دسته ديگرى از تعاريف وجود دارند كه بيانى نمادين از دين ارائه مىنمايند. نمادگرايان به واسطه داشتن يك ديدگاه تلفيقى نسبتبه دين و لحاظ نمودن دو خصلت «معرفتى» و «عاطفى» براى آن، در جايى ميانه عقلگرايان و عاطفهگرايان مىنشينند. (56) نماد كه پيش از اين مورد توجه و بحاثى فلاسفه، اديبان و مردمشناسان نيز بوده است، عنصرى است كه «معانى» عميق و متعددى را به صورت سربسته و متراكم در خود ذخيره مىسازد، به نحوى كه جز از طريق رمزگشايى و تفسير نمىتوان به مفهوم و مقصود نهفته در كنه آن دست پيدا كرد. نمادگرايان بر دو اصل اساسى تاكيد مىنمايند: 1. نمادسازى ويژگى انحصارى بشر است كه از طريق آن به ارزشها، علقهها و عواطف مورد احترام خويش قالبى رمزگونه مىبخشد. 2. نظامات نمادين لزوما تبيينكننده واقعيات نيستند; بلكه تجلى و بروز نه چندان آشكار نظامات روانى و اجتماعى يك جامعه مىباشند. در همين نقطه است كه تفاوتهاى مهمى ميان نمادگرايان از يكسو و دو نحله سابق در سوى ديگر نمايان مىشود. يعنى در حالى كه عقلگرايان با رويكردى «صورتگرايانه»، (Literalistic) با مفاهيم و مقولات دينى مواجه شده و براى درك و شناخت آن به روشهاى تبيينى متوسل مىشوند، نمادگرايان به «انگاره متون»، (Text Paradigm) تعلق دارند كه معتقد است نظامات فرهنگى بايد به مثابه يك متن قرائت و تفسير شوند. آنها در عين حال، به دليل تاكيدشان بر عناصر نظرى مربوط به جهانشناسى دينى:، (Roberts, 1990:12) از رهيافت عاطفهگرايانه كه وجود هرگونه هسته نظرى و معرفتى را از دين نفى مىنمايد يا دستكم براى آن مكانت ذاتى و اولى قائل نيست، جدا مىگردند. به علاوه، نمادگرايان به واسطه تاويل عينيات و واقعيات به عناصر و اجزاء معنادار در يك نظام نمادين، در تقابل و تضارب كامل با «تحويلگرايان»، (Reductionists) قرار مىگيرند و به سبب تاكيدشان بر «عمل» و «رفتار مناسكى» به عنوان عناصرى نمادين، به «عملگرايان» نزديك مىشوند. اهتمام برخى از نمادگرايان نسبتبه «كاركرد» نماد در حيات بشرى، قطعنظر از معنا و مفاهيم نهفته در جوف آن، آنها را به «كاركردگرايان» نيز نزديك ساخته است. در عين حال، ويژگى مهمى آن دو را از هم متمايز و جدا مىسازد و آن بىاعتنايى و بلكه بدگمانى كاركردگرايان نسبتبه درك و شناخت كنشگران از رفتار دينى خويش، در مقابل بها و احترامى است كه نمادگرايان و به تعبيرى، اصحاب «رهيافت معنا» (57) به تلقى و تفسير فاعل اجتماعى از آن مىدهند.