3. فاطمه دختر اميرالمؤمنين عليهالسّلام.
او از يكى از همسرانى كه حضرت على عليهالسّلام بعد از حضرت زهرا سلاماللَّهعليها اختيار كردند، تولد يافت. چنانكه عالم بزرگ شيعه، شيخ مفيد به اين موضوع تصريح كرده است. (27) اين بانوى معظمه مورد احترام خاندان پيامبر و صحابهآنبزرگوار بود و همچون حضرتزينبكبرى مواظبت بر حال بقاياىدودمان آلعلى عليهالسّلام را بر عهده داشت.حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام نقل مىكنند كه: چون فاطمه بنت على بن ابيطالب، نظر به كارهاى عبادى و شدت كوشش فرزند برادرش على بن الحسين (زين العابدين) در عبادت انداخت و ديد كه او خود را به رنج انداخته است به نزد جابر آمد و فرمود: اى همنشين رسول اللَّه براى ما بر شما حقوقى است و از حق ما بر شما اين است كه چون ديديد يكى از ما خويشتن را براى تلاش در عبادت به هلاكت انداخته است، مصرّاً او را سوگند دهيد و از او بخواهيد كه خود را از بين نبرد و برنامه عبادت و رياضت خود را كم كندو اين على بن الحسين باقى مانده و يادگار پدرش حسين است كه بينى او زخم شده و جبهه و زانوها و كف دستهايش پينه آورده و براى عبادت، خويشتن را بدين حال انداخته است.
جابر به خانه على بن الحسين آمد. حضرت باقر عليهالسّلام با چند نفر از كودكان بنىهاشم جلوى در خانه ايستاده بودند. جابر از او پرسيد تو كيستى؟ فرمود: محمدبنعلىبنالحسين. او گريه كرد و گفت: واللَّه تو باقرى كه علم را مىشكافى. و سلام پيامبر را به او رسانيد و بعد از او خواست كه از پدر بزرگوارش براى وى اذن ملاقات بگيرد. امام باقر عليهالسّلام رفت و برگشت و اذن داد. او وارد شد و از حضرت على بن الحسين كه عبادت در همه بدنش اثر گذاشته بود درخواست كرد كه برنامه عبادى خود را كم كند ولى حضرت فرمود: لا اَزالُ عَلى مِنْهاجِ اَبَوى مُؤتَسِياً بِهِما صَلَواتُاللَّهِ عَلَيْهِما حَتَّى اَلْقاهُما...؛ من پيوسته راه دو پدر بزرگوارم، پيامبر و على صلواتاللَّه عليهما را ادامه مىدهم تا به ملاقات آنان برسم و از دنيا بروم. (28)