هاي وصل در درج كلام لازم است يا نه.

ج: بلي اسقاط همزه وصل در حال وصل لازم است.

ز ) رعايت محسّنات تجويدي

1-


شايسته است رعايت بعضي مطالب تجويدي همچون اظهار تنوين يا نون ساكن در صورتي كه بعد از آنها يكي از حروف حلقي باشد و يا قلب كردن تنوين و نون ساكن به ميم در صورتي كه بعد از آنها (باء) باشد، و يا ادغام آنها در صورتي كه بعد از آنها يكي از حروف (يرملون) باشد، و يا اخفاي آنها در صورتي كه بعد از آنها يكي از حروف ديگر باشد. لكن رعايت هيچ يك از اين موارد واجب نيست حتي ادغام در (يرملون).

2-


رعايت محسّنات قرائت كه علماء تجويد ذكر كرده اند مثل (اماله، اشباع، تفخيم، ترقيق، شدّ ت، رخوت، استعلا) و امثال آن در نماز، واجب نيست اگر چه رعايت كردن آنها بهتر است.

3-


در تكبيرة الاحرام نماز، احتياط آن است كه (لام) و (راء) را با تفخيم ادا شودند، هر چند بنابر اقوي ترك تفخيم جايز است.

4-


سزاوار است كلمات قرائت را متمايز و جداي از يكديگر بخواند و به نحوي قرائت نكند كه از بين دو كلمه، كلمه مهملي (بي معنايى) متولد شود؛ مثلاً در (الحمدُلِلّه) لفظ (دُلل) و در (لِلّه ربّ) لفظ (هِرَب) و در (مالك يوم الدين) لفظ (كِيَو) و در (ايّاك نعبد) لفظ (كَنَع) و در (اياك نستعين) لفظ (كَنَس) و در (انعمت عليهم) لفظ (تَعَ) و در (مغضوب عليهم) لفظ (بِعَ) متولّد شود.

5-


اگر در (قل هوالله احد) بر (احد) وقف نكرد احوط آن است كه در حال وصل تنوين را حذف نكند و (اَحَدُاللّه الصَّمد) به حذف تنوين 53نخواند، بلكه بگويد (اَحَد نِ الله الصَّمد) به كسر نون تنوين و بنابراين فرض سزاوار است لام (اللّه) را ترقيق كند؛ بنابروجه اول سزاوار بود لام (اللّه) را تفخيم كند، چنانچه قاعده كلّي در لام چنين است كه اگر حرف قبل از آن مفتوح يا مضموم باشد لام را تفخيم و اگر مكسور باشد ترقيق كنند.54

استفتايي از حضرت امام خميني (ره)

6-


س: آخر بعضي از كلمات مكسوراست آيا مي توانيم در نماز آنها را به صورتي اشباع كنيم كه صداي ياء توليد شود مثلاً (مغضوب) را (مغضوبى) بخوانيم.

ج: بايد به كسره خوانده شود و اگر كمي اشباع شود بدون تبديل به ياء مانع ندارد.

7-


س: در بعضي از كلمات نماز مانند: (عَلَيهِم)، (عَلَينا)، (غير) و(لَيلَة)، حرف ماقبل ياء مفتوح است ولي عده اي از افراد حتي بعضي از عربها حرف ماقبل ياء را به صورت مكسور مي خوانند مانند: (عَلِيهم) و (غِير) در صورتي كه در زبان عرب، ياء ماقبل مكسور را به صورت اشباع بايد خواند و اين چنين تلفظي از نظر لغت صحيح نيست، به هر حال منتظر نظر شريف حضرتعالي هستيم.

ج: بايد به فتحه خوانده شود و چنانچه به نحوي بخواند كه نزد عرف عرب صحيح باشد اشكال ندارد.

استفتايي از آية الله العظمي گلپايگاني (ره)

8-


س: كلماتي مانند (يَوم) و (فَوق) و (فِرعَون) در قرآن و غير قرآن مثل ادعيه هست كه بعضي به ضَمّه - البته بدون اشباع - مي خوانند حال اگر در حال نماز باشد مثل اين كه : (مالك يوم الدين) را اين طور بخوانند آيا موجب بطلان مي شود يا نه.

ج: صحت آن بدون اشباع بعيد نيست اگر چه فتحه كاملاً ظاهر نشده، لكن چنانچه فتحه را كاملاً اظهار كنند اَوفقِ به قواعد و اَحسن است ولي با اشباع، غلط است.

/ 54