شرمنده برق - زمزمه ها نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

زمزمه ها - نسخه متنی

محمدرضا شفیعی کدکنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید














شرمنده برق

در سير طلب رهرو كوي
دل خويشم

چون شمع ز خود رفتم
و درمنزل خويشم

جز خويشتنم
نيست پناهي كه در اين بحر

گرداب نفس باخته ام
ساحل خويشم

در خويش سفر
مي كنم از خويش چو دريا

ديوانه ديدار حريم دل
خويشم

بر شمع و چراغي نظرم
نيست درين بزم

آب گهرم روشني
محفل خويشم

در كوي جنون
مي روم از همت عشقش

دلباخته ي راهبر كامل
خويشم

با جلوه اش از خويش
برون آمدم و باز

آيينه صفت پيش
رخش حايل خويشم

خاكستر حسرت شد و
بر باد فنا رفت

شرمنده برق سحر از
حاصل خويشم

/ 48