قرب ربوبي - فلسفه خلقت انسان نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
انجام داد.» «اجتماعاتي كه احتياج به نيايش را در خود كشتهاند، معمولاً از فسادو زوال مصون نخواهند بود.» ويليام جيمز نيز درباره نيايش چنين ميگويد:«چنانكه حقايق و واقعيتهاي پزشكي را قبول داشته باشيم،پزشكاني چند اظهار داشتهاند كه در بسياري از موارد، دعا، دربهبودي حال بيمار مؤثر بوده است. بنابراين، بايد دعا را در معالجهبيماران يكي از وسايل مؤثر دانست. در مورد بسياري از مردم، دعابراي معالجات امراض روحي بسيار مؤثر بوده و در نتيجه، صحتبدني و جسمي آنها را در پي خواهد داشت.» «دعا و نماز امر ذهني و وهمي نيست و عبارت است از كسببيشتري از نيروي معنوي و يا به عبارت ديگر، رحمت الهي.»(5) بنابر آنچه گفتيم، عبادت كه در اسلام به عنوان فلسفه آفرينش و هدفخلقت شده است، داراي يك ويژگي مهم است كه هيچ يك از اديان ومذاهب كنوني از آن برخوردار نيست و آن اينكه شامل تمام فعاليتهاي انسانيميشود، چه آنجا كه انسان به نيايش خدا ميپردازد و به نماز ميايستد و خودرا ميسازد، و چه آنجا كه در قلب جامعه مشغول فعاليت و تلاش است، و چهدر كانون خانواده، آنجا كه با همسر و فرزندان يا پدر و مادر خود رابطهبرقرار ميسازد. در حالي كه عبادت در مذاهب ديگر منحصر به نيايش وبرقراري رابطه با خداست، و شامل فعاليتهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي،خانوادگي و غيره نميشود.قرب ربوبي
بالاترين مقامي كه انسان ميتواند به آن دسترسي پيدا كند، مقامقربالهي يا قرب ربوبي است. منظور از قرب ربوبي چيست؟ منظور از قرب ربوبي اين است كه آدمي به مقامي برسد كه ربط خود رابه خدا دريابد.دريابد كه سراسر موجودات عالم آفرينش عين ربط به اوهستند. همه موجودات عالم نه وابسته، كه عين وابستگي به او هستند.ي ايُّهاَ النّاسُ اَنتُمُ الْفُقَراءُ اِليَ اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنّيُ الْحَميدُ اي مردم شما نيازمند به خدا هستيد و تنها خداست كه بينياز وستوده است. (فاطر 15) اينكه ميگوييم منظور از كمال نهايي است كه انسان به مقامي برسد كهفقر خويش و وابستگي خود را به خدا درك كند. اين درك، درك حصولينيست، چرا كه درك حصولي را به كمك براهين فلسفي ميتوان به دستآورد؛ بلكه مراد درك حضوري و شهود عرفاني است.يعني انسان به آنمقامي دست يابد، كه به جز خدا به چيزي توجه نداشته باشد؛ وجود او عينخلوص شده و هيچ علمي از او جز براي رضاي خدا، سرنزند. انساني كه بهاين مقام دست مييابد هيچ گونه استقلالي براي خود قايل نبوده و در يكارتباط دايمي و شهود عرفاني با خدا به سر ميبرد. در اين مقام و مرتبه استكهديگراثريازخودوانيت براي او باقي نيست، هر چه هست، خداست و بس.امامعلي«(ع)» در رابطه با همين درك حضوري و شهود عرفاني ميگويد:لَمْ اَعبُدُ رَبَاً لَمْ ارَهُ خدايي را كه نديده باشم، نپرستيدهام.م رايْتُ شَيئاً اِل وَ رَايْتُ اللّهَ مَعَهُ من چيزي را نديدم مگر آنكه خدا را با آن ديدم.