آثار توسّل به حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها
توسّل به خاندان عصمت و طهارت راهگشاى انسانها در مواضع تحيّر و حلّال مشكلات آنان ر دشواريها و سختيهاى زندگى است و اين مطلب كاملاً تجربه شده و قابل ترديد نيست و از جمله توسل به ذيل عنايت عليامعظّمه حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها بنت موسى عليهالسّلام از ابواب نجات و از وسايل قضاى حاجات، نيل به مقاصد، خواستهها و رفع بليّات است. حتّى بعضى از افراد بر اثر شدّت اتصال روحى و معنوى با آن بانوى يگانه عالم رسماً با او حرف مىزنند و به بركت عنايات و افاضات آن حضرت به سرعت به مطالب و خواستههاى خويش دست مىيابند كه در اين مجال مواردى را نمونه مىدهيم و چهبسا كه اين خود يادآور موارد متعدّدى باشد كه خوانندگان محترم ديده و تجربه كرده باشند.1- مرحوم مغفور حجةالاسلام آقاى سيدمحمّدباقر موسوىگوگدى، والد ماجد مرحوم آيتاللَّهالعظمى گلپايگانى رضواناللَّهعليه، گاهى از گلپايگان به عزم زيارت حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها به قم مىآمدهاند و فرزند گرانقدرشان رضواناللَّهعليه فرمودند: به ياد دارم كه يك بار مرا هم با خود به قم آوردند و من با ايشان بودم.
در يكى از سفرهايى كه آن سيّد جليل و بااخلاص به قم مىكنند، منزلى را به مبلغى اجاره مىكنند كه مالالأجاره آن نسبتاً زياد و گران بوده است. آن مرد بااخلاص و صاحب مقام يقين فرموده بود: اى عجب من از عمّهام - حضرت معصومه سلاماللَّهعليها خواستم كه منزل خوبى برايم فراهم كنند و ايشان اجابت كردند، ولى از يادم رفت كه از ايشان بخواهم كه ارزان هم باشد.
2- مرحوم حجتالاسلام والمسلمين آقاى حاجميرزامهدىبروجردى رحمةاللَّهعليه، ابالزوجه آيتاللَّهالعظمى گلپايگانى كه در ماه جمادى الاخرى سال 1388 ه'ق درگذشت، راجع به دفن ايشان در حول و حوش حرم مطهّر حضرت معصومه سلاماللَّهعليها از ناحيه عوامل طاغوت سختگيرى و اشكالتراشى مىشد و با آنكه خود ايشان قبرى را براى خود پيشبينى كرده و يا آن را از قبل خريدارى كرده بودند، بعد از فوتشان مورد مخالفت مسئولان دولتى قرار گرفت. آقا فرمودند: من به حضرت معصومه سلاماللَّهعليهاعرض كردم: ايشان يك عمر پناهنده به شما بود و به اين مكان مقدّس رفت و آمد داشت. اكنون او را از جوار خودتان محروم نسازيد. و بحمداللَّه خداوند اصلاح كرد و رفع مانع شد و آن عالم محترم را در آن مركز مقدّس دفن كردند.
3- براى خود اينجانب هم شرايطى پيش آمد كه از نظر اقتصادى در تنگنا قرار گرفتم و مخارج تمام شد و مرا كه در دوران تجرّد به سر مىبردم، مضطرب و ناراحت كرد. وقت عصرى بود كه از فرط ناراحتى و دلتنگى از مدرسه مباركهرضويه كه محلّ سكونتم بود، بيرون آمدم و به حسب ظاهر به سوى حرم رفتم. ديگر ياد ندارم كه چه گفتم و چه كردم، ولى به خوبى در ذهنم مانده است كه در بيرون حرم، در خيابان موزه كه دو در از درهاى صحن و حرم مطهّر حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها از آنجا باز مىشود و نيز در اصلى مسجداعظم در آن قسمت است. در نزديكى درب مسجد، ميان رفت و آمد مردم كسى رسيد و مراسم تعارفات مختصرى انجام شد و او دست داد و وجهى در دستم گذاشت و رفت و من او را نشناختم و آن وجه هرچند زياد نبود، ولى براى دو سه روز يا يكى دو روز در آن شرايط كارگشا بود. اينجانب مدّعى نيستم كه آن شخص از رجال غيبى و اولياءاللَّه بوده و با شناخت از بنده اين لطف را كرده ولى اين مقدار برايم تقريباً روشن است كه عنايت معظّمه دوران، دخت موسىالكاظم عليهالسّلام موجب شده به دل آن مرد بيفتد كه در ميان آن رفت و آمد اين وجه را خيلى محترمانه در دست من بگذارد و زود هم برود كه البته احتمال اوّل هم بعدى ندارد، ولى بنده شاهد و مؤيدى براى آن ندارم كه موجب اطمينان باشد.
جوان محترم تحصيلكردهاى از دوستان مىگفت: من هر وقت براى حاجتى به ويژه تشرّف به مشهد، متوسّل به حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها شدم موفق گرديده و مشرّف شدم و راستى كه حضرت معصومه سلاماللَّهعليها اختالرّضاست.
بالاخره توسّل به آن مكرّمه يگانه، يكى از مايههاى سعادت و رفع مشكلات و نيل به مقاصد است و مقام رفيع و شأن منيع او هم ايجاب مىكند كه اگر مضطرِّگرفتارى رو به آن بزرگوار بياورد، به اذناللَّه به خواسته خود برسد و به حاجتش دست يابد.
بله ممكن است در موردى آنچه را كه انسان درخواست مىكند به صلاح او نباشد يا كلاً مصلحت نظامات مقرّره الهى نباشد، در اين مورد البته توسّل بى اثر مىماند و يا به كلى حال دعا و توسّل از آدمى گرفته خواهد شد.
چنانكه مرحوم آقاى گلپايگانى نقل فرمود كه: در زمان مرحوم آقاى حاجشيخعبدالكريمحائرى، شخصى از اهل علم از من درخواست كرد كه از آقاى حاج شيخ وجهى براى مخارج او بگيرم. من اين را به ايشان عرض كردم ولى مؤثر واقع نشد و چيزى ندادند. من با خود گفتم: اكنون كه چنين شد من به حرممطهر حضرتمعصومه سلاماللَّهعليها بروم و براى آن شخص دعا كنم، شايد كار او بدينوسيله حل شود. به اين عزم به حرم مشرّف شدم و بسيار دعاكردم ولى همين مطلب كه به خاطر آن رفته بودم بكلى از يادم رفت و راجع به آن اصلاً دعا نكردم!