با رياكارى و شهرت پرستى اعمال خود را تباه نسازيم - ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جلد 5

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه و تفسیر نهج البلاغه - جلد 5

شارح: محمدتقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

با رياكارى و شهرت پرستى اعمال خود را تباه نسازيم


يكى از پست ترين كردارهاى آدمى ، هدف گيرى نابكارانه از عبادت است كه توجه و بزرگداشت ديگران را درباره خود هدف قرار ميدهد . اين نوع كردارها رياكارى ناميده ميشود . و اگر مقصود از عبادت شهرت به عبادت و نيك كردارى در ميان مردم و كار براى آنكه توصيف نيكو و مدح او را ديگران بشنوند و بگوش خود او برسد ، اين رذالت هم سمعه ناميده ميشود . [ 1 ] هر دو نوع هدف گيرى ناشى از خدا نشناسى و نادانى به عظمت عبادت و يا ضعف شخصيت است . زيرا اگر انجام دهنده عبادت واقعا خدا را بشناسد ،
نه جز او كسى را مى پرستد و نه پرستش او را به رخ ديگران ميكشد . پرستش منحصر به ذات او است ، اخلاص روح پرستش است ، ريا و سمعه نابود كننده پرستش . اگر رياكار خدا را ميشناخت ، آن ذات اقدس را چنان حقير تلقى نميكرد كه آنرا با جلب توجه ديگران معامله نمايد . اگر او واقعا معرفتى در باره خدا داشت ، پر ارزش ترين و عالى ترين حالت روحى خود را كه عبادت است ، در زير پاى ديگران تباه نميساخت . راستى آدمى كدامين چهره خود را نشان ميدهد ، هنگاميكه ميخواهد يك موجود محقرى مانند خود را قبله نموده در برابر او پيشانى بخاك ميسايد اگر رياكار عظمت عبادت را ميشناخت ،
آن را فداى جلب توجه كسى كه ممكن است سودى به او برساند ، نميكرد .


اى رياكار ، اگر آن فرد يا گروهى كه جلب توجه آنرا هدف عبادتت قرار داده اى ، بهره اى از خرد داشته باشد و خدا را بشناسد و عظمت كار ترا كه عبارتست از استهلاك جوهر روح ، درك كند ، به حماقت تو خواهد خنديد و به سقوط تو خواهد گريست . اگر در آن لحظه كه فردى از انسان يا انسانهايى [ 1 ] مضمون هر دو تعريف در سخنان علماى اخلاق مانند نراقى و غزالى ديده ميشود . [ 68 ]
را قبله خود قرار داده اى ، يك بارقه الهى در درون تو تابيدن بگيرد و تاريكى را از ديدگاهت بر روشنائى مبدل به سازد ، از سقوط و وقاحت خود آنچنان شرمنده خواهى گشت ، كه مرگ را بر زندگى خود ترجيح خواهى داد . اگر آن قدرت و امتياز را بدست بياورى كه جهانى را در بهترين نظم بسازى و همه انسانهاى تاريخ را به عالى ترين مرحله رشد برسانى ، به عبارت ديگر اگر كره خاكى را به بهشت برين مبدل بسازى ، اگر مقصود و هدف تو آن باشد كه مردم ترا تحسين كنند و لب به ثناى تو بجنبانند ، نتيجه اى جز همان تحسين كه جز تورم خود طبيعى تو اثرى ندارد ، بهره اى نخواهى برد . اگر صدها هزار بار جان خود را در راه احياء و پيشبرد انسان ها از دست بدهى ، و ميليونها سال در زير شكنجه ها تن به زجر و ناراحتى هاى جانكاه بدهى ، اگر هدف تو اين باشد كه مردم بيايند و ترا در زير شكنجه ديده و آه بكشند و يا ترا در بالاى دار ببينند و اشكى نثارت كنند : نتيجه اى جز همان آه موقت ، و چند قطره اشك بى منبع نخواهى برد ،
ولى اگر سنگى ناچيز از سر راه انسانها بردارى كه چند دقيقه بيش به طول نكشد و انرژى ناچيزى در آن مستهلك شود و منظور تو از اين كار محقر خدمت به انسانها باشد ، مخصوصا اگر اين توجه را هم ضميمه نيت خود كنى كه :





  • خلق همه يكسره نهال خدايند
    دست خداوند باغ خلق دراز است
    بر خسك و خار ، همچو بر گل و سوسن



  • هيچ نه بشكن از اين نهال و نه بر كن
    بر خسك و خار ، همچو بر گل و سوسن
    بر خسك و خار ، همچو بر گل و سوسن



ناصر خسرو قباديانى بدون ترديد گامى در راه كمال برداشته اى كه از فروغ درون تو شروع و در اشعه الهى فرو ميرود . اين مطالب را كه متذكر شديم ذوق پردازى و خيال بافى نيست ، بلكه حقايقى است كه بطور اجمال در آيات قرآنى كه ذيلا مطرح ميكنيم ، ديده ميشوند . آيات قرآنى در چند مورد رياكارى را محكوم و به شدت مردود ساخته و بعنوان يكى از وقيح ترين صفات آدمى معرفى نموده است . از آنجمله : [ 69 ]
اِنّ المُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللّهَ وَ هُوَ خادِعُهُم وَ اِذا قامُوا اِلَى الصَّلوةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النّاسَ وَ لا يَذكُرُونَ اللّهَ إِلاّ قَليلاً 1 ( مردم منافق در صدد فريب دادن خدا برميآيند ، خداوند فريب آنانرا بخودشان برميگرداند . وقتى كه بنماز بايستند ، با كسالت و ملالت خاطر ميايستند ، و به مردم رياكارى ميكنند و خدا را جز اندكى بياد نميآورند . ) در اين آيه رياكارى صريحا از اوصاف منافقين شمرده شده است كه يكى از اوصاف آنان در صدد فريب دادن خدا بر آمدن است .


فَوَيْلٌ لِلْمُصَليّنَ . اَلَّذينَ هُمْ عَنْ صَلوتِهِمْ ساهُونِ . وَ الَّذينَ هُمْ يُراؤُنَ .


وَ يَمْنَعُونِ اْلماعُونَ .

2 . ( و اى بر آن نمازگذاران كه در نمازشان به سهو دچار ميشوند ( مسامحه ميورزند ) و آنانكه ريا ميكنند و مردم را از زكات يا هر گونه وسيله رفع احتياجات معيشت ممنوع ميسازند ) .


كلمه ويل تهديد سختى را در بردارد كه از عذاب الهى كه در انتظار رياكاران است ، خبر ميدهد .


يا أَيُّهاَ الذينَ آمَنوُ لا تُبطِلوُا صَدَقاتِكُم بِالمَنِّ وَ الأَذى كَالَّذى يُنفِقُ مالَهُ رِثاءَ النّاسِ وَ لا يُؤمِنُ بِاللّهِ وَ اليَومِ الآخَرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفوانٍ عَلَيهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَركَهُ صلداً لا يَقدِروُنَ عَلى شَيئىٍ مِمّا كَسَبوُا وَ اللّهُ لا يَهدىِ القَومَ الكافِرينَ 3. ( اى مردم كه ايمان آورده ايد ، بخششها و احسانهاى خود را با منت و اذيت كردن نيازمندان ، باطل نسازيد ، چونان مردمى كه مال خود را براى رياكارى و نشان دادن به مردم صرف ميكنند و به خدا و روز آخرت ايمان نميآورند . مثل اين رياكار مثل سنگ صاف است كه خاكى روى آن


1 . النساء آيه 142


2 . الماعون آيه 5 تا 8


3 . البقرة آيه
264 .

/ 201