طولانى بودن سابقه يا هماهنگى با سياست جارى ، همه آنان را تحت الشعاع جبرى قرار ميدهد . درست است كه نوبت گيرى ها ، اغلب از قراردادها و سنن اجتماعى سرچشمه ميگيرد ، ولى در اينكه صف كشيدگان با هيچ گونه آزادى نميتوانند قراردادهاى اجتماعى را بر هم بزنند و آن پيشتازان با تكيه به همان قرار داد ، خود را مثبت و ديگر صف كشيدگان را منفى تلقى ميكنند ، از ضرورتى مانند ضرورت طبيعى برخوردار ميباشد . اگر سنت نوبت گيرى او از ضرورت هاى واقعى و منطقى اجتماعى ناشى شود ، نبايد موجب حسرت و حسادت فاقدان يا محرومان از بهره بردارى از قدرت و امتياز بوده باشد زيرا حيات اجتماعى و قوانين منطقى آن بر همه چيز مقدم است .
اما درباره قدرت ها و امتيازات غير اختيارى محض ، بدان جهت كه دارندگان آن دو ، كوشش آزادانه و با هدف گيرى آگاهانه آنها را بدست نياورده اند ، هرگز نبايد براى كسانيكه فاقد آنها هستند ، موجب حسرت و رشگ و اندوه بوده باشد ، زيرا اين نوع قدرتها و امتيازات كمترين ارزشى براى دارندگان آنها ندارند : قدرت جسمانى و بى اختيار يك فرد ، هيچ تفاوتى با قدرت ده هزار اسبى يك ماشين نقليه ندارد . زيبائى جبرى يك صورت ،
هيچ فرقى با زيبائى يك شاخه گل زيبا ندارد . حوادث محاسبه نشده اى كه بدون اختيار موجب بروز بارقه هاى مغزى يك انسان ميگردد ، با ورود يك عامل انفجار به درون كوه داراى معدن و بيرون انداختن مواد مفيد آن تفاوتى ندارد .
آيا احتمال نميدهيد كه آدميان با ادعاى پر طمطراق تكامل ، هنوز بجاى رقابت هاى سازنده و تقويت استعدادها براى خاموش ساختن شعله هاى فروزان استعدادها و ابعاد بثمر رسيده انسانها ، انرژى هاى فكرى و مادى كلانى را مستهلك ميسازند ؟ اى خرمن سوخته ها
زانكه هر بدبخت خرمن سوخته
مى نخواهد شمع كس افروخته
مى نخواهد شمع كس افروخته
مى نخواهد شمع كس افروخته
آن ، با حق خود انسان كه بايستى آن را بدست آورد و نگذارد زير پاى قدرتمندان پايمال گردد ، از يك منبع سر چشمه ميگيرند . 10 فإنّ المرء المسلم ما لم يغش دنائة تظهر فيخشع لها اذا ذكرت و يغرى بها لئام النّاس ، كان كالفالج الياسر الّذى ينتظر اوّل فوزة من قداحه توجب له المغنم و يرفع بها عنه المغرم ( زيرا انسان مسلمان ماداميكه به پستى آشكار تن در ندهد كه اگر سخن از آن پستى بميان آيد ، ذلت و خوارى احساس نمايد و مردم رذل بوسيله آن اغواء و گمراه شوند ، مانند آن قمار باز برنده ايست كه در انتظار اولين برد از ابزار قمار خويش است كه سود براى او ميآورد و ضرر را از او مرتفع ميسازد . )