موضوع سوم حكومت مطلقه نامحدود - ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جلد 5

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه و تفسیر نهج البلاغه - جلد 5

شارح: محمدتقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

موضوع سوم حكومت مطلقه نامحدود


اگر ماكياولى عين اين مفاهيم را گفته باشد ، يا واقعا از طبيعت بشر اطلاعى كامل نداشته است ، يا اينكه مفاد اين مفاهيم را درك نكرده است . حكومت مطلقه نامحدود ، يعنى چه ؟ بناليد اى بشر و بشر دوستان اين مرد ميدانيد چه ميگويد ؟ اين مرد ميگويد : بايد رابطه زمامدار با جامعه ، رابطه اى خشن تر و جبرى تر و مسلطتر از رابطه ميان طبيعت و عوامل ناآگاه و جبرى آن ، با انسانها بوده باشد ، زيرا كوه در هنگام آتش فشانى بدون اطلاع از زندگى كنندگان در دامنه اش و بدون اعلان دورباش از تير رس مواد ذوب شده اش و بدون توجه به آرمانها و اختيارات [ 195 ]
قابل شكوفان شدن انسانها و بدون توجه به لزوم تنظيم مسائل اقتصادى و دينى و اخلاقى و حقوقى و اجتماعى آنان ، عامل مرگ را بر سر آنان فرو ميبارد ،
و اين كوه كمترين آگاهى و تعمد در كارى كه ميكند ، ندارد ولى زمامدار كه فردى از همين انسانها است ، ميتواند همين رابطه را با آگاهى و تعمد با جامعه خود برقرار نمايد آقاى ماكياولى چرا بجاى تيز كردن شمشير قدرتمندان خودكامه ، زمامداران و مردم را به شكوفا ساختن ابعاد و استعداد هاى سقراطى و ابوذرى و مارك اورل كه قطعا در نهاد انسانها وجود دارند ،
توصيه نميكنيد ؟ اگر از ديدگاه يك انسان بيطرف در برابر واقعيات ، اظهار نظر ميكنيد ؟ چرا تيغ به دست زندگى مست ميدهيد ؟ به چه دليل مردم را توصيه ميكنيد كه روابط خود را با طبيعت و قوانين آن تنظيم كنيد و نميگوئيد كه اى مردم طبيعت را در ميدان تنازع در بقاء نابود كنيد و يا اى طبيعت ، با نيروها و قوانينى كه تو دارى ، بر سر انسانها بتاز و آنانرا اسير و برده خود بساز در صورتيكه انسانها نميتوانند طبيعت را از بين ببرند ، بلكه عوامل مزاحم آنرا بايد به سود زندگانى خود مهار كنند ، چنانكه طبيعت در برابر قدرت علمى و اراده و تكاپوئى كه انسان داشته است ، نتوانسته است انسان را از خود براند يا نابودش بسازد .


/ 201