پيغام
مستيم و دل به چشم توو جام داده ايم
سامان دل به جرعه
فرجام داده ايم
محرم تري ز مردمك
ديدگان نبود
زان بانگاه سوي
تو پيغام داده ايم
چون شمع اگر به محفل
تو ره نيافتيم
مهتاب وار بوسه
بر آن ببام داده ايم
دور از تو با سياهي
شب هاي غم گذشت
اين مردني كه
زندگي اش نام داده ايم
با ياد نرگس تو
چو باران به هر سحر
صد بوسه بر شكوفه
بادام داده ايم
وز موج خيز
فتنه دل بي كشيب را
در ساحل خيال تو
آرام داده ايم