على جانشين من است - میزان الحکمه جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

میزان الحکمه - جلد 2

محمد محمدی ری شهری؛ ترجمه حمیدرضا شیخی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


على جانشين من است

ـ پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله اى بنى هاشم ! همانا برادرمن , وصى من و وزير من و جانشين من در ميان خانواده ام على بن ابى طالب است او دين مرا مى پردازد و وعده ام را به كار مى بندد.

ـ جبرئيل نزد من آمد و گفت : اى محمد! پروردگارت [ به تو درود مى فرستد و ] مى گويد: همانا على بن ابى طالب وصى وجانشين تو در ميان خانواده و امت تو مى باشد.

ـ اشاره به على عليه السلام ـ : اين برادر و وصى و جانشين من در ميان شماست فرمانش را بشنويد و اطاعت كنيد.
على وصى من است ـ پيامبر خداصلى اللّه عليه و آله .

همانا وصى من , رازدارمن و بهترين بازماندگانم و كسى كه وعده ام را به كار مى بندد و دينم را ادا مى كند على بن ابى طالب است .

ـ هر پيامبر وصى و وارثى دارد و على وصى و وارث من است .

ابـن ابـى الحديد مى نويسد: بعد از رحلت پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله حضرت على به نام وصى رسول اللّه خوانده مى شد چون پيامبر مطالب و خواسته هاى خود را به او وصيت كرده بود اصحاب و هـم باوران ما اين مطلب را انكار نمى كنند اما مى گويند: اين وصيت در زمينه خلافت نبوده بلكه درباره بسيارى از امور و مسائل نوظهور پس از ايشان بوده است .

وى اشـعـار فـراوانى را از شاعران صدر اسلام زير عنوان ((اشعارى كه درباره وصايت على سروده شده )) بازگو كرده است او درتوضيح اين جمله امام كه : ((وصيت و وراثت در ميان ايشان است )) مـى گـويـد: مـا شـك نـداريـم كـه عـلـى عـلـيـه الـسـلام وصـى پـيـامـبـر خـدا بـوده اسـت ,ـش گـوايـن كـه افـرادى كـه ازنظرما كينه توزند, اين نكته را قبول ندارند البته به عقيده ما مقصود از وصيت نص و خلافت نيست بلكه مسائل ديگرى است كه ـ اگر روشن شوند ـ شايد برتر و مهمتر از موضوع خلافت باشند.

هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست .

ـ پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله هر كه من مولاى اويم على نيز مولاى اوست .

ـ اى بـريـده ! آيـا مـن به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر نيستم ؟

عرض كردم : البته , اى پيامبر خدا فرمود: هر كه من مولاى اويم على هم مولاى اوست .

ـ عـبدالرحمن بن ابى ليلى : على را ديدم كه در رحبه (كوفه ) مردم را سوگند مى دهد: شما را به خـدا سـوگند مى دهم اگر كسى از شماهست كه شنيده باشد پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله در روز غدير خم مى فرمود: ((هر كه من مولاى اويم , پس على مولاى اوست ))برخيزد و گواهى دهد عـبـدالـرحـمـن مـى گـويـد: دوازده تن از بدريان كه گويى هم اكنون يكايك آنان را مى نگرم , بـرخـاسـتند و گفتند:گواهى مى دهيم كه شنيديم پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله در روز غدير مى فرمود: آيا من به مؤمنان سزاوارتر نيستم ؟

عرض كرديم : البته , اى پيامبر خدا پيامبر فرمود: هر كـه مـن مـولاى او هـستم على نيز مولاى اوست خدايا دوست بدار هر كه را دوستدارعلى باشد و دشمن بدار هر كه را با او دشمنى ورزد.

على ولى هر مؤمنى است .

ـ پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله على از من است و من از او او ولى هر مؤمنى است .

ـ عـمـران بـن حـصين : پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله سپاهى را به فرماندهى على بن ابى طالب گـسـيـل داشـت او در ايـن سـفـر كارى كرد ما هرگاه از سفر برمى گشتيم ابتدا خدمت پيامبر خـداصـلـى اللّه عليه و آله مى رسيديم پس , بر آن حضرت سلام كرديم مردى ازآن ميان برخاست و عـرض كـرد: اى پيامبر خدا, على چنين و چنان كرد پيامبرازاوروى گرداند مردديگرى برخاست و هـمان گفت كه آن اولى گفته بود تا آن كه چهارمى برخاست و سخنان همان نفر اول را به زبان آورد پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در حالى كه چهره اش متغير شده بود روبه اوكرده فرمود: رها كـنـيـد على را, رها كنيد على را, رها كنيد على را , همانا على از من است و من از او او پس از من ولى هر مؤمنى است .

ـ وهـب بـن حمزه : با على بن ابى طالب از مدينه به مكه سفر كردم در راه از او اندكى تندى ديدم گفتم : وقتى برگشتم و پيامبرخداصلى اللّه عليه و آله را ديدم از او بد خواهم گفت او مى گويد: وقـتـى بـرگـشـتـم و به ديدار پيامبر خداصلى اللّه عليه و آله رفتم از على بدگويى كردم پيامبر خـداصـلـى اللّه عـليه و آله به من فرمود: اين حرفها را در باره على مگو همانا على بعد از من ولى شماست .

ـ بريده اسلمى : پيامبر خدا به ما دستور داد به على به عنوان امير مؤمنان سلام كنيم در آن روز ما هفت نفر بوديم و من از همه كوچكتر بودم .

/ 196