اماکن سیاحتی و زیارتی دمشق نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اماکن سیاحتی و زیارتی دمشق - نسخه متنی

اصغر قائدان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

الف ـ بُصرى و آثار اسلامى و تاريخى آن

يكى از شهرهاى تاريخى و بسيار قديمى سوريه «بُصْرى» است كه در 132 كيلومترى جنوب دمشق قرار دارد. اين شهر در گذشته دور از توابع حوران بوده و اكنون يكى از شهرهاى استان سويدا است. قدمت بصرى از لحاظ تاريخ و تمدن شهرنشينى به هزاره اول پيش از ميلاد مى رسد و هم اكنون نيز آثارى از آن دوران بر جاى مانده است. شهر بصرى در قبل و بعد از اسلام، واسطه تجارتى شبه جزيره و شام بوده و كاروان هايى كه از شبه جزيره براى تجارت به شام مى آمدند، ابتدا توقف كوتاهى در شهر بُصرى داشته و پس از انجام تجارت مقدماتى و استراحت لازم به سوى دمشق حركت مى كردند.

بُصرى نزد مسلمانان و مورخان اسلامى نقش و موقعيتى ويژه دارد; زيرا حدود سى سال قبل از بعثت رسول خدا(ص) شاهد قدوم مبارك آن حضرت در سن نه يا ده سالگى بوده است. سر انجام اين شهر در سال سيزده هجرى به وسيله خالد بن وليد با صلح فتح گرديد. شهر بُصرى در عصر حاضر همچنان جلوه تاريخى و قديمى خود را حفظ كرده و در حقيقت بايد گفت به همان حال باقى مانده و جز قسمت اندكى، بيشتر شهر تخريب شده است.

آثار شهر قديمى بُصرى، آن را بصورت ويرانه و يا مخروبه اى جلوه گر ساخته كه اين آثار خود بيانگر تمدنى درخشان در وراى قرنها و هزاره هاست. پس از «قلعه و مسرح بصرى» كه از آن سخن خواهيم گفت، تا انتهاى شهر چيزى جز ويرانه و آثار مخروبه باقيمانده از بازارها، حمام ها، معابد و... ديده نمى شود. در بعضى از همين ويرانه ها، مردمى بسيار فقير، با قرار دادن سقفى از برگ درختان يا چوب و سنگ در آنها زندگى مى كنند. خانه هايى نيز كه ساخته شده از معمارى سنتى بطور كامل بهره برده و از سنگهاى نامنظم كوهى در بناى اين خانه ها استفاده شده است; گويى وقتى انسان وارد شهر بصرى مى شود بنظر مى رسد حداقل به هزار سال قبل برگشته و با مردمى بر خورد مى كند كه از قافله صنعت و عصر تكنولوژى و... هزاران سال فاصله دارند.

ساكنين آن در نهايت فقر و تنگدستى بسر برده، خانه ها و زندگى بسيار محقرى دارند كه شايد سطح زندگى آنان از روستانشينان نيز پائين تر باشد، ولى همين مردم قلبهايى مهربان و مملو از محبت و ميهمان دوستى دارند. در اين شهر آثارى تاريخى و حائز اهميت كه كوله بارى از قـرنـها حـوادث، آنـها را راسـت قـامـت تـر نمـوده وجـود دارند كه به شرح آنها مى پردازيم.

1 ـ دروازه اصلى و تاريخى شهر

اين شهر در دوران رومى ها و قبل از اسلام داراى ديوار و استحكامى قوى بوده كه اكنون بعضى ازقسمتهاى خراب شده آن موجود و در سمت غرب آن دروازه بزرگ و اصلى شهر با مقدارى ازديوار قديمى آن همچنان پابرجاست. دروازه ياد شده كه از آثار قرن دوم قبل از ميلاداست امروزه درحدود دويست مترى داخل شهر واقع شده واطراف آن ميدان كوچكى است.

2 ـ قلعه و تئاتر بُصرى

يكى از آثار قديمى و عبرت انگيز شهر بصرى، مجموعه اى است كه داراى قلعه، حمام، ورزشگاه و تئاتر بوده و اطراف آن خندق نسبتاً بزرگى حفر شده است. اين مجموعه در مركز شهر قرار دارد و به وسيله پلى از سنگ كه بر روى خندق ساخته شده با داخل مرتبط مى شود.

