كاروان سايه - زمزمه ها نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

زمزمه ها - نسخه متنی

محمدرضا شفیعی کدکنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید














كاروان سايه

زان درين محفل
چو ني ما را نوايي برنخاست

كز حريفان
همدم درد آشنايي بر نخاست

با همه بيداد ها كز
چرخ بر ما مي رود

زير محراب فلك
دست دعايي بر نخاست

ديدي اي دل عاقبت
زين موج و دريا چون حباب

كشتي ما غرقه گشت و
ناخدايي برنخاست

رفتم و آگه نگشتي
زان كه هرگز در سفر

كاروان سايه را آواز
پايي برنخاست

هيچ كس در اوج
آزادي پري نگشود و باز

زين همه مرغان دون
همت همايي برنخاست

شهسوار آرزوي
ما به خاك و خون نشست

وز كران دشت ها
گردي ز جايي برنخاست

/ 48