باغ
سبز است روي خاکسبز است ديوار
و پشت بام لخت
دارد تن مي کند
آهسته آهسته
پيراهن سبزينه ي نو را
سبزينه ي شرابه اي
شرابه هاي کوچک براق
بالا اجاق ماه مي سوزد
و دور تا دورش ستاره ها نشسته اند
آن ني لبک را مي نوازد باد
پيراهن نو نرم مي رقصد
و بازتاب شعله در شرابه هاي ترد
باراني از شهاب
در آسمان هاي سياه چشم مي ريزد
سبز است روي خاک
سبز است ديوار
پيچک نگنجيده ست
در داربست باغ
پيچک نگنجيده ست
در داربست باغبان
آهسته
آهسته
سبز است پشت بام