ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جلد 5
لطفا منتظر باشید ...
[ 70 ]
بوده باشد ، بارانى بر روى آن سنگ فرو ريزد [ و خاك را ببرد ] و آنرا بى خاكى نمايد ، [ در نتيجه ] براى بهره بردارى از آنچه كه اندوخته اند ،
توانائى نداشته باشند . خداوند قومى را كه كفر بورزند ، ارشاد نميكند ) نكته اى بسيار با اهميت را كه در اين آيه وجود دارد متذكر ميشويم : دو جمله در آيه فوق ، ايمان به خدا و معاد را از رياكاران سلب نموده است :
1 وَ لا يُؤمِنُ بِاللّهِ وَ اليَومِ الآخَرِ ( و بخدا و روز واپسين ايمان نميآورند ) 2 وَ اللّهُ لا يَهدىِ القَومَ الكافِرينَ ( و خداوند قومى را كه كفر بورزند ،
ارشاد نميكند ) توضيحى درباره تشبيهى كه در آيه فوق آمده است . « مثل اين رياكار مثل سنگ صافى است كه خاكى روى آن بوده باشد ، بارانى روى آن سنگ فرو ريزد و خاك را از روى سنگ ببرد و سنگ بى خاك را به حال خود رها كند . » بنظر ميرسد كه مقصود از سنگ صافى درون احسان كننده است كه پيش از احسان كردن صاف و پذيرنده هر جسم و نقشى مناسب است ، خاكى كه روى سنگ قرار گرفته است ، دل كندن از كار و كالاى با ارزش است كه احسان كننده انجام ميدهد ، بارانى كه فرو ميريزد و آن خاك را از بين ميبرد ،
رياكارى و منت و ايذاء كسى است كه به او احسان كرده است .
وَ لا تَكونوُا كَالَّذينَ خَرَجوُا مِن دِيارِهِم بَطَراً وَ رِئاءَ النّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَن سَبيلِ اللّهِ وَ اللّهُ بِما يَعمَلُونِ مُحيطٌ 1 ( و نباشيد مانند كسانى كه از وطن هاى خود براى خودكامگى و رياكارى براى مردم بيرون آمده و مردم را از راه خدا جلوگيرى ميكنند و خداوند به كارى كه ميكنند احاطه دارد ) اگر بيرون آمدن و يا مهاجرت از وطن ها چه به عنوان جهاد باشد و چه بمنظور ديگر ، به منظور خودكامگى و رياكارى براى مردم باشد ، ممنوع