در دو طرف اين پل مجسمه هاى سنگى از آثار رومى ها نصب و از سمت راست با عبور از درب قلعه به «مسرح» يا تئاتر بصرى راه مى يابيم. پس از عبور از راهرويى بسيار تاريك ـ در سمت راست ـ سالنى بدون سقف ديده مى شود كه نيم ستونهاى سنگى از دوران روم در آن باقى است و گويا ستونهاى سقف را تشكيل مى داده كه تخريب شده اند. احتمال مى رود اين جا تالار بزرگ و ميهمانسراى اين قلعه بوده است. در سمت چپ اين محل پلكانهاى بسيار باريك ما را به طبقه بالا راهنمايى مى كنند كه در حقيقت به بالاترين نقطه ورزشگاه يا تئاتر قلعه مرتبط است. در بالاى اين مكان به يكى از اعجاب انگيزترين و جذاب ترين اثر تاريخى و هنرى يعنى ورزشگاهى از دوران روم مُشرِف مى شويم. محوطه و شكل اين مكان مشابه ورزشگاههاى كنونى است كه پلكانهايى بصورت نيم دايره در حدود چهل رديف از كف تا بالاترين داشته و نقطه محل نشستن تماشاچيان بوده است.

فضاى ميدان به طول 102 متر و ارتفاع 26 متر مى باشد كه حدود پانزده هزار نفر را در خود جاى مى داده است. در آن دوران، اين جا عرصه رزم و تنازع بقا بوده است. گلادياتورها، در مقابل تماشاچيان بى عاطفه بطور بيرحمانه اى به جان يكديگر افتاده و شرط آزادى خويش يعنى كشتن رقيب را با وحشيگرى هر چه تمام تر تحقق مى بخشيدند. آنان با ريختن خون يكديگر ساعاتى از نشاط را براى مردمى كه از ديدن جان دادن ديگران لذت مى بردند فراهم مى كردند.

در اين ميدان گاهى اسرا و بردگان به كام شيران گرسنه مى افتادند و كمتر كسى بود كه مى توانست از اين معركه جان سالم بدر برد. در سمت جنوب ورزشگاه و در قسمت تحتانى آن، جايگاه اصلى و محل نشستن امرا، پادشاهان و بزرگان بوده است. در پشت اين مكان يعنى در طبقه بالاى سمت راست، سالن بزرگ ديگرى است كه اكنون بصورت موزه اى مخروبه در آمده است. در اين سالن نيم تنه ها و سرهاى سنگى فراوانى از مجسمه هاى خدايان، بزرگان و اشراف برده دار رومى به نمايش درآمده ولى بيشتر آثار اين سالن به سرقت رفته اند. احتمال مى رود اين امر در دوران تسلط فرانسويها بر شهر انجام پذيرفته باشد. در سمت راست اين سالن، يك نقاشى ديوارى بسيار زيبائى از اتصال هزاران قطعه كوچك سنگى رنگين به جلوه هنرى اين سالن افزوده است. بنظر مى رسد از دوران رومى ها تاكنون در اين مجموعه عظيم هيچ ترميم و تجدد بنايى صورت نگرفته باشد.


3 ـ بازار، حمام ها و معابد بُصرى

كمى پائين تر از قلعه و ورزشگاه بصرى، ويرانه قديمى شهر آغاز و ابتداى آن دروازه اى كوچك كه تنها ستونهاى آن باقى مانده اند ديده مى شود كه دروازه بازار بزرگ بصرى بوده است. پس از آن بازار شهر قرار داشته كه روزگارى همواره يكى از مراكز مهم اقتصادى سرزمين شام محسوب و همه روزه شاهد حضور هزاران نفر از تجار نقاط مختلف و تلاش فراوان آنان در انجام امور تجارى بوده است; ولى اكنون پس از حدود 23 قرن، جز ويرانه ها و ستونهاى آن چيزى ديده نمى شود. در كنار بازار، بقاياى چند حمام از قرون اوليه اسلامى كه سالمتر از بقيه آثار است ديده مى شوند. در كنار آن نيز بقاياى ويرانه يك كليسا و يا معبد متعلق به قرون دوم و سوم ميلادى است.

4 ـ جامع عمرى

حدود دويست متر بالاتر از بازار و در انتهاى قسمتى از شهر قديمى بصرى، مسجدى به نام عمرى از بناهاى قرن اول هجرى وجود دارد. اين مسجد در ابتدا كليسا بوده و پس از فتح شهر به مسجد تبديل شده است. جامع عمرى در سال 1327 ميلادى تعميراتى بسيار جزيى يافته ولى تركيب بناى آن از همان دوران تاكنون باقى مانده است. مسجدى است بسيار كوچك و از سنگهاى كوهى نامنظم ساخته شده و مأذنه اى چهار گوش و كوچك دارد. هم اكنون اهالى در اين مسجد نماز مى گزارند.


