ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جلد 5
لطفا منتظر باشید ...
[ 156 ]
اسلام ختم ميگردد ، زيرا قرآن اصول كامل دين ابراهيم را بيان ميكند و همه اديان منسوب به ابراهيم را دعوت به تطبيق اسلام بر آن دين مينمايد .
بنابر اين ، پس از رسالت پيامبر اسلام موردى براى رسالت ديگر نميماند .
معناى رسالت پيامبر اسلام آن نيست كه مقدارى تكاليف تعبدى و قوانين مختص دوران و جوامع خود را مطرح كرده و آينده تاريخ را به عهده پيامبران ديگر ، يا عقل نظرى محض بشرى واگذار نموده است . اصلا در مكتب اسلام عقل را در برابر دين قرار دادن بهيچ وجه صحيح نيست ، زيرا آيات قرآنى و منابع حديثى همواره دستور به پيروى از عقل و تبعيت از احكام آن را توصيه و بلكه دستور اكيد به بهره بردارى از روشنگريهاى عقل مينمايد . اگر دين اسلام قابل توضيح با احكام عقلى نبود ، چگونه امكان داشت قرآن و ديگر منابع اسلامى عقل را مورد توصيه و دستور اكيد قرار بدهد تا جائيكه آن را حجت خداوندى بر بندگانش معرفى نمايد . اسلام تنها عقل آن دوران را تعظيم و واجب الاتباع معرفى نميكند ، بلكه همه انسانهاى همه دورانها را تحريك به تبعيت از عقل مينمايد . نهايت امر دو مسئله بسيار مهم در اين مورد وجود دارد كه نبايد ناديده گرفته شوند :
مسئله يكم مقصود از عقل فعاليت هاى انديشه اى در قلمرو سودجوئى و خود خواهى و بازى با اصطلاحات و پندارهاى مخلوط با خواسته هاى پست حيوانى نيست ، بلكه منظور آن عقل سليم است كه در پرتو اصول و قوانين سازنده انسانى و بر مبناى انسان محورى هدفدار فعاليت مينمايد . هيچيك از اصول و تكاليف اسلام با چنين فعاليت عقلانى مخالفتى ندارند .
مسئله دوم گسترش فعاليت هاى عقلانى بشرى معنايش آن نيست كه روزى فرا خواهد رسيد كه عقول انسانى چنان دگرگون خواهد گشت كه 2 2 با همين محتوائى كه دارد مساوى 503 100001 خواهد گشت و معنايش اين نيست كه روزى فرا خواهد رسيد كه عقول آدميان معلول ها را بدون علت [ 157 ]
درك خواهند كرد و براى بوجود آوردن حرارت صد درجه در آب ، به نگاه كردن در آن آب كفايت خواهد كرد اين پندارها همان خيالات مغزكش سوفسطائى هاى ما قبل ميلاد در يونان باستان است . بلكه مقصود اينست كه حواس و ابزار و آلات ارتباط انسانى با واقعيات جهان هستى ميدان كار وسيع و وسيع ترى را در اختيار عقول آدمى خواهد گذاشت . بعنوان مثال با گسترش معرفت هاى فيزيكى به وسيله حواس و آزمايشگاهها و ديگر تصرفات روشنگر در اجسام و نمودهاى آنها ، قوانين زيادترى درباره جهان فيزيكى براى عقل مطرح خواهد گشت ، نه اينكه عقل آدمى چنان دگرگون خواهد گشت كه از يك فوتون نور هفت قطار باربرى و يك درخت آلبالو و يك مغز هگل بيرون خواهد آورد خلاصه عقل سليم آدميان براى ابد از ديدگاه اسلام درست معادل رسولان عينى ، حجت بوده و تعيين كننده موقعيت او در جهان هستى و آموزنده بايستگى ها و شايستگى هاى آدمى در اين دنيا خواهد بود .