شهر قم و نام افتخارآفرين آن
قاضى نوراللَّه شوشترى نقل مىكند كه: حموى و ديگران گفتهاند: قم از مداين مستحدثه اسلامى است و اهالى آن هميشه اماميه بودهاند و ابتداى بناى آن در سال 83 هجرى قمرى و در زمان عبدالملك مروان بوده است.قاضى خود مىگويد: بلده قم شهرى عظيم و بلدهاى كريم است و از جمله بلادى است كه هميشه دارالمومنين بوده و بسيارى از اكابر و افاضل و مجتهدان شيعه اماميه از آنجا برخاستهاند و انتساب به چنين بلدى اقوى ادلّه صحت عقيده منسوباليه است. (22)
ظاهراً اسم "قم" نامى است كه عرب بر آن شهر اطلاق كردهاند و از روايات استفاده مىشود كه اين نام منشأ دينى دارد و با مناسبات ايمانى و عقيدتى بدين نام موسوم شده است. اينك به اين چند روايت توجّه فرماييد:
علّامه مجلسى مىفرمايد: در روايات شيعه آمده كه چون رسول خدا صلّىاللَّهعليهوآلهوسلّم به معراج برده شد، ابليس را ديد كه در اين بقعه و سرزمين جايگزين شده است. رسول خدا به او فرمود: قُمْ يا مَلْعُونْ؛ اى ملعون! برخيز. پس آن سرزمين به قم موسوم گرديد. (23)
2- و در روايت پنجم از رواياتى كه قبلاً ذكر كرديم، از حضرت هادى عليهالسّلام نقل شد كه فرمودند: قم را قم ناميدند چون كشتى نوح در داستان طوفان تا به آنجا رسيد، ايستاد و متوقف شد.
3- در روايت سيزدهم از روايات سابقه خوانديم كه حضرت صادق عليهالسّلام به عفّان بصرى فرمودند: مىدانى چرا قم، بدين نام موسوم شده است؟ او عرض كرد: خدا و رسول او و شما داناتريد. حضرت فرمودهاند: زيرا اهل قم با قائم آل محمّد صلواتاللَّهعليه اجتماع كرده و با او قيام مىنمايند و بر اين امر استقامت ورزيده او را يارى مىكنند.
اكنون بنابر روايت اول، اسم قم از خطاب رسول خدا به شيطان، كه فرمودند: "قم"، گرفته شده و بنابر روايت دوم از قيام گرفته شده و چون كشتى نوح در اين سرزمين قائم شد و ايستاد، لذا آن را قم گفتند و طبق روايت سوم به تناسب حضور مردم قم با قائم آل محمّد و قيام اهل قم با آن حضرت و استقامت آنان، اين سرزمين را قم ناميدهاند.
البته اين وجوه و مناسبات، قابل جمع نيز مىباشد؛ يعنى مىتواند تمام اين وجوه، وجه مناسب نامگذارى اين شهر به قم باشد كمااينكه روايت سوم خود متضمن سه وجه مناسبت است كه هريك براى نامگذارى كافى بود. يكى حضور مردم قم با حضرت قائم عليهالسّلام، ديگرى قيام آنان با آن حضرت و سوم استقامت آنان در اين راه.