پدران ونياكان
خانوادهاى بزرگوار، بانگرانى و اشتياق، انتظار ساعتِ ولادتى را دارند، و درپى آن ها دههزار تن از مسلمانان كه با دلهايى آكنده از احترام و دوستى به سوى اين مادر مىنگرند، و زبانهاشان با دعاهايى سوزانخداىرا بهكمك او مىخواند، منتظر رسيدن مژده مىباشند.اين مادر، زهراست، دختر پيغمبر كه نزديك است در خاندان نبوت، فرزندى ديگر بياورد، پساز آن كه ديدگان پيغمبر را بهدو نواده عزيز؛ حسن وحسين روشن ساخت، و پسر سومى بهنام محسنبنعلي1 كهزندگى برايش مقّدر نبود.1. نظّام، دانشمند بزرگ اهل سنّت گويد:« روز بيعت ابوبكر، عمر آنقدر بهشكم فاطمه بزد تاآن كه فاطمه سقط جنين كرد.»(ملل ونحل شهرستانى، مسئله يازدهم از اقوال نظّام). ابن ابىالحديد نيز اين سخن را ازاستاد بزرگ خود ابو جعفر نقيب نقل مىكند. (شرح نهجالبلاغه، ج 14، ص 193) و نيز ابن شهرآشوب از كتاب معارف ابن قتيبه نقل مىكند: «محسن فرزند زهرا در اثر فشار قُنْفُذ عدوى تلف شد.» (مناقب، ج 5، ص 113) و نيز فقيهالحرمين مفتىالعراقين صدرالحفّاظ محدّث شام محمدبنيوسف گنجى شافعى ازابن قتيبه نقل مىكند: «پس ازوفات رسول خدا صلّى الله عليه وآله فاطمه محسن را سقط كرد» (كفاية الطالب، ص413). بنابراين، محسن از زينب كوچكتر بوده وولادت زينب پيش از محسن بوده است.نكته قابل توجه آن كه من دسترسى بهنسخههاى خطى وقديمىكتاب ابنقتيبه پيدانكردم ولى دركتاب معارفيكهدرسال 1353 قمرى درمصر به چاپ رسيدهاستدر جايىكهناممحسن را مىبرد، چنينچيزى نيست؟ پس اين پرسش پيشمىآيد: آياهنگامچاپخيانتىشده؟ زيرا ايندو دانشمند بزرگ شيعه وسنّى دروغ نمىگويند، مخصوصا ابنشهرآشوب كه معارف را با پنج واسطه از خودِ ابنقتيبه روايت مىكند. بنابراين، نسخه مصحّحه مقروة برمشايخ، نزد او بوده است.اگر بگوييم چيزىكه سبب شد كه چند روز پس از وفات رسول خدا صلّى الله عليه وآله محسن سقط شود وهمان سبب شد كه عدهاى از مورّخان اهل سنت سقط محسن را در نقلهاى خود سقط كنند و اين ظلم جانسوز را ناديده بگيرند، همان سبب شد كه هنگام چاپ كتاب معارف درمصر براى بارسوم نيز محسن را سقط كنند،گزافه نگفتهايم.(مترجم)