فلسفه خلقت انسان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فلسفه خلقت انسان - نسخه متنی

عبدالله نصری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

كه‌كسان‌ ديگري‌ خود را در راه‌ عقايد يا آرزوهايي‌ به‌ كشتن‌ مي‌دهندكه‌ دل‌ بدان‌ خوش‌ كرده‌ بودند و به‌ آن‌ دليل‌ و بهانه‌ مي‌زيسته‌اند.پس‌ به‌ عقيده‌ من‌ معني‌ زندگي‌ واجب‌ترين‌ مسئله‌ است‌.» به‌ طور كلي‌ ديدگاه‌هاي‌ متفكران‌ را نسبت‌ به‌ جهان‌ هستي‌ و زندگي‌ به‌ سه‌دسته‌ زير مي‌توان‌ تقسيم‌ كرد:

الف‌. گروهي‌ كه‌ طرفدار فلسفه‌ خوش‌بيني optimism هستند وبه‌ زندگي‌از نظرگاه‌ خوشيهايش‌ مي‌نگرند. اينان‌ در حقيقت‌ هم‌ زيباييها و هم‌ بديهاي‌زندگي‌ را مي‌بينند ولي‌ معتقدند كه‌ لذايذ و خوشيهاي‌ زندگي‌ بر آلام‌ واندوهاي‌ آن‌ فزوني‌ دارد. به‌ عبارت‌ ديگر غلبه‌ و پيروزي‌ از آن‌ خوشيهاي‌زندگي‌ است‌. رنجها و دردهاي‌ زندگي‌ امور نسبي‌ و زودگذر بوده‌، خواه‌ناخواه‌ از ميان‌ خواهد رفت‌. به‌ طور كلي‌ انديشه‌ خوش‌بيني‌ در معاني‌ زير به‌كار رفته‌ است‌:

1. خوش‌بيني‌ به‌ معنايي‌ كه‌ لايبنيتس‌ Lei niz در نظر مي‌گيرد: لايبنيتس‌معتقد است‌ كه‌ اين‌ جهان‌ بهترين‌ جهانهاي‌ ممكن‌ است‌ و هر آنچه‌ كه‌ درجهان‌ آفرينش‌ روي‌ مي‌دهد به‌ بهترين‌ وجه‌ ممكن‌ است‌.

2. خوش‌بيني‌ از نقطه‌ نظر نظام‌ هستي‌ و اينكه‌ وجود مساوي‌ با خير است‌.و شرور نيز يا عدم‌ هستند يا از امور عدمي‌ به‌ شمار مي‌روند.

3. خوش‌بيني‌ به‌ معنايي‌ كه‌ طبيعت‌ انسان‌ ذاتاً نيك‌ است‌ و اگر بدي‌ وزشتي‌ از انسان‌ سرزند، ناشي‌ از نارساييهاي‌ تربيتي‌ و نابسامانيهاي‌ محيط‌اجتماعي‌ است‌. ژان‌ ژاك‌ روسو از طرفداران‌ اين‌ نظريه‌ است‌.

4. خوش‌بيني‌ به‌ معنايي‌ كه‌ انسان‌ تمامي‌ امور و وقايعي‌ را كه‌ در جهان‌هستي‌ روي‌ مي‌دهد، نيك‌ و خوشايند بداند. به‌ عبارت‌ ديگر با خود چنين‌انديشد كه‌ به‌ فرض‌ اگر سيل‌ و طوفان‌ خانمان‌ براندازي‌ به‌ وجود آيد، ناشي‌از حكمت‌ و مصلحت‌ است‌.

5. خوش‌بيني‌ به‌ معنايي‌ كه‌ انسان‌ هستند به‌ وجود پديده‌هاي‌ زشت‌ ونازيبا اعتقاد داشته‌ باشد، ولي‌ پيروزي‌ را با امور خير و نيكو بداند.

6. خوش‌بيني‌ به‌ معنايي‌ كاملاً منفي‌ كه‌ يك‌ انسان‌ براي‌ گريز ازمسئوليت‌ ديده‌ بر تمامي‌ واقعيات‌ بسته‌ و هر بلاي‌ اجتماعي‌ را كه‌ به‌ وقوع‌مي‌پيوندد بگونه‌اي‌ خوشبينانه‌ توجيه‌ كند.

ب‌. گروهي‌ كه‌ طرفدار فلسفه‌ بدبيني‌ Pesimism بوده‌، به‌ زندگي‌ و جهان‌هستي‌ از ديدگاه‌ بديها و زشتيهاي‌ آن‌ مي‌نگرند. اين‌ افراد تنها به‌ رنجها ودردهاي‌ زندگي‌ نگريسته‌ و اميدي‌ به‌ پيروزي‌ خير ندارند. به‌ طور كلي‌بدبيني‌ در معاني‌ زير به‌ كار رفته‌ است‌.

1. بدبيني‌ از نظر نظام‌ هستي‌ و اينكه‌ آنچه‌ در جهان‌ هستي‌ اصيل‌ است‌شرور است‌. امور خير اموري‌ موقت‌ و زودگذر بوده‌ و آنچه‌ كه‌ در عالم‌هستي‌ دوام‌ دارد شر و فساد است‌.

2. بدبيني‌ نسبت‌ به‌ طبيعت‌ انسان‌، يعني‌ اينكه‌ طبيعت‌ آدمي‌ ذاتاً فاسد وشرارت‌انگيز است‌. اگر رفتار خوبي‌ هم‌ از انسان‌ سرزند آن‌ رفتار بر حسب‌تصادف‌ بوده‌، و در باطن‌ آن‌ شري‌ براي‌ فاعل‌ آن‌ موجود بوده‌ است‌.ماكياولي‌ از طرفداران‌ اين‌ نظريه‌ است‌.

3. بدبيني‌ به‌ معنايي‌ كه‌ انسان‌ درد و رنج‌ را اصيل‌ دانسته‌، خوشي‌ را امري‌تبعي‌ بداند و معتقد باشد كه‌ غم‌ و درد بر خوشي‌ و لذت‌ غلبه‌ دارد. از اين‌ نظرگاه‌ رنج‌ و درد اصيل‌ است‌ و لذت‌ و خوشي‌ جز فقدان‌ درد و رنج‌ نيست‌.

/ 47