ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جلد 5

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه و تفسیر نهج البلاغه - جلد 5

شارح: محمدتقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اگر تن به پستى ها ندهيد بهر حال برنده خواهيد بود


ملاك پستى در جملات فوق دو موضوع تعيين شده است : موضوع يكم احساس ذلت و خوارى در موقع تذكر به آن . موضوع دوم انگيزه بودن براى گمراهى و فريب مردم رذل و اصل نشناس . عامل احساس ذلت و خوارى اعم از آن است كه معرفت خود شخص بوده باشد كه با توجه به فطرت پاك و اصول عالى انسانى كه در درون خود در مييابد ، آن صفت يا كار را پست مى بيند و يا اصول و قوانين تثبيت شده در اجتماع ، آن صفت يا كار را پست معرفى مينمايد . و اما انگيزگى براى گمراهى و فريب مردم رذل و اصل نشناس ،
بدانجهت است كه آنان با ديدن رذالت ها و پستى ها در ديگر افراد ، به رفتار و صفات تبهكارانه خود بيشتر تكيه ميكنند و براى توجيه تباهى هاى خود ، شيوع و رواج رفتار و صفت خود را در ميان مردم ، دليل ميآورند . پستى و رذالت آن نيست كه از همه امتيازات زندگى محروم بمانى ، اگر اين محروميت معلول كارهاى اختيارى تو نباشد . پستى و رذالت در آن گمنامى نيست كه جامعه [ 53 ]
فاسدترا از موقعيت حقيقى خود بر كنار نمايد و حتى دودمانت هم ترا نشناسند و بجاى نياورند .


پستى و رذالت آن نيست كه قدرتمندان حيوان صفت همه حقوق زندگى ترا پايمال نمايند و پس از تلاش براى بدست آوردن حق خويش ، شب با شكم گرسنه و تن بى پوشاك سر روى خشت گذارى و در خواب پر تشويش فرو روى .


در آنهنگام كه قهر و غلبه خودخواهان زورگو ميخواهند دانش و بينش و هنر ترا خنثى كنند يا وسيله اى براى اجراى قدرت خود قرار دهند و تو مقاومت بورزى و در راه حفظ شخصيت و ارزش هاى انسانى ، شديدترين ناگواريها را تحمل نمائى و بجهت ناتوانى از همه حقوق حيات خود ساقط گردى ، رذل و فرومايه نيستى ، بلكه بالعكس ، تو در اين حالات در اوج ايده آل اعلاى حيات بپرواز در آمده اى . زيرا اين توئى كه در برابر هجوم يغماگران و عوامل نابود كننده شخصيت ، از منطقه شخصيت خود پاسدارى نموده و با تمامى سر بلندى و افتخار در پيشگاه شخصيتت كه جلوه اى از جمال و جلال الهى را در خود دارد قرار گرفته اى .


همچنين محدوديت در استعدادها و نارسائى هاى عضوى و زبونى و ساير ناتوانى هايى كه بهيچ وجه ارتباطى با آزادى و اختيار آدمى ندارد ، بلكه در مسير قوانين جبرى طبيعت و عوامل اجبارى محيط ، آدمى را محدود ميسازد ،
دليل فرومايگى و پستى و رذالت نيست ، زيرا نه انسان آگاه با توجه خويش و ديگران به اينگونه محدوديتها ، احساس پستى و رذالت ميكند و نه بدسيرتان تبهكار ميتوانند اينگونه محدوديتها را تكيه گاه نابكارى هاى خود قرار بدهند .


پس كسانيكه در اين زندگانى دنيوى با فطرت پاك و با ابزار عضوى و روانى كه دارند ، در مجراى كار و كوشش متناسب موجوديت خود قرار گرفته و مرتكب تباهى هاى اختيارى نميگردند ، از دو حال خالى نيست :


يا در وضع آنان دگرگونى هايى پيدا ميشود كه در نتيجه آنها برتريهايى به [ 54 ]
دست ميآورند ، و با همان فطرت و خلوص و صميميت به فعاليت مى پردازند ،
و يا با همان وضعى كه دارند ، گام به پايان زندگى گذاشته و رخت از روى خاك بزير خاك مى بندند ، در هر دو حال ، در قمار زندگى برده اند و خسارتى نديده اند .

14 و كذلك المرء المسلم البرى ء من الخيانة ينتظر من اللّه احدى الحسنيين :


امّا داعى اللّه فما عند اللّه خير له ، و امّا رزق اللّه فاذا هو ذو اهل و مال و معه دينه و حسبه ( همچنين انسان مسلمان كه برى از خيانت است ، به انتظار يكى از دو نتيجه نيكو از عنايات خداوندى نشسته است : يا دعوت الهى كه او را به پيشگاه ربوبيش بخواند و آنچه خدا براى او آماده كرده است بهتر از همه چيز است و يا رزق خداوندى كه روزگارش بهبود مييابد و رفاه و آسايش مالى و خانواده نصيبش مى سازد و با اينحال دين و شئون شخصيتى اش محفوظ مانده است ) .


/ 201