تكريم حريم قم و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏عليها - بانوی ملکوت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

بانوی ملکوت - نسخه متنی

علی کریمی جهرمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تكريم حريم قم و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏عليها

قم از آغاز امر و خصوصاً از هنگام ورود حضرت فاطمه بدان سرزمين و دفن بدن مطهّر آن بانوى بزرگ در اين خاك، قداستى خاصّ داشته و مورد احترام ويژه بوده است. چنانكه حرم مطهّر، قبّه ساميه، بقعه‏منوّره و صحن شريف حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏عليها از احترام خاصّ عموم طبقات برخوردار بوده است و چنين در ذهن دارم كه در طول ساليانى كه در قم مشرّف مى‏باشم، احياناً ديده‏ام مؤمنان پاكدلى را كه براى ورود به صحن و تشرّف به حرم مطهّر، از محلّ ورود خود را پابرهنه كرده و براى زيارت، مشرّف شده‏اند.


شهرستان قم مورد احترام طبقات و حتّى سلاطين بوده است، چنانكه مسلّم است كه بعضى از فراريان از دستگاه‏هاى حكومتى در ادوار مختلف، رو به قم كرده و پناه به آن مى‏آورده‏اند.


يكى از نويسندگان مى‏نويسد: به پاس حرمت اين سرزمين كه حرم اهلبيت معصومين ناميده شده، حضانت آن مورد تأييد كليّه سلاطين گرديده بود، تا جايى كه پادشاه متعصّب و مقتدر حنفى، يعنى اتابك ساتمازبن قائم ازهم در نيمه قرن ششم، شهر قم را به عنوان مهد امنيت شناخته، حضانت آن را محترم مى‏شناخت. از اين روى، كمتر زمانى بود كه قم مجمع وزراى مغضوب و امراى منكوب و رجال شكست خورده سياسى نباشد. ولى در عصر صفويّه، محيط بست به مرافق آستانه تخصيص يافت و عمارت ساروتقى به جاى دارالشّفاى كنونى مركز سكونت متحصّنين گشته، در همانجا از مطبخ خيرات هم اطعام مى‏شدند و از آن پس كليّه پادشاهان ايران هم در رعايت حرمت حرم فاطمه‏معصومه سلام‏اللَّه‏عليها از نظر حفظحضانت كوشابودند.(69)


و هم او از قول بعضى از سيّاحان خارجى نقل كرده است كه اين شهر ار معمولاً دارالامان مى‏گويند، ولى اين كلمه نسبت به عيسويان يا پيروان ساير مذاهب، صدق نمى‏كند، بلكه فقط دارالامان بزه‏كاران و جانيان است كه براى فرار از مجازات به اين شهر مى‏آيند و در زير ديوارهاى مقبره، پناهنده مى‏گردند. (70) و گويا مطلبى را كه اين نويسنده محترم از پادشاه حنفى نقل كرده است مستند به نوشته ملك الوعّاظ شيخ عبدالجليل قزوينى رازى، دانشمند بزرگ قرن‏ششم‏هجرى است. او كتابى ارزنده به نام "النقض" در ردّ نوشته گمراه‏كننده بعضى از علماى عامّه، به نام "بعضُ فضايح الروافض" نوشته و چون آن گمراه گفته است: در هر شهرى كه رافضيان (شيعيان) غلبه دارند، دين و شريعت را آنجا جمال رونقى نباشد و بعد به قم و بعضى از شهرهاى شيعه مثال زده است. ايشان در جواب او فصل مشبعى راجع به آثار فراوان و روشن ديانت در قم بحث كرده تا بدينجا كه مى‏گويد: در اين تاريخ كه اين نقض را مى‏نويسم، مثالى رسيده از قم كه مُقطِع قم: غازى عادل صاتمازبن‏قائم از الحرامى ضاعف اللَّه دولته به قم فرستاده است اوّل اين عبارت كه اهل قم از خداى تعالى به نزديك ما وديعت‏اند. و ما را رعيّتى مباركند و تا قم نامزد و ديوان ما كرده‏اند هر روزه ما رامنزلتى و مرتبتى پديده آمده است و ما ايشان را به فال كرده‏ايم.


بعد شيخ عبدالجليل مى‏گويد: چون چنين پادشاهى حنفى متعصّب، ملحدكش در حق قم و قميان چنين مى‏نويسد، الا از سر بصيرت و حقيقت نباشد چه پادشاه از رعيّت، تقيّه نكند و هزل ننويسد... (71)

/ 57