تفسير كلمه‌ هدف‌ - فلسفه خلقت انسان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فلسفه خلقت انسان - نسخه متنی

عبدالله نصری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تفسير كلمه‌ هدف‌

اينكه‌ چرا انسان‌ درباره‌ هدف‌ آفرينش‌ سؤال‌ مي‌كند به‌ اين‌ علت‌ است‌ كه‌آدمي‌ هر كاري‌ را كه‌ انجام‌ مي‌دهد از غرض‌ و هدف‌ عاري‌ نيست‌. به‌ عبارت‌ديگر هر يك‌ از اعمال‌ و رفتار انسان‌ داراي‌ هدف‌ است‌. براي‌ مثال‌ انسان‌ غذامي‌خورد تا سير شود؛ مي‌نوشد تا سيراب‌ شود؛ مي‌خوابد تا تجديدقواي‌جسمي‌ و روحي‌كند. كارمي‌كند تازندگي‌خود راتأمين‌كند. و...

به‌ هريك‌ از مثالهاي‌ فوق‌  كه‌ بنگريم‌ هدف‌ و غرضي‌ را مشاهده‌ مي‌كنيم‌ــ سيري‌، رفع‌ تشنگي‌، مصون‌ ماندن‌ از بيماري‌، تجديد نيرو، تأمين‌ زندگي‌و... اگر به‌ اين‌ اهداف‌ بنگريم‌ در مي‌يابيم‌ كه‌ هر يك‌ از اينها ريشه‌ در جلب‌نفع‌ و دفع‌ ضرر دارند. براي‌ مثال‌ سيري‌ از يك‌ طرف‌ موجب‌ افزايش‌ نيروي‌مادي‌ است‌ (جلب‌ نفع‌) و از سوي‌ ديگر موجب‌ جلوگيري‌ از بيماري‌ (دفع‌ضرر) يا تأمين‌ زندگي‌ از يك‌ جهت‌ براي‌ ادامه‌ بقا (جلب‌ نفع‌) و از جهت‌ديگر براي‌ دوري‌ از فقر و بدبختي‌ است‌. (دفع‌ضرر).

بنابراين‌ هريك‌ازاعمال‌ و افعالي‌ را كه‌ انسان‌انجام‌مي‌دهد براي‌آن‌است‌ تانيازهاي‌او را برطرف‌سازد. به‌ عبارت‌ ديگر براي‌ جلب‌ نفع‌ و دفع‌ ضرراست‌.

اصل‌ دومي‌ كه‌ بايد در تفسير هدف‌ دنبال‌ كرد اين‌ است‌ كه‌ هر فعل‌ وحركت‌ غايتداري‌ از سه‌ مرحله‌ عبور مي‌كند.

 

1. تصور و انديشه‌ و اشتياق  پيرامون‌ فعل‌ و غايت‌

اين‌ مرحله‌ خود داراي‌ مبادي‌ چهارگانه‌ زير است‌:

الف‌. تصور فعل‌ و تصديق‌ منفعت‌: يعني‌ فاعل‌ بايد در ابتداء فعلي‌ را كه‌مي‌خواهد انجام‌ بدهد تصور كند و به‌ سود و زيان‌ آن‌ بينديشد.

ب‌. شوق ، كه‌ از تصديق‌ سود انجام‌ فعل‌ حاصل‌ مي‌شود. پس‌ از آنكه‌فاعل‌ به‌ سود و زيان‌ فعل‌ خود انديشيد، در صورتي‌ كه‌ جهت‌ منفعت‌ و سوددهي‌ آن‌ را تصديق‌ كرد، در او شوقي‌ براي‌ انجام‌ فعل‌ پيدا مي‌شود.

ج‌. عزم‌ و اراده‌ براي‌ انجام‌ فعل‌: فاعل‌ پس‌ از آنكه‌ براي‌ انجام‌ فعل‌ درخود شوقي‌ پيدا كرد، تصميم‌ به‌ انجام‌ فعل‌ مي‌گيرد.

د. تحريك‌ قواي‌ محركه‌ بدن‌ براي‌ انجام‌ فعل‌: فاعل‌ پس‌ از تصميم‌ به‌انجام‌فعل‌، قواي‌وجودي‌ خود را براي‌تحقق‌بخشيدن‌ به‌ آن‌تحريك‌ مي‌كند.

2. تحقق‌ فعل‌ در عالم‌ هستي‌

پس‌ از آنكه‌ مبادي‌ چهارگانه‌ فوق‌ انجام‌ گرفت‌، فعل‌ در عالم‌ تحقق‌ پيدامي‌كند.

3. تحقق‌ غايت‌

پس‌ از آنكه‌ فعل‌ تحقق‌ عيني‌ پيدا كرد، غايت‌ آن‌ فعل‌ كه‌ مبدأ و انگيزه‌اساسي‌ فعل‌ بود تحقق‌ پيدا مي‌كند.

اصل‌ سومي‌ را كه‌ بايد به‌ آن‌ اشاره‌ كرد اين‌ است‌ كه‌ هر موضوعي‌ را كه‌انسان‌ هدفگيري‌ كند، براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ بايد مسيري‌ را طي‌ كند. مثلاً براي‌دانشمند شدن‌ بايد:

1. به‌ دبستان‌ و دبيرستان‌ و دانشگاه‌ رفت‌ و يا از استاد درس‌ گرفت‌.

2. به‌ كتابخانه‌ها و آزمايشگاهها براي‌ تمرين‌ و بهره‌برداري‌ مراجعه‌ كرد.

3. به‌ مطالعه‌ و تحقيق‌ پرداخت‌ و موضوعات‌ مورد مطالعه‌ را جدي‌گرفت‌.

4. قواي‌ فكري‌ را در موضوع‌ مورد تحقيق‌ متمركز كرد.

/ 47