تقرير
کوه است آسماندار است ريسمان
رگبار سنگين است
زرده فشرده مي شود
از لا به لاي مشت مي ريزد
بر دامن سفيد
مي بوسمت
در بستر نارنجي غروب
زوزه
در بزرگ
کليد فشرده ي سرسخت
کليد دور
کليد نهفته در اعماق
حضور تيزي چاقو
ميان لولا ها
و چفت افتاده
صداي زوزه ي چرخش
در بزرگ
بزرگ