بر خاك و خار و خارا - زمزمه ها نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

زمزمه ها - نسخه متنی

محمدرضا شفیعی کدکنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید














بر خاك و خار و خارا

سر گرم جلوه ديدم
آن شهسوار خود را

دادم هنان به
طوفان صبر و قرار خود را

آن شهسوار
تمكين مست از برم چو بگذشت

كردم نثار راهش
مشت غبار خود را

فرهاد پاكبازم
كز برق تيشه ي عشق

افروختم به حسرت
شمع مزار خود را

من بودم آن گل زرد
كز جلوه ي نخستين

آيينه خزان ديد صبح
بهار خود را

آن رهرو جنونم
كز خون خود نوشتم

بر خاك و خار و خارا
هر يادگار خود را

خوش باد وقت آن
كو ز آغاز جاده ي عشق

چون شمع كرد روشن
پايان كار خود را

كو دشت بي كراني
تا سر دهم چو مجنون

اين هاي هاي زار
ديوانه وار خود را

/ 48