آيا دين اسلام با شمشير پيش رفته است - ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جلد 5

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه و تفسیر نهج البلاغه - جلد 5

شارح: محمدتقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آيا دين اسلام با شمشير پيش رفته است


شايد همه ما اين اتهام را درباره پيشرفت اسلام شنيده ايم كه اسلام به زور شمشير گسترش يافته است و اگر شمشير در كار نبود اسلام در همان شبه جزيره عربستان رو به جمود تدريجى ميرفت و از تاريخ مكتب ها و عقايد كنار ميرفت . ما سؤالاتى براى اين تهمت پيشه گان مطرح ميكنيم :


1 اين شمشيرى را كه در شبه جزيره عربستان كشف كرده ايد ، آيا از نظر كميت و كيفيت ميتوانيد براى ما تفسير نماييد ؟ هيچ مورخ و باستان شناسى نتوانسته است در عربستان شمشيرى را سراغ بدهد كه داراى آن قدرت باشد كه به رخ امپراطورهاى آن زمان كشيده شود . چند عدد شمشير و نيزه و تير و كمان را ياراى مقاومت در برابر اسلحه ممتاز امپراطوران ايران و رم نبوده است . هيچ [ 274 ]
مورخ آگاهى سراغ فنون و اسلحه سپاهيگرى را در عربستان نداده است .


2 آيا پاى يكنفر سرباز مسلمان به اندونزى رسيده است ، اين نود يا صد ميليون مسلمان در اندونزى از زمين مانند قارچ روييده ، يا از آسمان باريده است ؟ آيا يك شمشير اسلامى به چين وارد شده است كه اسلام را بزور تحميل مردم چين نمايد ؟ اين سى يا بيست و پنج ميليون مسلمان در چين از كجا روييده اند ؟ آيا گسترش اسلام در شبه قاره هند ، بجز نقاط بسيار محدودى كه در زمان غزنويان با جنگ فتح شده است ، مستند به شمشير بوده است ؟


همچنين باستثناى شهرهاى بسيار اندك در افريقا آنهمه گسترش روز افزون اسلام مستند به تير و كمان مسلمانان بوده است ؟


3 هنگاميكه مغول دنياى آن روز را مورد تاخت و تاز قرار ميدهد و همه اقوام و ملل را بخاك و خون ميكشد و جوامع اسلامى را تار و مار ميسازد ،
به چه دليل تدريجا اسلام را مى پذيرد و ابعادى از تمدن اسلامى را بوجود مى آورد ؟ مگر شمشير دست مغول نبود ؟ مگر مسلمانان زير پاى مغول تار و مار نشده بودند ؟


4 كاربرد شمشير ، تسلط موقتى است كه محدود به ادامه زور بازو و برندگى آن است ، شمشير جز به كالبد مادى آدمى راهى ندارد . منطقه ممنوعه شخصيت هاى رشد يافته انسانها محكم تر از آنست كه تير و نيزه و شمشير و اتم هيدرژن بتواند آن را باز كند و بدرون آن راه بيابد .


هيچ عقيده و ايده اى را نميتوان با لبه شمشير به سطوح عميق روان آدميان تحميل نمود . براى پذيرش يك عقيده ، مخصوصا براى ايمان به مكتبى متشكل از انواعى عقايد كه همه ابعاد آدمى را تحريك ميكند و آنها را به فعليت ميرساند ، آگاهى و آزادى كامل براى شخصيت لازم است . مگر در امتداد تاريخ هزاران اقوام و ملل بر روى همديگر شمشير نكشيده اند ، در هيچ دوران و هيچ جامعه اى ديده نشده است كه پيروزمندان بتوانند عقايد خود را بر شكست [ 275 ]
خوردگان تحميل نمايند ، مگر اينكه نخست بر شخصيت هاى آنان شكست وارد بسازند و اين حقيقت را هم ميدانيم كه چنانكه شخصيت هاى ناتوان بوسيله شمشير از پاى در ميآيند ، همچنان با فريبكاريهاى شهوانى و حيله گريهاى ماكياولى و ايجاد سستى در اراده ها و مات كردن رنگ عقايد نيز شخصيت ها را ميتوان با شكست مواجه ساخت ، چنانكه در اسپانيا اتفاق افتاد . هيچ محققى آگاه با نظر به منابع اصلى اسلام و انديشه و رفتار پيامبر اسلام ، نميتواند كمترين دليل و شاهدى براى اثبات شخصيت شكنى و ببازى گرفتن ارزش هاى اصيل انسانى بوسيله پيامبر ، بياورد .


5 در كتاب آسمانى اسلام كه قرآن ناميده ميشود ، اين آيه وجود دارد :


اِنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ اَوْ فَسادٍ فىِ الأَرْضِ فَكَاَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ اَحْياها فَكَأَنَّما اَحْيَا النَّاسَ جَميعاً 1 ( قطعا چنين است كه هر كس انسانى را بدون عنوان قصاص و بدون فساد در زمين بكشد ، مانند آن است كه همه مردم را كشته است و هر كس انسانى را احياء نمايد ، مانند آن است كه همه مردم را احياء كرده است ) آيا ميتوان ملل و اقوام آن دوران را متهم به حماقت بى نهايت نموده و بگوئيم : با اينكه آنان اين ماده را در قانون اسلام در دست محمد بن عبد اللّه « ص » ميديدند و با اينحال سر در برابر شمشير وى فرود ميآوردند ؟ آنان به آسانى ميتوانستند پيامبر را با همين آيه محكوم بسازند و بگويند : اين آيه فعاليت شمشير را در اعضاى انسانها ممنوع نموده است ، تو چه ميكنى ؟ بنابر اين مسائل پنجگانه ، بايستى تهمت گران متحمل زحمت شده تن به اسلام شناسى واقعى بدهند و ريشه هاى اصلى نفوذ و گسترش اسلام را در جوامع بشرى درك كنند .


1 . المائده آيه 32

/ 201