ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جلد 5

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه و تفسیر نهج البلاغه - جلد 5

شارح: محمدتقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

خاصيت اساسى روان آدمى ، پرواز سريع به هدف اعلاى زندگى است پر و بال اين مرغ ابد پرواز را نبنديد


آن حقيقتى كه از متن طبيعت ناآگاه بيرون جسته ، فاصله قلمرو بيجان را تا قلمرو جاندار كه بسى دورتر از مسافتهاى كيهانى است ، در هم نورديده است ، و همين حقيقت كه از محدوده حيات كاملا ساده به قلمرو نامحدود روان حركت كرده ، داراى مختصاتى گشته است كه فاصله هر يك از آنها با محدوده حيات ساده ، بيش از فاصله متن طبيعت ناآگاه با پديده حيات ميباشد اگر طبيعت آزاد خود را از دست ندهد ، به حركت و پرواز خود ادامه خواهد داد .


شگفتا ، ناتوانى آدمى از درك و تفسير عظمت روان هاى رشد يافته و عشق او به اشباع خواسته هاى مراحل پست حيات ، مانع درك قانونى بودن حركت و پرواز به رشدها و كمالات عالى تر است . گوئى اين آدميان ساده لوح ، غوره هائى هستند كه بايستى به اجبار به سوى انگور شدن حركت كنند اگر حيات در آغاز به وجود آمدنش زنجير عناصر سنگين بار طبيعت را از دست و پاى خود باز نميكرد ، چگونه ميتوانست وارد قلمرو احساس و خود گردانى و توليد مثل گردد و اگر پديده حيات حلقه هاى زنجير گرانبار خود را از دست و پاى خود باز نميكرد ، چگونه امكان داشت « من » را در خود بپروراند و به قلمرو روان بپرواز در آيد ؟





  • چيست امعان ؟ چشمه را كردن روان
    چون زتن جان جست گويندش روان



  • چون زتن جان جست گويندش روان
    چون زتن جان جست گويندش روان



مولوى اين قانون كلى را فراموش نكنيم كه معناى حركت جز رهائى موجود از زنجير موقعيت خاصى كه در آن قرار گرفته است ، چيز ديگرى نيست . پس در حقيقت حركت يعنى سبكبال شدن موجود براى پرواز از موقعيتى به [ 12 ]
موقعيت ديگر ، اينست قانون لا يزالى تكامل : « سبك شدن و رهايى از موقعيت پيشين وجهش به موقعيت بعد كه كامل تر و ظريف تر و داراى ابعاد سازنده اى بيشتر ميباشد » . احتمال ديگرى در جمله مورد تفسير ميرود و آن عبارتست از دستور به سبك شدن و رهايى از قيود گذشته براى رسيدن به آن دسته از كاروانيان كه پيش از ما از اين خاكدان درگذشته و وارد دهليز ابديت گشته اند . البته مقصود از اين احتمال تحريك مردم به مرگ نيست ، بلكه منظور با لزوم توجه به هدف و غايت زندگى عبارتست از ورود در مجمع كاروانيان رو به كمال . حركت زندگى با آگاهى به هدف اعلاى آن ، بسيار سبك و رها از علايق ماديات ، آنچنان سريع است كه گوئى ما فوق زمان قرار گرفته است . و اين سرعت در حركت رو به پايان زندگى ، خلاف قانون حيات نيست ، بلكه دليل آن است كه حركت همه افراد بشر و حضور آنان در آستانه ابديت ،
يك حقيقت متشكلى است براى قرار گرفتن در پيشگاه الهى كه پايان آهنگ دستگاه جهان تحرك و تلاش ميباشد . ممكن است جمله فوق را طور ديگر نيز تفسير نمود . [ 13 ]


/ 201