شدن آن است «1». و اما راغب گفته است: اصل ماده" فطر" به معناى شكافتن چيزى از ناحيه طول است، وقتى مىگويند:" فلان فطر كذا فطرا" و يا مىگويند:" افطر فطورا" و يا مىگويند: فلان چيز" انفطر انفطارا" همه به معناى اين است كه فلان چيز را از طرف طول شكافت و يا فلان چيز از جهت طول شكافته شد ... و اما فطر كردن خدا خلق را به معناى ايجاد و ابداع آن است، ايجاد بر هيات و وصفى كه فعلى از افعال ترشح كند، (و خاصيت اثرى از آثار داشته باشد، و در خصوص انسان ايجاد آن است بطورى كه مسائلى را بدون تعليم درك كند) پس اينكه در قرآن كريمش مىفرمايد:" فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها" اشارهاى است از آن جناب به آن درك و ارتكازى كه انسانها به آن درك آفريده شدهاند و آن ارتكاز شناختن خدا است، و" فطرة اللَّه" عبارت است از آن نيرويى كه در انسان قرار داده شده تا با آن نيرو ايمان به خدا را تشخيص دهد، كه به همين معنا در آيه شريفه" وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ" اشاره شده و همين درك فطرى است. «2»
معناى" فطر" و" فطرة اللَّه" و فرق بين" فطرت" و" خلق"
ولى به نظر چنين مىرسد كه ماده" فطر" به معناى پديد آوردن از عدم محض است (به خلاف خلقت، كه بر پديد آوردن ساختمان از آجر و آهن نيز صادق است) و آن خصوصيتى كه از" فطر الناس" فهميده مىشود از بنا و صيغه" فعلة" فهميده مىشود چون اين صيغه را در جايى بكار مىبرند كه بخواهند بنا و ساختمان نوع را برسانند. پس در جمله" فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها" «3» درك فطرى بشر، از كلمه" فطرة" فهميده مىشود نه از ماده" فطر" و بنا بر اين كه گفتيم فطرت به معناى خلقت از عدم محض است پس اينكه بعضىها «4» فطرت را به معناى خلقت گرفتهاند از راه صواب دور شدهاند براى اينكه ماده" خلق" به معناى ايجاد صورت از ماده است به اين صورت كه چند ماده را با هم جمع كنيم و چيزى جديد و نو بسازيم، و اگر خلقت به معناى فطرت و ايجاد از عدم محض بود خدا آن را به عيسى بن مريم (ع) نسبت نمىداد و نمىفرمود:" وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ" «5».
(1) مجمع البيان، ج 3، جزء 11، ص 168، ط بيروت.(2) مفردات راغب، ماده فطر.(3) (از دين خدا كه) فطرت خلق را بر آن آفريده است (پيروى كن)." سوره روم، آيه 30"(4) تفسير الدر المنثور، ج 3، ص 337.(5) آن زمان را كه از گل چيزى به شكل مرغ درست كردى و در آن دميدى و به اذن من مرغى زنده شد. " سوره مائده، آيه 110"