5 ـ دير و كليساى بُحيراى راهب

در سمت راست مسجد عمرى، در كوچه هاى باريك و قديمى در حدود پانصد متر بالاتر ـ در سمت راست كوچه ـ به بناى مخروبه كليسايى بر مى خوريم كه زمانى «بُحيراى راهب» در آن به عبادت و تهجد، روزگار مى گذرانيده است. اين مكان نزد مسلمانان اهميت و قداست ويژه اى دارد زيرا پيامبر(ص) در دوران نوجوانى و حدود سى سال قبل از بعثت براى انجام تجارتى همراه ابوطالب به شام آمده بود; كاروان آنان در اين مكان به وسيله راهبى بُحيرا نام متوقف شده و مورد پذيرايى قرار گرفت. چون بُحيرا به نوجوان همراه كاروان يعنى محمد(ص) نگريست با ديدن علائمى كه در كتاب آسمانى خود از پيامبر(ص) خوانده به ابوطالب گفت كه وى را محافظت كن و من در ناصيه او مهر پيامبرى مى بينم. مسائلى كه پيرامون اين واقعه در منابع آمده است(336). صرف نظر از شاخ و برگهاى فراوان و معجزات بدون دليلى كه اغلب از جانب مسيحيان و مستشرقان به اين ماجرا زده شده و در اين مبحث جاى سخن از آن نيست، در اينكه روزى چنين حادثه اى رخ داده و پيامبر(ص) در سن نه يا ده سالگى در اين مكان حضور يافته اند شكى نمى توان داشت. در هر حال محل مورد نظر ارزش و قداستى ويژه در تاريخ اسلام دارد. كليسايى كه اكنون مخروبه آن ديده مى شود به ظاهر در دوره بيزانس (قرن چهارم ميلادى) يعنى سه قرن قبل از اسلام ساخته شده و در دوران هاى بعدى از حيّز انتفاع خارج گرديده و تعميراتى در آن صورت نگرفته است. مساحتى حدود يكصد متر داشته و در ورودى آن آهنى و اكنون مسدود است. در ديوار انتهايى كليسا آثار محراب آن نيز باقى است. شايان گفتن است كه سقف آن نيز به مرور زمان از بين رفته و امروزه تنها ديواره هاى مرتفع آن باقى مانده است. علامت صليبى كوچك بر ديواره غربى يعنى بالاى در ورودى كنده شده و كتيبه اى به زبان سريانى نيز بر آن ديده مى شود.

6 ـ جامع مبرك يا ناقه

در آخرين نقطه شهر يعنى حدود سيصد متر بالاتر از «كليساى بحيرا» ـ در سمت راست ـ نماى مسجدى ديده مى شود. كه داراى مناره اى كوچك و در ورودى بسيار كوتاهى است و براى ورود به آن بايد خم شد و سپس داخل آن گرديد. اين جا «جامع مبرك» است كه سابقه اى تاريخى از قرون نخستين اسلام داشته و يادگار وقايعى مقدّس و بزرگ است. گويند در اين مكان ناقه و شتر پيامبر(ص) بر زمين نشسته است و بعضى گويند نخستين شتر حامل قرآن در آن بر زمين نشسته و بعدها مسجدى ساخته اند كه حذف «مبرك» (محل نشستن شتر) ناميده شده است.

مسجدى است بسيار كوچك با بنايى قديمى كه كوله بارى از دهها قرن قدمت بر دوش دارد. در داخل مسجد، شبستان كوچكى است كه در عصر حاضر تعميراتى در آن انجام شده و اكنون مردم محل در آن نماز مى گزارند. در سمت راست اين شبستان، حجره اى كوچك و تاريك است و داخل آن قطعه سنگى بر روى زمين به ابعاد 5/1×5/1 متر ديده مى شود. نگارنده اين سطور چهار گودال كوچك باندازه زانو و يا پاى يك شتر كه بر اين سنگ فرو رفته را ديده است. ريش سفيدان محل مى گفتند: اين نشانه همان جاى زانوى شتر رسول خدا(ص) يا حامل قرآن به بُصرى است. «والله اعلم بالصواب».

/ 188