جهاد در راه خدا با تصنع و سستى ناسازگار است - ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جلد 5

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه و تفسیر نهج البلاغه - جلد 5

شارح: محمدتقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جهاد در راه خدا با تصنع و سستى ناسازگار است


گروهى از اسلام نشناسان سست عنصر ، امير المؤمنين عليه السلام را از جنگ با جرثومه هاى فساد كه جز ضديت با حق و غوطه ور شدن در گمراهى كارى ديگر نداشتند ، توصيه ميكردند كه خواسته هاى آن تبهكاران را بر آورد و با آنان سازش نمايد . اين گروه چه كسى را مخاطب قرار داده و چه پيشنهادى به او ميكردند كسى كه مخاطب آنان بود ، على بن ابيطالب عليه السلام بود كه پيامبر اكرم ( ص ) درباره اش فرموده است :


يا علىّ انت منّى بمنزلة هارون من موسى الاّ انّه لا نبىّ بعدى ( اى على ، نسبت تو با من نسبت هارون با موسى است ، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست ) چه تبهكاران نادانى بودند كه اينمقدار درك نداشتند كه رديف ابراهيم و ابراهيميان غير از رديف فرعون و فرعونيان است . خفاشانى كه روشنائى را از [ 93 ]
تاريكى تشخيص نميدادند ، در آشيانه تاريك خود براى خورشيد جهان افروز تعيين تكليف ميفرمودند مادر صفتانى كه به حاتم طائى كرامت ميآموختند هبنقه هايى كه راه انديشه و تعقل را بر پيشتازان عقلاى تاريخ نشان ميدادند جوجه ماكياولى ها تجلى گاه حكمت الهى را درس زمامدارى تعليم ميفرمودند خدايا ،





  • چشم باز و گوش باز و اين عما
    حيرتم از چشم بندى خدا



  • حيرتم از چشم بندى خدا
    حيرتم از چشم بندى خدا



آخر ، چرا به نتايج تصنع ها و سازشكاريهاى ضد حق نمى نگرند ؟ چرا تاريخ سر گذشت بشرى را با عبرت گيرى بررسى نميكنند ؟ كجا رفتند آن ماكياولى ها كه چند روزى گام با نخوت و كبر روى زمين برداشتند و به شماره نفسهاى مظلومان و بينوايان لعنت بر خود اندوخته و تاريخى پر از صفحات سياه از خود بجاى گذاشتند ؟ آن سوداگران خون انسانها گرگانى بودند كه در چنگال گرگانى درنده تر از خود ، متلاشى گشتند و مجسمه هاى پليد و شيطانى خود را در گذرگاه تاريخ نصب نمودند .


مردم با دشنام هائى مانند : اى ماكياولى ، اى نرون ، اى چنگيز ، اى معاويه ، بدترين ناسزاها را به مخاطب خود نسبت ميدهند . آيا تا كنون اينهمه روپوشها كه بر روى ظلم و ظالمى گذاشته اند ، دردى از دردهاى بشرى را چاره نموده است ؟ آيا اين روپوشها توانسته است رنگ عدل و ظلم را مات نموده و وقاحت ها و شرافت ها را در هم بپيچد ؟ آيا با اين همه روپوشها و تصنع ها توانسته اند براى عظماى بشرى بقبولانند كه ماهيت بشر آنچنان موم صفت است كه اگر خود خواهى قدرتمندان بخواهد ، بايستى از يك انسان عادل در بيست و چهار ساعت ، يك جلاد خون آشام ساخت و اين را يك پديده اصولى تلقى نمود

8 فاتّقو اللّه عباد اللّه و فرّوا الى اللّه من اللّه ( اى بندگان خدا ، براى خدا تقوا بورزيد ، و از خدا به سوى خدا بگريزيد . ) [ 94 ]


/ 201